بر اساس گزارش منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران، ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله که در سهماههٔ نخست سال جاری ۷ هزار و ۳۲۳ مورد بود، با رشدی ۲۳ درصدی تعداد آن به ۹ هزار و ۵۸ مورد در تابستان امسال رسیده است. در بهار و تابستان سال گذشته درمجموع ۱۶ هزار و ۱۷ مورد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله بهثبت رسیده است.
در این ارتباط، روزنامه ستاره صبح، ۱۸ بهمنماه ۱۳۹، نوشته است: “همین آمار برای سال جاری به ۱۶۳۸۱ مورد رسیده است؛ یعنی آمار ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله در ششماههٔ اول سال ۹۹ نسبت به سال گذشته ۲ درصد رشد داشته است.” در همین گزارش روزنامه ستاره صبح، این آمار برای دختران ۱۵ تا ۱۹ ساله از حدود ۳۶ هزار نفر در سهماههٔ اول سال جاری به حدود ۴۴ هزار ازدواج در تابستان ۹۹ رسیده و رشد [بیش از ۲۲ درصدی] داشته است.
آمار تأمل برانگیزی که در تابستان ۹۹ درباره ازدواج، طلاق، و زایمان دختران زیر ۱۳ سال انتشار یافتهاند، بر پایهٔ موارد ثبت بودهاند، در حالی که بهگفتهٔ برخی از کارشناسان بسیاری از خانوادهها بهعلت محدودیتهای عرفی، محلی، و قانونی برای ازدواج دختران ۱۳ ساله و کمتر، تمایلی بهثبت آن ندارند. بنابراین، آمار واقعی را میتوان بالاتر از آمار اعلام شده دانست .با این وجود، آمار ولادتهای ثبتشده برای مادران کمتر از ۱۵ سال نیز نسبت به سهماههٔ نخست سال جاری افزایش یافته و در تابستان امسال به ۳۶۴ مورد رسیده است. همچنین ۱۷ هزار و ۸۲۳ ولادت برای مادران ۱۵ تا ۱۹ ساله در تابستان ۹۹ بهثبت رسیده است درحالی که همین آمار برای پدران کمتر از ۱۵ سال تنها یک مورد و برای پدران ۱۵ تا ۱۹ سال ۷۵۹ مورد در تابستان ۹۹ بوده است.
بهخاطر ضعف در قانونهای گذشته نگرانی از کودکهمسری بهرغم تصمیم مجلس به پرداخت وام ازدواج ۱۰۰ میلیون تومانی به دختران زیر ۲۳ سال، افزایش یافته است. طبیعتاً با ندادن آگاهیهای بایسته دربارهٔ زندگی زناشویی به کودکان و بیاطلاعی آنان از صدمههای ازدواج زودهنگام، این ازدواجها اغلب به ناهنجاریها و گرفتاریهایی مختلف از طلاق زودهنگام گرفته تا عوارض اندامی و مشکلات بهداشتی ناشی از زایمان در سنین پایین مادرانی که خود کودکاند میانجامند، همچنین سوءِاستفاده از ازدواجها بههدف کسب منافع مالی یا بدتر از آن را هم میتوان به ضایعههای این ازدواجها افزود. به تن و روان دختربچههایی که خیلی زود از دنیای بازی، شوروحال کودکی، درس، و مشق بریده شده و به خانهداری، فرزندآوری، کار، و مسئولیتهای زندگی پرتاب شده و شیرینی دوران کودکی در کامشان تلخ شده است، آسیبهایی جدی وارد میشود. این دختربچههای عروس شده در مواردی بسیار با خشونتهای خانوادگی و تجاوز شوهر روبرویند. در این راستا، افزایش میزان طلاقهای ثبت شده در همین سنین پایین نیز چشمگیرند. تعداد طلاق ثبت شده برای دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله از ۱۳۱ مورد در بهار ۹۹ به ۱۸۸ مورد در تابستان ۹۹ رسیده است. این آمار برای دختران ۱۵ تا ۱۹ ساله با بیش از ۴۰ درصد رشد نسبت به بهار ۹۹ به ۳ هزار و ۷۶۰ مورد در تابستان ۹۹ رسیده است. همین آمار برای پسران در بازهٔ سنی ۱۵ تا ۱۹ ساله از ۱۴۰ مورد طلاق در بهار سال جاری به ۱۶۵ طلاق در تابستان ۹۹ رسیده است. معصومه آقاپور علیشایی، نمایندهٔ شبستر، در خردادماه ۹۷ گفته بود که ۲۴هزار بیوه زیر ۱۸ سال در ایران وجود دارد. در گروه سنی زیر ۱۴ سال از بین ۴ هزار ازدواج یک هزار مورد طلاق گزارش شده است. این درحالی است که نهادهای مردمی، تشکلها، فعالان حقوق کودکان، و فعالان حقوق زنان دربارهٔ پدیدهٔ کودکهمسری هشدارهای زیادی داده و برای گرفتن حق انسانها از جمله حقوق کودکان، دختربچهها، و زنان میهنمان مبارزه میکنند تا کنون بارها به پیامدهای پرآسیب جسمی و روحی ناشی از ازدواجهای اجباری و کودکهمسری اعلام خطر و آنها را “جبرانناپذیر” توصیف کردهاند.
