“جواهر لعل نهرو”، معمار سیاست خارجی مستقل هندوستان، اولویت سیاست خارجی کشور را به عدمِ تعهد و همبستگی با دنیای روبهرشد، همچون نیروی هدایتکنندهٔ اصلی، داده بود. این کشور تا پایان دههٔ ۱۹۸۰، با این سیاست خارجی هدایت میشد. امسال همچنین با هفتادمین سالگرد رویداد تاریخساز “نشست روابط آسیایی” بهمیزبانی هند، همزمان است. این “نشست” تاریخی، که نهرو ریاست آن را برعهده داشت، ورود هندوستان به صحنهٔ بینالمللی را رقم زد. بسیاری از رهبران کشورهای آسیایی که در آستانهٔ دستیابی به استقلال بودند، در این کنفرانس شرکت کردند.
این نشست در زمانی برگزار میشد که بسیاری از قدرتهای استعماری هنوز هم در رؤیای حفظ مستعمرههایشان در آسیا بودند. نهرو در آن نشست اعلام کرد که، هند برای هیچ کشوری “طرحی نریخته است” و “نقشهٔ بزرگ” هند “گسترشِ صلح و پیشرفت در سراسر دنیا” است.
در رابطه با مسئلهٔ حساسیتبرانگیز ناسیونالیسم که امروزه در هندوستان شیوع بسیار یافته است، نهرو گفت که، ناسیونالیسم در همهٔ کشورها وظیفهای استقلالطلبانه دارد، اما او بر این نکته پای فشرد که “نباید گذاشت [ناسیونالیسم] از این وظیفه فراتر رفته، خود را بهدیگران تحمیل و به مانعی بر سر راه رشد بینالمللی درآید.”
کار “نشست روابط آسیایی” با کنفرانس “باندونگ”۱ (کنفرانس کشورهای آسیایی و آفریقایی، و کنفرانس آفریقا و آسیا نیز نامیده شده است) در سال ۱۹۵۵ (۱۳۳۴) ادامه یافت که هندوستان در سازماندهی آن نقشی اساسی داشت. نشست باندونگ پیشدرآمدِ “جنبش عدم تعهد” بود. در باندونگ ۲۹ کشور ازجمله چین، مصر، اندونزی و عراق شرکت کردند. رهبرانی که در این نشست گردهم آمدند تأکید داشتند که مبارزهٔ اصلی آنها بر ضد فقر، بیعدالتی، استعمار و امپریالیسم است. آنها بهروشنی یادآور شدند که مایل نیستند در جنگ سردی که میان ایالاتمتحدهٔ امریکا و اتحاد شوروی درجریان است، درگیر شوند. سیاست خارجی هند پس از آن بهمدت چهل سال بر شالودهٔ اندیشه عدم تعهد استوار شد.
دورهٔ کوتاه زمامداری دولتی که حزب “کنگره” رهبری آن را در سالهای دههٔ ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) در دست نداشت سویهٔ سیاست خارجی هندوستان را چندان تغییر نداد. هندوستان در بلوک رشدیابندهٔ کشورهایی که در دوران خطرناک جنگ سرد سیاست عدم تعهد را پیشه کردند، احترامی ویژه داشت. ایالاتمتحده در سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ (۱۳۲۹ و ۱۳۳۹) مفهومِ سیاست عدم تعهد را سیاستی خصمانه نسبت بهخود میشناخت و مینامید. هندوستان در روشنگری بیعدالتیها در دوران حاکمیت استعماری در نقاط مختلف دنیا و افشای آنها، بهویژه در قارهٔ آفریقا، نقشی تعیینکننده داشت. پشتیبانی معنوی و سیاسی هندوستان از پیکار استعمارزدایی در جنوب قاره آفریقا توانست در رهایی نهایی منطقه از استعمار و فروپاشی آپارتاید (تبعیض نژادی) کارساز باشد. هندوستان همچنین در رساندن صدای جنبش حقطلبانهٔ مردم فلسطین و دیگر مردم ستمدیده، پیشگام بود. کوتاه سخن، هندوستان در بسیاری از پایتختهای دنیا- بهویژه در کشورهای تازه بهاستقلالرسیده- از شهرت نیکخواهی و محبوبیت برخوردار بود.
