باگذشت بیش از هشت هفته از حمله نظامی روسیه به اوکراین، ابعاد فاجعهبار این جنگ و بهرهگیری امپریالیسم جهانی و پیمان تجاوزگر ناتو از آن بههدف گستردهتر کردن دامنهٔ نظامیگری در منطقه و جهان و سازمان دادن کارزارهایی هرچه وسیعتر بر ضد جنبش کارگری و کمونیستی و نیروهای مترقی و صلحدوست در جهان هر روز آشکارتر میشود.
بخش بزرگی از حزبها و جنبشهای کارگری و کمونیستی جهان با قابلدفاع ندانستن حملهٔ نابخردانه روسیه به اوکراین و هشدار در مورد خطرهایی که این حمله با کمک به پیشبُرد برنامههای راهبردی امپریالیسم جهانی و پیمان ناتو تمام منطقه و جهان را تهدید میکند، بهدرستی بر ضرورت پایاندادن بیدرنگ به این جنگ فاجعهبار برای مردم تأکید میکنند.
دستگاههای گوناگون و پرقدرت تبلیغاتی امپریالیسم از هنگام شروع این حمله نظامی بدون وقفه و بهمنظور ترسیم رویدادها به صورت جنگی میان “غرب و شرق” و مبارزۀ غرب در راه “دفاع از دموکراسی” از یک سو و حملۀ “شرق” به “دموکراسی و حقوق مردم” از سوی دیگر، تلاشی همهجانبه را آغاز کردند. هدف آشکار این تبلیغات القای این نظر انحرافی و فریبکارانه بود که گویا در یک طرف این جنگ نیروهای سوسیالیستی و بهقول خودشان “ضد دموکراتیک” و در طرف دیگر آن نیروهای “آزادیخواه” یعنی امپریالیسم آمریکا، اتحادیه اروپا، و پیمان ناتو ایستادهاند.
از سوی دیگر در این کارزار تبلیغاتی سخنی از این واقعیتها نمیرود که موضعگیریهای تحریکآمیز و خطرناک ناتو و دولتهای امپریالیستی و بهویژه آمریکا و بریتانیا علیه روسیه، خودداری دولت اوکراین از اجرای “توافقنامهٔ مینسک ۲ “، منعقد شده در سال ۲۰۱۵/ ۱۳۹۴ مبتنی بر پذیرش “خودمختاری” دو منطقهٔ محل سکونت روستباران در منطقهٔ دونباس در چارچوب کشور واحد اوکراین، بیاعتنایی دولت اوکراین به اذیت و آزار و قتل روستباران به دست نیروهای راست افراطی و نونازی ، تشدید حملات نیروهای نظامی و انتظامی اوکراین به “جمهوریهای خودمختار” دونتسک و لوگانسک دستکم در ۸ سال گذشته- حملههایی که ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا (او.ای.سی.دی) وقوع آنها را تأیید کردهاند و سازمان ملل متحد شمار کشتهشدگان روستبار در این مدت را در حدود ۱۴,۰۰۰ نفر ذکر کرده است- و تحریکها و آتشبیاری امپریالیسم آمریکا و ناتو از جمله در مورد عضویت اوکراین در ناتو، وضعیت روابط میان روسیه و اوکراین را متشنج کرد و زمینه را برای شعلهور شدن جنگی همهجانبه فراهم آورد.
در این کارزار گستردۀ تبلیغاتی سخنی از این حقیقت نمیرود که حکومت روسیه حکومت سرمایهداری اولیگارشی است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی شکل گرفته و قوام یافته است. این اولیگارشی دستاوردهای دهه ها کوشش خلق های اتحاد شوروی و بطورکلی ساختمان سوسیالسم در این کشور را نابود و پایمال ساخت و با اجرای نسخه های نو لیبرالی سرمایه داری ضمن آنکه طبقه حاکمه ای از همان نوع فاسد موجود در کشورهای امپریالیستی را بر مردم و زحمتکشان روسیه مسلط کرد با اتصال به سرمایه بینالمللی در تقسیم کارسرمایه جهانی مشارکت و جایگاه روسیه را در اردوگاه سرمایه داری ترسیم ، معرفی و باز تعریف نمود.