مطابق گزارش رسانههای همگانی، سازمان ملل متحد در نوامبر سال ۲۰۱۴ / ۱۳۹۳با صدور قطعنامهای همۀ کشورهای عضو را متعهد کرده است ازدواج کودکان را ممنوع و قوانین لازم را برای پیشگیری و مجازات متخلفان تصویب و اجرا کنند. کمیتۀ حقوق بشر سازمان ملل با تصویب این قطعنامه از همۀ کشورها خواست تا بهمنظور توقف کامل اجبار کودکان به ازدواج گامهایی جدی بردارند. از دیدگاه سازمان ملل، توجیه “فرهنگی و عرفی” برای ازدواج هیچ کودک زیر ۱۸ سالی پذیرفتنی نیست. ارتجاع مذهبی در میهن ما نیز با ممنوعیت ازدواج زودهنگام دختران بهدلیل مغایرت با قوانین شرع مخالفت فعال دارند. مادهٔ ۱۰۴۱ قانون مدنی، ازدواج دختر زیر ۱۳ سال را وابسته به کسب اجازه از دادگاه و تعیین مصلحت کودک از سوی دادگاه دانسته اما همچنان والدین بهدلیلهایی مختلف مانند فقر و محرومیت در زندگی، سودجویی، و باورهای عقبمانده و خرافی، کودکانشان را به ازدواج در سنین کودکی وادار میکنند. بهرهمندی از وام ازدوج نیز مدتی است انگیزهٔ ازدواجهای صوری گردیده است که دلیلش استیصال خانوادههای فقیر و محروم است. معصومه ابتکار، معاون امور زنان و خانواده دولت حسن روحانی، دو سال پیش لایحهٔ حذف تبصرهٔ مربوط به ازدواج دختران زیر ۱۳ سال را به مجلس ارائه داد اما این لایحه هم مانند طرح مجلس برای افزایش حداقل سن ازدواج بهنتیجهای نرسید. براساس تبصرهٔ این طرح، حداقل سن ازدواج در دختران ۱۶ و پسران ۱۸ سال تعیین شده بود و ازدواج دختران زیر ۱۳ سال ممنوع اعلام میشد. اما کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در مقام کمیسیون اصلی بررسیکنندهٔ این طرح، آن را رد کرد و حسن نوروزی، سخنگوی این کمیسیون، در توجیه اقدام به رد این طرح اعلام کرد که این طرح بهدلیل کامل نبودن آن رد شده است. او اعلام کرد: “سن بلوغ جوانان در ایران کاهش یافته و تصویب این طرح باعث ٬افزایش فساد اخلاقی٬ میشود. او حتی تشویق و تسهیل ازدواج در سنین پایین را خواستار شد و در اثبات ادعای خود مادر بزرگش را سند قرار داد که در ۹ سالگی شوهر کرد و مشکلی نداشت.” تمرکز اصلی این طرح بر کاهش آسیبهای فراوانی است که حاملگی اجباری بر دختران زیر ۱۳ سال وارد کرده و در مواردی جان این کودکان را بهخطر میاندازد.
