جنبشی مهم و تعیین کننده که پسلرزههایش آمریکای جنوبی را تکان خواهد داد
پرو در سالهای اخیر به یکی از مهمترین عاملهای بهکار گرفته شده از سوی واشنگتن بهمنظور اثرگذاری در تحولهای سیاسی آمریکای جنوبی تبدیل شده بود. با پیروزی نیروهای چپ در انتخابات اخیر ریاستجمهوری وضعیت استراتژیک در منطقه دگرگون خواهد شد.
چهارشنبه شب در پرو و پس از شمارش آرای ۹۹٫۸ درصدی دور دوم انتخابات ریاستجمهوری، پدرو کاستیلو، نامزد نیروهای چپ، با کسب ۵۰٫۲ درصد آرا، کیکو فوجیموری- کاندیدای راست افراطی- را شکست داد. کاستیلو در فضای آکنده از جشن و شادی این پیروزی گفت: “مردم پیروز شدند، این تحولی بزرگ و با اهمیت است که ما از آن استقبال میکنیم.”
نگاهی به دو انتخابات گذشته در پرو در سالهای ۲۰۱۱ (۱۳۹۰) و ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) روشنگر اهمیت تحولهای کنونی است.
سال ۱۳۹۰ کیکو فوجیموری- دختر آلبرتو فوجیموری رئیسجمهور نولیبرال افراطی(سالهای ۲۰۰۰- ۲۰۱۰ /۱۳۷۹-۱۳۸۹) که بهجرم جنایت علیه بشریت برکنار شد و اکنون دوران ۲۵ سال زندانش را میگذراند- نامزد انتخابات شده و در دور دوم از اولانتا هومالا که ۵۱٫۸ درصد آرا را بهدست آورد شکست خورد درحالی که از پشتیبانی آشکار آمریکا برخوردار بود. رز لیکینز کیکو، سفیر ایالات متحده در لیما پایتخت پرو، با استفاده از محافل فوق محافظهکار میامی و مشاورت رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک از حزب جمهوریخواه، از هیچگونه یاری به او در این انتخابات دریغ نکرد.
سال ۱۳۹۵ کیکو فوجیموری برای دومین بار نامزد انتخابات ریاستجمهوری میشود و این بار پابلو کوچینسکی نامزد رقیب او با ۵۰٫۱ درصد آرا پیروز انتخابات میشود. در سال ۱۳۹۶ پابلو کوچینسکی بهجرم فساد استیضاح میشود ولی موفق میشود از آن رهائی یابد. کوچینسکی سال بعد و طی دومین روند استیضاحش در روز قبل از رأیگیری، در ۱۳۹۷ از پست ریاستجمهوری استعفا میدهد. او پس از گذراندن زندان، مانند همه اسلاف خودش از زمان دیکتاتوری آلبرتو فوجیموری، در حبس خانگی بهسر میبرد بهجز رئیسجمهور سابق آلن گارسیا که بهزندان نیفتاد چون درست قبل از دستگیر شدن بهجرم شرکت در قاچاق، در ۱۳۹۸ خودکشی کرد.
بحرانهای اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی
در این شرایط بحرانی انتصاب مانوئل مرینو از سوی “مجمع انتقالی” به ریاستجمهوری پنج ماه پیش از انتخابات فروردین- اردیبهشتماه ۱۴۰۰ با زمینه رقابتهای همه گروههای فاسد، از سوی مردم مانوری سیاسی بهمنظور دستیابی به حکومت ارزیابی شد. ازاینروی، هزاران نفر از مردم پرو به خیابانها آمدند و مانوئل مرینو را در پنجمین روز انتصابش مجبور به استعفا کردند. در طی این تظاهرات، سرکوب پلیس به مرگ دو تظاهرکننده و زخمی شدن ۱۰۰ نفر و مفقودالاثر شدن ۴۰ نفر منجر شد. تا کنون از مفقود شدگان اثری پیدا نشده است.
مردم پرو در دهههای گذشته به وخیمترین بحرانهای اقتصادی دچار بودند و در ۱۸ ماه گذشته بالاترین آمار مرگ و میر ناشی از کووید- ۱۹ در جهان را ثبت کردهاند. آناهی دوراند، استاد جامعهشناسی در دانشگاه سان مارکوس در لیما، میگوید: “این ٬مجمع انتقالی٬ که بهمدت یک سال انتخاب میشود، زیر سلطه گروههای مرتبط با حفظ منافع و رجحان دادن به سرمایه خصوصیاند. بسیاری وابسته به مؤسسههای آموزش عالی خصوصیاند و گروههایی دیگر هم امیدوارند که با بهتعویق انداختن انتخابات یا تغییر قوانین بازی انتخاباتی بتوانند مجدداً انتخاب شوند و مصونیت پارلمانیشان را حفظ کنند. این همه از خواستهای مردمی که از سختترین بحران اقتصادی در دهههای گذشته رنج بردهاند بسیار فاصله دارد.”