در این کارزار گستردهٔ تبلیغاتی سخنی از این حقیقت نمیرود که کارتلهای نفتی و مجتمعهای اسلحه سازی و نظامی سودبرندههای اصلی این فاجعه انسانیاند.
در این کارزار آگاهانهٔ امپریالیسم خبری این واقعیت پنهان نگه داشته میشود که استراتژی ناتو بر این پایه قرار دارد که اوکراین هرچه بیشتر با تسلیحات جنگی مجهز شود و ادامهٔ این خونریزی و “جنگ بیپایان” تضمین شود تا بتوانند بازیگر رسوایی همچون زلنسکی را که خود از عوامل تحریک این جنگ بود، قهرمان مردم اوکراین، نه عامل الیگارشی بیاعتبار شدهٔ اوکراین، نشان دهند. در پاییز سال گذشته، به دلیل بیاعتنایی زلنسکی به قولهای انتخاباتیاش، محبوبیت او بین مردم اوکراین به ۳۱ درصد افت کرده بود، ولی پس از حمله روسیه و درهفتههای اخیر، محبوبیت او به ۹۰ درصد افزایشیافت. لازم بهیادآوری است که به نوشتهٔ نیویورک پُست و رویترز، “زلنسکی پس از اینکه در کارزار انتخاباتیاش از حمایت مالی ایگور کولومویسکی، یکی از ثروتمندترین و فاسدترین افراد قدرتمند و بانفوذ اوکراین برخوردار شد، برندهٔ انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۱۹ / ۱۳۹۸ شد. قدرت و نفوذ کولومویسکی ناشی از نزدیکی او به محافل قدرت در کییف، ثروت بیاندازهاش در مقام بنیادگذار بزرگترین بانک تجاری آن کشور، و سرمایهگذاری ۱۰ میلیون دلاری او در گردانهای نئو فاشیستی و شبهنظامی “آزوف” و “دنیپرو” است.
درحالی که مدعیان دموکراسی امروزه تمام کانالهای اطلاع رسانی غیرخودی را مسدود کرده اند و تنها اخبار یکطرفه را به خورد افکار عمومی میدهند و رسانههای سرمایهداری مدام از کشتار غیرنظامیان اوکراین به دست ارتش روسیه خبر پخش میکنند، و رهبران کشورهای غربی از جمله بایدن به دولت روسیه درس اخلاق و انسانیت میدهند، در گزارشهای خبری خبرگزاریهای اصلی و غالب کشورهای غربی که مدعی استقلال عمل و انتشار بیطرفانهٔ واقعیتها هستند، از عملکرد نیروهای فاشیست در اوکراین که در سالهای اخیر نفوذی پردامنه در نهادهای قدرت این کشور، بهویژه در نیروهای انتظامی و ارتش، پیدا کرده اند اطلاع یا خبری داده نمیشود. در همین رسانه های “مستقل”، از کارنامه جنایتهای بزرگ امپریالیسم و ناتو در دهه های اخیر، از بیاعتنایی آنها به قوانین بینالمللی و ازجمله منشور سازمان ملل متحد در تجاوز و هجومهای خودسرانه و خونین به یوگسلاوی، از کشتار صدها هزار انسان بیگناه در بمباران سراسری شهرهای عراق که دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا، آن را عملیات “شوک و ارعاب” خواند، و همچنین از تجاوز نظامی در افغانستان و اشغال آن، از بهراه انداختن جنگ داخلی در سوریه و حملههای نظامی بهاصطلاح “محدود” به سومالی و لیبی، و دفاع و حمایت از جنگ نیابتی و جنایتکارانه عربستان سعودی در یمن و استفادهاش از بمبهای خوشهای و بمباران و کشتار مردم بیگناه یمن، و همچنین دفاع بیچونوچرای قدرتهای بزرگ امپریالیستی و ارتجاع منطقه از سیاستهای نژادپرستانه و جنایتآمیز دولت صهیونیستی اسرائیل، و دیگر نمونههای جنایتها و اقدامهای ضدبشری امپریالیستها در سراسر جهان سخنی نمیرود.