خانم ابتکار در این مورد میگوید: “سالانه ۳۰ هزار ازدواج دختران زیر ۱۴ سال در کشور اتفاق میافتد.” او چند ماه قبل در رشته توییتهایی به اقدامهای دولت برای جلوگیری از کودک همسری اشاره کرده و مدعی شده بود: ” تنظیم سند پشتیبان و لایحه برای اصلاح قانون و حذف هرگونه امکان ازدواج زیر ۱۳ سال و اصلاح سیاستهای سن اعطای وام ازدواج بخشی از این اقدامات است.” با وجود همهٔ این گفتهها، ازدواج دختربچهها نهتنها کاهش نیافته که بیشتر هم شده است.
خبرگزاری ایسنا با نقل این آمار به نکتهای تاملبرانگیز اشاره کرده و مینویسد: “شماری از کودکهمسریها بهقصد دریافت وام ازدواج صورت میگیرد.” پیش از این هم وزارت ورزش و جوانان با هشدار نسبت به افزایش چهار برابری کودکهمسری در کشور، این مسئله را ناشی از وام ازدواج و اعمال نکردن محدودیت سنی برای کسب چنین وامی دانسته بود. بررسیهای اجتماعی نیز نشان دادهاند که کودکهمسری معمولاً نزد ساکنان حاشیههای شهرهای بزرگ، مرزنشینها، و دهکهای پایین اجتماعی بهچشم میخورد. برخی خانوادهها فقط برای پول، کم کردن یک سر از عائلهشان، و تأمین هزینهٔ زندگی، دختران ۹ تا ۱۰ ساله را بهازدواج افرادی با سن بالا درمیآورند. فقر پسران باعث میشود آنان در سنین بالاتر ازدواج کنند اما عملکرد فقر نزد دختران معکوس است. آنان در سنین پایین اغلب ناخواسته و بهارادهٔ والدین به زندگی زناشویی وادار میشوند تا هم “یک نانخور ” از سفره والدین کمتر شود و هم شاید دختر با این ازدواج فرصتی برای ارتقای موقعیت اقتصادی یا اجتماعی بیابد و والدین هم از آن بهرهمند شوند. بهاین ترتیب و با این سودا، دختران در سنین پایین بهعقد مردانی بهمراتب مسنتر از خود درمیآیند. هادی شریعتی، عضو هیئتمدیرهٔ انجمن حمایت از حقوق کودکان، میگوید: “بازماندگی از تحصیل، تهدید سلامت جسمی و جنسی برای دختران، ورود به بازار کار سیاه برای پسران، خطرات زایمان در سن پایین و سقط جنین از پیامدهای ازدواج کودکان هستند” [سایت فارسی دویچهوله، ۱۸ بهمنماه ۱۳۹۹]. زنانه شدن فقر، گسترش خشونت، خیانت، طلاق، افسردگی، ترک تحصیل، انزوای اجتماعی، و فرار از خانه، پیامدهای مستقیم کودکهمسری هستند. جدایی ناگهانی از دنیای معصومانهٔ کودکی، مشکلات زایمان زودهنگام، ناتوانی در ادارهٔ امور زندگی و نگهداری فرزند، و پیامدهایی روانی و جسمی، ازجمله آسیبهای بارز کودکهمسری هستند!
ارتجاع مذهبی یکی از مانعهای اساسی اصلاح این پدیدهٔ ناهنجار و بسیاری معضل دیگر فردی و اجتماعی در کشور است. برای مبارزه با همه این ناهنجاریها و عاملهای مؤثر مشخص آنها، مردم و نیروهای ترقیخواه مردمی باید دست دردست همدیگر توازن نیرو را بهنفع مصالح تودهها تغییر دهند و با هماهنگیای هشیارانه و طرح خواستههای مترقی، مرحلهای و یکپارچه، ارتجاع را بهعقبنشینی وادار کنند.
نامۀ مردم