سیاست خارجی امروز هندوستان با عملکردش در چهل سال نخست پس از استقلال هیچگونه همخوانیای ندارد. بازنگری در سیاست خارجی هند بهتدریج و از سالهای ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) با رهبری “ناراسیمها راو”، نخستوزیر حزب کنگره، آغاز شد. بسیاری از تحلیلگران سیاست خارجی هندوستان چنین استدلال میکنند که شرایط تغییریافته به دگرگونی ریشهای در سیاست خارجی نیازمند بود. با پایان گرفتن جنگ سرد و فروپاشی کشورهای سوسیالیستی، سیاستگذاران ارشد سیاست خارجی هند بهزدودنِ گامبهگام بنیادهای فکری نهرو دست زدند. از آن زمان، طرح راندن هندوستان به سمت واگردانی بهسوی یک “قدرت بزرگ” ریخته شد. هند با این هدف بهتدریج در مسیر جانبداری از سیاستهای غرب جا گرفت. از دههٔ ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) بهبعد، تمرکز اصلی هند بر نزدیکی هر چه بیشتر به غرب بوده است. اهمیت مسائلی چون عدمِ تعهد و همکاریِ کشورهای جنوب [کشورهای جهان سوم] با یکدیگر، کمکم کاهش یافت. دولت “جبههٔ متحد” بهرهبری “اچ د دوه گودا” و “ایندر کومار گوجرال” که برای مدت کوتاهی در سالهای ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ بر سرکار آمده بود سعی کرد سیاست خارجی هند را به تکیهگاه نخستین و “نهرو”ایاش بازگرداند. از آن زمان تا کنون، آنچه به جهتگیری سیاست خارجی و دفاعی هند مربوط میشود، رویهمرفته، بهسوی غرب بوده است. آزمایشهای هستهای هند در ۱۹۹۸ (۱۳۷۷)به تحریمهای سخت فناوری غرب بر ضد هند منجر شد. نخستین دولت ائتلاف دمکراتیک ملی بهرهبری “آتال بیهاری واجپایی” برای خروج از فشار تحریمها و برطرف کردن نگرانیها، به خواستهای آمریکا سر تسلیم فرود آورد.
“براجش میشرا”، مشاور امنیتی واجپایی، در سفری به واشنگتن، حتی از امکان بهوجود آوردن محورِ واشنگتن- تلآویو- دهلینو در سیاست بینالمللی سخن گفت. در دولت دوم ائتلاف متحد پیشرفتخواه و نخستوزیری “نارندرامؤدی” (از حزب بهاراتیا جاناتا) این آرزو درعمل بهواقعیت تبدیل شده است. هند در بین کشورهای دنیا نزدیکترین رابطه را با ایالاتمتحدهٔ آمریکا و اسرائیل دارد. این دو کشور بهمنظور جایگزینی روسیه- که بزرگترین تأمینکنندهٔ جنگافزار هند است- در کمین نشستهاند. هندوستان دیگر از جنبش فلسطین- حتی درحالیکه دولت اسرائیل بیش از همیشه ماهیت نژادپرست و بنیادگرایش را نشان میدهد- بهطورصریح پشتیبانی نمیکند. دولت هندوستان بهرهبری مؤدی به خودداری از دادن رأی به قطعنامههای سازمان ملل در محکومیت نقض حقوق بشر از سوی اسرائیل- که روزبهروز افرایش مییابد- خو پیدا کرده است.