در گزارشهای خبری و تحلیلی رسانههای سرمایهداری و همچنین نیروهایی که امروز فرصتی یافتهاند تا بهنام “چپ” از ناتو و امپریالیسم و جنگ و خونریزی دفاع کنند، سخنی از این واقعیت مهم نیست که آمریکا و ناتو با راه انداختن “جنگ سرد جدید” موفق شدهاند از طریق ایجاد تنشهای مدیریت شده، جنگ گرم نیابتی را در اروپای شرقی به راه اندازند که قربانیان آن در درجهٔ اوّل مردم آن منطقهاند و میتواند عواقبی فاجعهبار برای جهان داشته باشد. زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، یکی از مهرههای اصلی جنگ نیابتی جدید است و همانطور که در سخنرانیهای نمایشیاش در پارلمانهای کشورهای غربی بیان کرده است “قول داده است که بهجای تعظیم در برابر اولتیماتومهای روسیه، سالها مبارزه کند.”
در بازۀ زمانی سه ماه اخیر، و بهویژه با فرصت ایجاد شده در جنگ روسیه-اوکراین، آمریکا و ناتو توانستهاند توان نظامی-مالی-تبلیغاتیشان را با موفقیت گسترش دهند و نظامیگری را به محور تصمیمگیریها و فرایندی ضرور برای اکثر کشورهای اروپایی، کانادا، ژاپن، و استرالیا مبدل سازند. برای مثال، میتوان به درخواست پنتاگون از هشت شرکت بزرگ تولید تسلیحات نظامی برای افزایش تولید و صدور تسلیحات به اوکراین، یا فعالیتهای مستقیم ارتش آمریکا در آموزش و آماده سازی ارتش اوکراین اشاره کرد.
تأکید آمریکا و ناتو بر نظامیگرایی به بهانۀ جنگ اوکراین و “تهدید از جانب روسیه”، اقتصاد کشورهای بزرگ سرمایهداری (بهویژه آمریکا، ژاپن، آلمان، بریتانیا، و فرانسه) را هرچه بیشتر به انباشت و گردش سرمایههای عظیم در صنایع نظامی وابسته خواهد کرد. این روند در کوتاه و میان مدت به مثابه اهرمی برای برانگیختن رشد اقتصادی و جلوگیری از تداوم رکود اقتصادی کنونی به کار گرفته خواهد شد.
در این رابطه می توان به سوء استفادۀ انحصارها و دولت های نولیبرال اروپا از جنگ برای قطع و کاهش خدمات دولتی و افزایش قیمت برخی کالاها به بهانه جنگ و این ادعا که به دلیل جنگ اوکراین در یکسال آینده کمبود ایجاد خواهد شد، اشاره کرد.
کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران در اعلامیه ۶ اسفند ۱۴۰۰ خود دربارۀ حوادث اوکراین بهدرستی در مورد خطرها و عواقب جدی حمله روسیه به اوکراین ابراز نگرانی کرد و همراه با اکثریت احزاب جنبش کارگری و کمونیستی جهان برپایی حرکتی نیرومند بهمنظور پایان دادن به جنگ و آغاز روند صلح را خواهان شد. باید توجه کرد که امروزه هستند نیروهایی که آگاهانه یا ناآگاهانه همچون رسانههای امپریالیستی و نیروهای ارتجاعی داخلی در حکومت جمهوری اسلامی ایران، بر طبل جنگ میکوبند و مدعیاند که میتوان و باید از طریق جنگ روسیه با اوکراین، به بهای کشتار مردم و بیخانمانی میلیونها غیرنظامی، امپریالیسم جهانی را شکست داد و بساط پیمان تجاوزگر ناتو را درهم پیچید. و گویا قرار است دولت پوتین در “جنگ انقلابی” به نیابت از کارگران و زحمتکشان صلحدوست جهان، چنین نقش مهمی را ایفا کند. بدیهی است که این انتظارها، که در بهترین حالت متوهمانه است، هیچ قرابتی با ماهیت ضدکمونیستی و مدافع سرمایهداری دولت روسیه ندارد. هدف تبلیغاتی نیروهای ارتجاعی داخلی نیز روشن است. برای آنها ادامه جنگ “نعمت” است (مانند ادامه جنگ خانمانسوز ایران و عراق) چون میتواند اولویت مبارزه با رژیم استبدادی حاکم ولایی را به محاق ببرد، و از سوی دیگر هم فرصت مغتنمی برای تفرقهافکنی و ایجاد چنددستگی در صف نیروهای چپ و بیاعتبار کردن آنان است.
واقعیتهایی که به آنها اشاره شد فقط مورد نظر حزب تودۀ ایران در جنگ روسیه و اوکراین نیست، بلکه به گواه اسناد کنگره های ۱۵ به بعد حزب کمونیست فدراسیون روسیه، تا قبل از حمله دولت روسیه به اوکراین، پایهٔ ارزیابی و نظر رسمی این حزب بوده است. ویاچِسلاو تتکین، مشاور سیاسی ارشد گنادی زیوگانوف، صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه، در مصاحبهای پس از انتخابات روسیه در سال ۱۳۹۷ (نگاه کنید به “نامۀ مردم” شمارهٔ ۱۰۴۹) دربارهٔ ولادیمیر پوتین و پاسخ به این سؤال که برخی از نیروهای چپ پوتین را بهتر از یلتسین میدانند، برآشفته میشود و پرخاشکنان میگوید: ”او هم مثل یلتسین است. تیم یلتسین هنوز بر سر کار است. همان ایدئولوژی، همان برخوردها، و اغلب هم تقریباً همان آدمها… پوتین از موشکهای جدید صحبت میکند، امّا قطعات الکترونیکی ساخت خارجاند. ماشینابزارها خارجیاند. کشور نیاز به صنعتی شدن دوباره دارد.“ و باز تکرار میکند: ”کشور نیاز به تغییر دارد.“
واقعیتهای جنگ اوکراین هشت هفته پس از شروعش حاکی از این است که کوبیدن بر طبل جنگ و ادامۀ این سیاست نابخردانه فقط در خدمت تأمین منافع کوتاه و دراز مدت امپریالیسم جهانی و پیمان تجاوزگر ناتو است. بدون توجه دقیق به سیاستهای پیچیده و دراز مدت و راهبردی امپریالیسم جهانی و پیمان ناتو برای گسترش حیطه نفوذش در جهان و تأمین سرکردگی امپریالیسم آمریکا و ناتو در اروپا و دیگر نقاط جهان، و از جمله تهدید جدی دولت جمهوری خلق چین که هدف سیاست “چرخش به سوی آسیا”ی امپریالیسم آمریکاست، یا با حمایت از حملهٔ نظامی روسیه به اوکراین، نمیتوان مدعی ضدامپریالیست یا “چپ راستین” بودن بود. در دهههای اخیر شاهد بودهایم که چگونه همین طیف از جریان ها با روش و “تحلیلهای” مشابه از سیاستهای ارتجاعی رژیم استبدادی و ضد مردمی ولایت فقیه دفاع کردهاند و فرد سرکوبگر و جنایتکاری همچون قاسم سلیمانی را “نماد مقاومت علیه سلطهگری آمریکا در منطقه” دانستهاند. با این استدلال، طالبان و داعش را هم میتوان نماد چنین مقاومتی دانست! کمونیستها مدافع صلح و مخالف جدی جنگ و جنگافروزیاند. جنگافروزی در سرشت امپریالیسم است.