این محقق بر این باور است که منشأ بیثباتی نهادینه و فساد دائمی را در مدل اقتصادیای که بیرحمانه از سالهای ۱۳۶۹ به کشور تحمیل شده میتوان یافت. او خاطرنشان میکند: “در سال ۱۳۷۱، آلبرتو فوجیموری و نیروی راست پرو رژیمی نولیبرال و شبهدموکراتیک را به کشور تحمیل کردند و یک سال بعد قانون اساسیای کاملاً مشکوک را تصویب کردند که بر گزینه آنها تاکید میکرد: تثبیت صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای خصوصی- دولتی، خصوصی سازی خدمات عمومی، و شرکتهای دولتیای که فساد و فروپاشی کنونی را موجب شدهاند.”
به این مشکلات شرایط سخت قبایل “اینکا” که در ارتفاعات بیش از ۴ هزار متری ودور از شهرها زندگی میکنند اضافه میشود. مقامهای شهرداری سنتمان دولو در شمال فرانسه در سال ۱۳۹۸، دوازده نفر از نمایندگان این قبایل بومی را برا ی شرکت در فستیوال برادری به فرانسه دعوت کرد. از آنان در پارلمان فرانسه و با حضور سفیر پرو پذیرائی بهعمل آمد. فریدی فلورس ماچاکا، رئیس پنج روستای قبیله کروس، در پاسخ به این سؤال که “جامعه شما در کوهستانها و بهدور از بقیه جمعیت پرو زندگی میکند، روابطتان با بقیه جمعیت پرو و با دولت چگونه است؟” پاسخ میدهد: “ما در کشورمان کمی شبیه غریبهها هستیم. شهرنشینان با مردم بومی بسیار کم صحبت میکنند، این آن چیزی است که ما را از نهادهای تصمیمگیری دور میکند. … ما ارتباط کمی با دولت داریم و کمک بسیار کمی از آن دریافت میکنیم. … با تشکر از شما که امکان دیدار با سفیر را به ما دادید. در کشور ما دیدار با چنین شخصیتها و مقامهایی برای ما دشوار است.”
در دور نخست انتخابات ۱۴۰۰ پدرو کاستیلو، معلم ۵۲ ساله و فعال سندیکای صنفی با ۱۸٫۹ درصد آرا در صدر نامزدهای انتخاباتی قرار گرفت و با امید به تغییر از زادگاهش کاخامارکا چنین اظهار شادی کرد: “امروز مردم پرو چشمهای خود را باز کردهاند.” رقیب او یعنی کیکو فوجیموری برای فرار از محاکمه سومین بار نامزد انتخابات شده است. او در ۱۳۹۷ توسط پلیس دستگیر شد و ۱۶ ماه در بازداشت موقت بهسر برد، سپس در سال ۱۳۹۹ با قرار وثیقه آزاد شد. او امروز پس از سه بار شکست در انتخابات ریاستجمهوری و فساد و رسوائیهای گذشته اش به “سلامت انتخابات” معترض است.
انتخابات اخیر در شرایط بحران اجتماعی و اثرهای فاجعهبار همهگیری کرونا انجام گرفت. از زمان آغاز بحران همهگیری کرونا، ۴ میلیون پرویایی شغلشان را از دست دادند و ۵ میلیون نفر نیز به سطح فقر رسیدهاند که این خود یکسوم جمعیت پرو را شامل میشود. همهگیری کرونا و مشکلات ناشی از آن چالشی بزرگ برای رئیسجمهور آینده است که همچنین با میراث “فوجیموریسی” هم باید مقابله کند. پرو بهمدت سی سال، پس از کودتای ۱۳۷۱ و تصویب قانون اساسی جدید، دوران فساد و زوال “اصلاحات” نولیبرالی را تجربه کرده است.
از سوی دیگر نتیجه انتخابات پرو نیروهای راست و محافل نولیبرال در قاره آمریکای جنوبی را بهخشم آورده است زیرا تحولها در اوضاع پرو و ازجمله در شیلی و برزیل میتواند وضعیت استراتژیک منطقه آمریکای جنوبی را دگر گون کند.
ضرورت همبستگی فعال با مردم پرو
با اعلام نتیجه انتخابات و پیروزی پدرو کاستیلو در هفته گذشته همه نگاهها متوجه پرو است زیرا کیکو فوجیموری، دختر دیکتاتور، حتی قبل از اعلام نتایج ادعا کرده است که در انتخابات تقلب رخ داده است. فوجیموری مانند دیگر راستگراهای آمریکای لاتین، نتیجه انتخاباتی که در آن شکست خورده است را تقلبی میداند و رد میکند. نتایج بهدست آمده نمایانگر دو پایگاه بسیار متفاوت سیاسی فوجیموری و پدرو کاستیلو، معلم سوسیالیست، است که حاکمیت را وحشتزده کرده است. فوجیموری بر آرای پروییهای مقیم خارج از کشور که عموماً از طبقات ثروتمند هستند متکی است. همانطور که انتظار میرفت آرای فقیرترین مناطق روستایی از آنِ کاستیلو شد. در بولیوی، بهاین دلیل که شمارش آرا در مناطق بومینشین فقیر مدتزمانی زیاد طول کشید، چرخشی کاملاً پیشبینی شدنی (و پیشبینی شده) به سوی اوو مورالس در سال ۱۳۹۸، از سوی ارتش بولیوی، راستگراهای افراطی، و دولت ایالات متحده مورد سوءِاستفاده قرار گرفت تا اتهام تقلب را فریاد کنند و رئیسجمهور منتخب را ساقط کرده و حکومتی سرکوبگر و مرگآفرین را مستقر سازند.