دهلینو میداند که دولت اسرائیل به دادن استقلال به فلسطینیها و حتی پایان دادن به گسترش اشغال سرزمین فلسطین هیچگونه تمایلی ندارد، اما این واقعیتها بر سیاستگذاران در دهلینو هیچ اثری ندارند. کمکی که اسرائیل در امور دفاعی و امنیت داخلی به هند میکند بر مسئلههای مربوط به یک دولت فلسطینی و رعایت حقوق بشر ابتدایی میچربد. خزانهداری هند مبلغ هنگفتی برای خدمتهای ارائهشده از سوی اسرائیل میپردازد. در دورهٔ زمامداری دولت نخست ائتلاف دمکراتیک ملی [با نخستوزیری راجپایی] از “آریل شارون”-که بهتنهایی مسئول مرگ صدها فلسطینی بود- برای دیدار از هند دعوت بهعمل آمد. در دولت کنونی ائتلاف دمکراتیک ملی، هنگامیکه ناحیههای اشغالی در سرزمین فلسطین در آشفتگی بهسر میبرند، رئیسجمهور و نخستوزیر هند سفرهای پرسروصدایی به اسرائیل کردهاند. در دوران ائتلاف متحد پیشرفتخواه ۱ و ۲، بین نمایندگان ردهبالای دو کشور سفرهای متقابلی صورت گرفته بود، اما این مؤدی، ستایشگر سیاست صهیونیستی اقلیتهراس است که اکنون نشان نامفتخر سفر نخستین نخستوزیر هند به اسرائیل و دیدار از آن را بر پیشانی دارد. دولت کنونی، در زمان زمامداری حزب کنگره، تسهیلات زیربنایی روابط گسترده با اسرائیل و غرب را پایهگذاری کرد. هفت سال پس از آزمایشهای هستهای “پخران”، دولت “مانموهان سینگ” [از حزب کنگرهٔ ملی هند] بود که پیمان جنجالبرانگیز هستهای را با واشنگتن امضا کرد. پیش از آن، قرارداد تفاهم دفاعی بهقصد نزدیکتر کردن نیروهای نظامی دو کشور بسته شده بود. تمرینهای نظامی سالانهٔ “مالابر”- که نیروهای دریایی ایالاتمتحده، هند و ژاپن در آن شرکت دارند- برآمدِ روابط نزدیک و راهبردی (استراتژیکی)ای است که از زمان امضای پیمان هستهای با ایالاتمتحده در ۲۰۰۵ بهوجود آمدهاند. پیمان دفاعی بین دو کشور برای ده سال دیگر در سال ۲۰۱۵ تمدید شد. از آن زمان هند از سوی ایالاتمتحده یک “شریک دفاعی عمده” شناخته میشود. هند در ۲۰۱۶، با امضای یادداشت تفاهمی در زمینهٔ مبادلهٔ لجستیک با ایالاتمتحده، برای نخستین بار در تاریخ خود برپایی تأسیسات پایگاه نظامی به یک ارتش خارجی را اجازه داد. این تفاهمنامه به ایالاتمتحده اجازه میدهد تا از بندرها و پایگاههای نظامی هند استفاده کند. هندوستان اکنون با پیگیری مقابله با نفوذ قدرت اقتصادی و نظامی چین، بیشازپیش به متحدی در خط اول جبهه برای ایالاتمتحده دیده میشود. دولت مؤدی پشتیبانی خود را از موضع آمریکا در رابطه با دریای چین جنوبی اعلام کرده است و در رزمایشهای دریایی با نیروهای دریایی آمریکا و ژاپن شرکت کرده است.
هندوستان و ایالاتمتحده در رابطه با کشتیهای چینی و حرکت زیردریاییها در اقیانوس هند با هم اطلاعات ردوبدل میکنند.
روسیه که قرار است “دوست روزهای سرد و گرم” هند باشد، واضح است که از مناسبات کنونی میان دو کشور خیلی مسرور نیست. هند پس از درآغوش گرفتن واشنگتن برای تأمین نیازهای نظامیاش، هشیاری مسکو را برانگیخته است. روسیه و چین اکنون روابط بسیار نزدیکتر نظامی و راهبردی با یکدیگر و رقیبی مشترک، یعنی ایالاتمتحدهٔ آمریکا، در عرصهٔ بینالمللی دارند. داشتن “پیوند ویژه” با مسکو در دوران جنگ سرد هندوستان را در جایگاهی شایسته قرار داده بود که چنین جایگاهی اکنون دیگر به گذشته تعلق دارد. در دوران جنگ سرد، هنگامیکه هند دوستان زیادی نداشت، پشتیبانی شوروی از این کشور پیرامون مسئلهٔ کشمیر سرنوشتساز بود. در زمان جنگ بنگلادش، پیمان نظامی بین هند و اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی بود که ایالاتمتحدهٔ آمریکا و دیگر قدرتها را از دخالت بهنفع پاکستان بازداشت. امروز، دهلینو و مسکو در مورد بسیاری موضوعها ازجمله افغانستان و پاکستان دیدگاههایی ناهمگون دارند.