اعضای جنبش کمونیستی و کارگری جهان که حزب ما افتخار دارد عضو آن است، در این مورد با هم توافق نظر دارند. حزب توده ایران از دیر باز بر این باور بوده است که حفظ صلح جهانی و مخالفت با نظامیگری مهمترین وظیفه و موثرترین شیوۀ مبارزه برای خنثی کردن برنامههای خطرناک آمریکا-ناتو است.
حقیقت این است که جامعهٔ بشری امروزه با خطر مهلک رو به افزایشی مواجه است، زیرا امپریالیسم آمریکا برای حفظ سرکردگی دلخواهش بر جهان بهجز گسترش نظامیگرایی از طریق افزایش توان هستهای، و به راه انداختن جنگ اقتصادی و اعمال تحریمهای کمرشکن به پشتوانهٔ دلار، گزینهای دیگر ندارد. طرفهای مقابل آمریکا، بهخصوص چین و روسیه، نیز ناگزیر برای بازداشتن خطر آمریکا تا حد امکان توان نظامیشان را بالا میبرند. در دُور تازهٔ مسابقهٔ تسلیحاتی تحمیلی آمریکا، توجه به مهمترین و خطرناکترین چالشهای نوع بشر و تلاش برای برطرف کردن آنها، بهویژه بحران همهگیری ویروسی کنونی کووید-۱۹ و بحران زیستمحیطی و آبوهوایی، از دستورکار اصلی جامعه بشری خارج میشود. این وضعیت مستقیما ناشی از بحران تمامعیار سرمایهداری جهانی و موقعیت رو به تزلزل سرکردگی امپریالیسم آمریکاست که آن را بهسوی خشونت و بربریت بیشتر میکشاند. بر این اساس، حزب تودۀ ایران معتقد است مهمترین و فوریترین وظیفۀ نیروهای مترقی، بهویژه کمونیستها، تقویت جنبش ضد سرمایه داری و ضدامپریالیستی است. دفاع قاطع از صلح جهانی به هدف قدرتمند کردن جنبشهای دفاع از دموکراسی مردمی و عدالت اجتماعی و حفظ محیط زیست است. دفاع از صلح یکی از مهمترین عرصههای مقابله با نظام جنگافروز سرمایهداری معاصر و نظامیگری کشورهای امپریالیستی است که تهدیدی برای زندگی همهٔ مردم دنیاست. در نبود صلح، هر نوع تلاش برای حل کردن چالشهای فراروی بشر مختل و حتی متوقف میشود و جهان از تلاش بهمنظور دستیابی به بدیلی انسانی، یعنی سوسیالیسم، محروم میشود. در این صورت، آیندۀ نوع بشر در کژراههای فاجعهآمیز قرار خواهد گرفت.
حزب تودۀ ایران بار دیگر بر این موضوع تأکید میکند که تنها راه پایان دادن به بحران خطرناک کنونی مذاکرۀ مستقیم و شفاف است. حزب تودۀ ایران امیدوار است نیروهای طرفدار صلح همهٔ تلاش خود را بکنند تا اوکراین و روسیه به مسیر دیپلماسی و گفتوگوهای سازنده بازگردند. در این برههٔ زمانی حساس، نیروهای صلحدوست جهان در کنار زحمتکشان کشورهای جهان باید تمامی توانشان را بهکار گیرند تا جلو یکهتازی و توسعهطلبی قدرتهای جنگافروز را بگیرند. جامعهٔ بشری برههٔ بسیار حساس و خطرناکی را از سر می گذراند که جان و زندگی و معیشت میلیونها نفر را تهدید میکند. کوبیدن بر طبل جنگ تنها به نفع امپریالسیم جهانی و پیمان تجاوزگر ناتو و به ضرر زحمتکشان جهان است!
«نامۀ مردم»