امسال مصادف است با سیامین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷. کشتار بیرحمانهای که هنوز وجدانهای بیدار را بهشدت تحت تأثیر آن قرار دارند. با اینکه این کشتار سبعیت رژیم حاکم نزد افکارعمومی را آشکار کرد، اما باید توجه داشت که سابقهٔ سرکوب در رژیم ولایت فقیه به آن مقطع زمانی محدود نمیشود. از همان روزهای نخست انقلاب، پروسه سرکوب برنامهریزی شد و قدم به قدم بهاجرا درآمد.
باید اذعان کرد که نیروهای سیاسی دگراندیش، خطر این سرکوبهای برنامهریزی شده را درست ارزیابی نکردند و این بیتوجهی وضعیتی را بهوجود آورده که ما تا هماکنون، تأثیرات مخرب آن را شاهد هستیم. متأسفانه بهدلیل ضعف اپوزیسیون مترقی، دامنهٔ این سرکوبها تا مقطع زمانی فعلی هم کشیده شده است.
روزنامهٔ همدلی، ۵ شهریورماه، در ارتباط با دستگیری قاسم شعلهسعدی و آرش کیخسروی، نوشت: “سید مهدی حجتی، یک عضو هیئتمدیره کانون وکلای دادگستری در یادداشتی نوشت: نحوهٔ انتقال و بدرقه همکارانمان به زندان مقصد به کیفیتی بوده است که بهشدت مورد اعتراض ما و همکاران وکیل ما قرار دارد و بهنظر نمیرسد که هیچ توجیهی برای بدرقه وکلای بازداشت شده با لباس زندان و دستبند به ندامتگاه تهران بزرگ وجود داشته باشد.”
خبرگزاری هرانا گزارش داد و نوشت: “محمد حبیبی، فعال صنفی و عضو هیئتمدیره کانون صنفی معلمان استان تهران که بهتازگی به ده سال و نیم حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است، روز یکشنبه ۴ شهریورماه جهت رسیدگی پزشکی به بیمارستان امام خمینی اعزام شد اما بدون دریافت خدمات درمانی مناسب به زندان بازگردانده شد. محمد حبیبی، فعال صنفی و عضو هیئت مدیرهٔ کانون معلمان استان تهران اکنون در زندان تهران بزرگ محبوس است و اخیراً طی حکم کارگزینی حقوق ماهیانه ایشان نیز قطع شده است.”
خبرگزاری هرانا،در گزارشی دیگر، نوشت: “نرگس محمدی نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر، که پیشتر در پی وخامت حال عمومی از زندان اوین به بیمارستان امام خمینی منتقل شده بود، روز جاری به زندان اوین بازگردانده شد.” همین خبرگزاری در ارتباط با یک زندانی سیاسی دیگر، آورد: “روز دوشنبه ۵ شهریورماه وکلای رامین حسینپناهی زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام که از چندی پیش بهدلیل نامشخصی به زندان رجاییشهر کرج منتقل شده، اعلام کردند که این زندانی در اعتراض به نقض حقوق قانونی و حکم صادره علیه خود با دوختن لبهایش دست بهاعتصاب غذا زده است.”
نسرین ستوده، حقوقدان زندانی، با انتشار نامهای از زندان ضمن اعلام اعتصاب غذا، ازجمله میآورد: “متعاقب بازداشتم از دو ماه پیش، مأموران وزارت اطلاعات در اقدامی غیرقانونی نهتنها مبادرت به بازداشت شهروند فرهیخته، آقای دکتر فرهاد میثمی نمودند بلکه با تفتیش منزل اینجانب و بستگان و دوستان درصدد کشف! نشانهای اعتراض به حجاب اجباری برآمدند. مأموران مربوطه وقتی در تفتیش منزل خواهر همسرم موفق به یافتن چیزی نشدند، در آخرین لحظه رسیور ماهوارهی آنها را به یغما بردند. ازآنجاکه تا کنون کلیهی مکاتبات اینجانب با مسئولان بینتیجه مانده است، ناگزیر در اعتراض به بازداشت و فشارهای قضایی متعدد بر خانواده، بستگان و دوستانم از تاریخ ۳/۶/۹۷ دست بهاعتصاب غذا میزنم.”
سایت زمانه در ارتباط با درگیری زندان فشافویه، نوشت: “نیروهای گارد زندان تهران بزرگ (فشافویه)، به درویشان گنابادی متحصن در تیپ سه این زندان حملهور شده و آنان را مورد ضربوشتم قرار دادهاند. سایت مجذوبان نور که خبرهای مربوط به درویشان گنابادی را پوشش میدهد، خبر داده که گارد زندان برای شکستن تحصن درویشان گنابادی به پرتاب گاز اشکآور متوسل شده است. بر اساس این خبر، نیروهای گارد که درویشان متحصن را از همدیگر جدا و عدهای از آنان را پشت درهای بسته محاصره کرده بودند برای سرکوب درویشان به پرتاب گاز اشکآور و حمله با باتوم متوسل شدهاند. ”
سایت زمانه در خبری دیگر، وضعیت دانشجویان بازداشتی را انتشار داد و نوشت: “خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از قول معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت علوم نوشته است: ٬حدود ۱۴ نفر از دانشجویان دانشگاههای علوم پزشکی در اعتراضات دیماه سال گذشته بازداشت شدند که برای دو نفر از این دانشجویان محکومیت صادر شد که یکی از این دانشجویان که البته حکم آن را من ندیدهام، دانشجویی از سمنان است که محکوم شده به مدت دو سال یک هفته در میان در نماز جمعه شرکت کند و یک دانشجوی دیگر نیز از بندرعباس محکوم به حبس شده که هنوز حکم این دانشجو بهدست من نرسیده است.٬
پروانه سلحشوری، نماینده مجلس با اشاره به صدور احکام سنگین برای برخی دانشجویان بازداشتشده در جریان اعتراضات سراسری دیماه سال گذشته و پس از آن، گفته بود فهرستی از دانشجویان بازداشتشده پس از وقایع دیماه ۹۶ تا کنون تهیه شده که تعدادی بالغ بر ۱۵۰ نفر است.
گزارشهای نقلقول شده در بالا، تنها گوشهای کوچک از وضعیت جامعه سیاسی ایران و زندانیان سیاسی است. اینکه با دستگیری یک یا چند نفر حجم گستردهای از اعلامیههای محکوم کننده در فضای مجازی انتشار مییابد، بهخودیخود باعث رهایی زندانیان سیاسی نمیشود. در طول چهار دهه گذشته و هماکنون، رژیم ولایت فقیه با یک سیاست کاملاً برنامهریزی شده، بیشترین فشارها را به زندانیان سیاسی، خانواده و حتی اقوام آنان وارد کرده و میکند و پایانی هم بر آن متصور نیست. دلیل آن هم این است که رژیم آگاه است که قدرتی بازدارنده در برابر سیاستها و اقدامهای او وجود ندارد. تمامی نیروهای سیاسی پس از چهار دهه حاکمیت جور و ظلم، باید به این سؤال جواب دهند: برای برونرفت از این وضعیت، چه راهکار و برنامهای را میتوان درپیش گرفت؟
نامۀ مردم