یکی از هدفهای اعلامشده از سوی دولت هند در زمینهٔ روابط بینالمللی، دستیابی به عضویت دائمی در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. از آغاز سدهٔ جدید، دولت پیشین- دولت ائتلاف متحد پیشرفتخواه- و دولت کنونی هند برای جلب توافق و رأی رهبران دیگر کشورها بهمنظور تحقق این عضویت میکوشند. اما اگر هندوستان بهدنبال امکان واقعی برای داشتن عضویت دائمی در یک سازمان ملل بازسازی شده است، باید پشتیبانی کشورهای درحالرشد را پشت سر داشته باشد. این کشورها بخشی جداییناپذیر از کشورهای عضو جنبش عدم تعهداند. جنبش عدم تعهد با ۱۲۰ عضوش، مدتهاست که دمکراتیزه شدن نهادهای تصمیمگیرندهٔ سازمان ملل را خواستار بوده است. ولی ممکن است اعضای کشورهای غیرمتعهد از پشتیبانی کردن از هندوستانی که تغییر یافته است رویگردان باشند. اما هند سرانجام کشوری است که در مسائل کلیدی دنیا در جانبداری از دیدگاههای غرب موضعگیری میکند.
حضور نیافتن نارندرا مؤدی، نخستوزیر هندوستان در همایش کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در ونزوئلا، در سال گذشته، چشمگیر بود. او همچنین حتی بهخود زحمت نداد “سوشما سواراج”، وزیر روابط خارجی هند، را به این همایش بفرستد. در آن زمان سواراج بهمنظور شرکت در نشست مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بود. رهبران آفریقای جنوبی و دیگر عضوهای برجستهٔ “غیرمتعهدها”، حتی ایران، همگی در این همایش شرکت داشتند. بدون حمایت کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها، امکان بسیار اندکی برای هند وجود دارد که پشت میز اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل بنشیند. هند حتی نتوانسته است از حمایت آمریکاییها در گروه کشورهای صادرکنندهٔ مواد هستهای برخوردار شود. دستیابی به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل با تکیه به حمایت غرب، بسیار بعید بهنظر میرسد. مؤدی، با عملکردش در عرصهٔ سیاست خارجی در سه سال گذشته، که نشان داده است برای فاصله گرفتن خود و دولتش از میراث نهرو آماده است، ناخودآگاه به خود ضربه زده است. مؤدی و وزیرانش حتی از بردن نام نهرو در مراسم بزرگداشت سالروزهای مهم تاریخی در سیاست خارجی هند ابا دارند.
۱.کنفرانس باندونگ، همایشی بزرگ که با شرکت ۲۹ کشور جهان در شهر باندونگ- مرکز استان جاوهٔ غربی- در اندونزی برگزار شد. بیشتر کشورهای شرکتکننده در این کنفرانس کشورهایی تازهاستقلالیافته بودند و از ۱۸ تا ۲۴ آوریل ۱۹۵۵ (۱۳۳۴) بهطول انجامید. سران بیش از نیمی از جمعیت کره زمین در آن شرکت داشتند. کنفرانس باندونگ که در دوران ریاست جمهوری احمد سوکارنو، قهرمان استقلال اندونزی از استعمار هلند، برگزار شد نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعدها به کشورهای عضو “جنبش غیرمتعدها” معروف شدند بهشمار میآید. برگزارکنندگان این همایش کشورهای اندونزی، برمه، پاکستان، سریلانکا و هند بودند و هماهنگکننده آن دبیرکل وزرات امور خارجه اندونزی بود. جواهر لعل نهرو از هند، سوکارنو از اندونزی، جمال عبدالناصر از مصر، و چوئن لای از چین از جمله شخصیتهایی بودند که در این همایش حضور داشتند. ایران نیز از کشورهای شرکتکننده در کنفرانس باندونگ بود. حضور آفریقا در باندونگ چشمگیر نبود زیرا بخش اعظم این قاره هنوز مستعمره بود و تنها کشورهای مصر، اتیوپی و لیبریا در آن زمان مستقل بودند.
نامۀ مردم