ازاینروی، نیروهای چپ و مترقی در آمریکای جنوبی و در سطح جهانی آماده میشوند تا از بروز چنین جنایتی در پرو جلوگیری کنند. ممکن است که فوجیموری نسبت به ژانین آنز، رئیسجمهور کودتاچی بولیوی،، سیاستمداری محتاطتر باشد. ژانین آنز تهدید کرده بود که “سرخپوستان” را به کوهها خواهد راند و با پاره کردن نمادهای بومیان و برداشتن پرچم ویپالا از فراز کاخ ریاستجمهوری و با بهدست داشتن کتاب مقدس، نمادهای فاتحان استعماری اروپاییان را بازنمایی کرد.
ولی کیکو فوجیموری متعهد شده است که در صورت انتخاب شدن، پدرش آلبرتو فوجیموری را که همراه با تأیید رسانههای جهانی بهجرم “فساد و نقض حقوق بشر” در زندان است، ببخشد. او بهجرم قتل و آدمربایی و بهدلیل فعالیت در جوخههای مرگ ضد کمونیستی مانند گروه کولینا، محکوم شده است. او بهعنوان رئیسجمهور و زیر نام تلاش برای حل “مسئله بومیان”، بر هزاران قتل سیاسی و صدها هزار عقیمسازی اجباری عمدتاً زنان بومی کووچها، حکومت کرد.
حمایت فوجیموری از سیاستهای پدرش موجب سرافکندگی سیاستمداران میانهرویی مانند آلبرتو ورگارا، تحلیلگر سیاسی، است که به روزنامه فایننشال تایمز گفت که کارزار میان فوجیموری و کاستیلو “رقابت بازندهها” است و در ادامه میپرسد چرا باید پرو مجبور باشد بین فرزند یک دیکتاتور راستگرای افراطی و یک سوسیالیست رادیکال یکی را انتخاب کند؟ چرا نامزد “میانهرویی” وجود ندارد؟
و آنچه ورگارا مطرح میکند میتواند زمینه اقدامهای فرامرزیای از سوی سیا و نیروهای اهریمنی مقاومت در برابر خواستهای زحمتکشان را فراهم کند. ورگارا فراموش میکند درنظر بگیرد که سیاست بهطور تصادفی قطبی نمیشود. از میان رفتن “سیاست میانه” نشان دهنده وجود تنشهایی در سیستم است که خود نیز از تشدید بحرانهای اجتماعی و اقتصادی ناشی میشوند، سیستمی که بهوضوح توانایی مقابله با مشکلات پیش روی خود را ندارد. خواه بدان معنی که مردم عادی قادر به تهیه مایحتاج خود نباشند یا نتوان با تغییرات آب و هوایی مقابله کرد. این سیستم اعتبار خود و همچنین اعتبار مدافعان “میانه روی” خود را از دست خواهد داد. گزینههایی بیشمار در این مضمون وجود دارد، ولی در این شرایط اساساً دو گزینه سیاسی وجود دارد: سیستم باید تغییر یابد (چپ) یا بهدنبال مقصر باید رفت (راست).
برای طبقه حاکم در پرو، مانند هر کشور دیگری که مسئولان با چنین انتخابی روبرو میشوند، نظام سرمایهداری مقدس است. سردمداران مالی و رسانههای همگانی پرو حمله به کاستیلو را با اتهام سوءِاستفاده شروع کردهاند و گمانهزنیهای سابق پیرامون فوجیموری را از یاد بردهاند، همانطور که ثروتمندان برزیل هم در مقابله با لولا، پیرامون بولسونارو، دیکتاتور در راه، گرد آمدند.
چپ نیز باید نظم و انضباطی مشابه از خود نشان دهد. سیستم دفاع از خود سرمایهداری با افزایش شکنندگی و بیثباتیاش زشتتر میشود. هیچ راه میانهای وجود ندارد. همانطور که پیت سیگر گفته است: “کدام طرف ایستاده اید؟” مبارزه کاستیلو، مبارزه ما نیز هست. انتخاب پرو، سوسیالیسم یا بربریت، انتخابی است که بهطور فزاینده در برابر همه کشورهای جهان قرار خواهد گرفت.
نامۀ مردم