در گفتگو با ویاچِسلاو تتکین، مشاور سیاسی ارشد گنادی زیوگانوف، صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه، دربارهٔ ولادیمیر پوتین، نظام انتخاباتی خدشهدار روسیه، و پشتیبانی جوانان روس از کمونیسم
“هرگونه تغییر جدّی در روسیه یا از پایین صورت خواهد گرفت یا در خیابانهای کشور«
انتخابات اخیر ریاستجمهوری روسیه برای کسانی که آن را از بیرون نگاه میکردند، انتخابات هیجانانگیزی نبود. همانطور که پیشبینی میشد، ولادیمیر پوتین، که اکنون ۱۸ سال است قدرت را در دست دارد، بهراحتی برندهٔ انتخابات شد. بسته به اینکه از چه کسی بپرسید، رأی ۷۶درصدی او در این انتخابات را، که ۱۳درصد بیشتر از رأی او در انتخابات شش سال پیش بود، یا نشانهٔ محبوبیت ادامهدار او در مقام رهبر روسیهٔ نو و در حال احیا میدانند، یا محصول نظام انتخاباتی خدشهدار روسیه.
گفتگو با ویاچسلاو تتکین صبح روز انتخابات انجام شد. او شخص پُرتجربهای در انتخابات روسیه است و در انتخابات اخیر، نقشی کلیدی در کارزار انتخاباتی حزب کمونیست فدراسیون روسیه به عهده داشت. روشن است که در زمان گفتگو با او هنوز معلوم نبود که پاول گرودینین، نامزد حزب کمونیست در انتخابات، چه نتیجهای به دست خواهد آورد. البته بعد دیدیم که او با به دست آوردن ۸٫۷ میلیون رأی، یعنی ۱۱٫۷۷درصد رأیهای ریخته شده به صندوقها، در انتخابات دوّم شد. تتکین از نتیجهای که به دست آمد چندان ناخوشنود نبود، زیرا اگرچه گرودینین کمتر از گنادی زیوگانوف در انتخابات شش سال پیش رأی آورد، ولی خوب حزب میدانست که سیستم علیه کمونیستها بسیج شده بود. تتکین میگوید: ”نظام انتخاباتی روسیه اساساً مبتنی بر تقلب است. در کار انتخابات خیلی دستکاری میشود، و پیش از همه توسط خود کمیسیون انتخابات.“
تتکین به راههای گوناگونی که مقامهای محلی در رأیگیری اعمال نفوذ میکنند اشاره میکند، که از آن جملهاند: دستمزد بسیار کم ۱۰هزار روبلی [حدود ۱۶۰ دلار] کارمندان کمیسیون انتخابات، که تازه اگر به مورد مشکوکی بَربخورند و صدایشان دربیاید روی آن پول را هم نخواهند دید؛ گسیل مددکارهای اجتماعی به بیمارستانها برای کمک به بیماران که ”بیایید و به رئیسجمهور عزیزمان رأی بدهید”؛ و مدیران شرکتهای خصوصی که به کارمندانشان میگویند که با برگهٔ رأیشان عکس بگیرند و صبح روز بعد آن را با خود به شرکت بیاورند تا نشان دهند که درست رأی دادهاند. در کنار همهٔ اینها، دستگاه رسانهیی گوش به فرمان پوتین است که مانع دیگری است در راه هر کسی که در مقابل رئیسجمهور قرار بگیرد. به همین دلیل است که تتکین با صراحت میگوید که او ”خیلی نگران نتیجه نیست“، که اظهار نظر عجیبی از مشاور ارشد رهبر اپوزیسیون در روز انتخابات به نظر میآید. او حتّی فکر میکند که تمایل دستگاه به نشان دادن اینکه نفوذ کمونیستها رو به کاهش دارد، باعث خواهد شد که در نتیجهٔ انتخابات دستکاری کنند تا کمونیستها بعد از ولادیمیر ژیرینوفسکی رهبر حزب لیبرال دموکرات، سوّم شوند. ژیرینوفسکی کسی است که هیاهوی ملیگرایانهٔ آتشین او هرگز او را از رأی دادن بیسروصدا به سود دولت- پس از فرونشستن هیاهوهایش- باز نداشته است. در نهایت، رأی کمونیستها در انتخابات اخیر خیلی بیشتر از آن بود که بتوان در آن دستکاری کرد. پاول گرودینین بیشتر از دو برابر ژیرینوفسکی رأی آورد.
آنچه بیشتر مورد توجه تتکین است، خود روند کارزار انتخاباتی است. او میگوید که ”حزب از میزان حمایتهای مردمی شگفتزده شد. کارزار انتخاباتی حزب بهسرعت فراگیر شد. بعضیها میگویند که فقط نسل پیرتر از کمونیستها حمایت میکند، نسلی در حال نابودی که هنوز در حسرت دورهٔ شوروی است. ولی در واقع برعکس است. سالمندان عمدهترین سنگر دفاع از پوتین هستند. “در مقابل، این جواناناند که هوادار گرودینیناند، و آنهایی که در اینترنت و شبکههای مجازی فعالترند، احتمال بیشتری دارد که از او هواداری کنند. در آستانهٔ انتخابات،خیلی از نظرسنجیهای اینترنتی نشان میدادند که گردوینین با فاصلهای کافی از پوتین جلو بود، که در برخی از موارد از ۲۵ تا ۴۵درصد بود.
تتکین اوضاع را این گونه توصیف میکند: ”سطح زندگی در حال وخیمتر شدن است. بعضیها سعی میکنند علّت سلطهٔ درازمدّت پوتین را اینطور توضیح دهند که او زیرک و زرنگ است. این حرف مزخرفی است. تنها توضیح مارکسیستی برای ادامهٔ سلطهٔ پوتین، قیمت نفت است. در روز اوّل ژانویهٔ ۲۰۰۰، زمانی که او قدرت را از بوریس یلتسین گرفت، قیمت هر بشکه نفت ۱۸ دلار بود. در مدّتی که او در قدرت بود، قیمت هر بشکه نفت به ۱۲۰ دلار افزایش یافت. خیلی از این پول رفت به جیب دارودستهٔ خودش، ولی چند قطره هم به دست مردم عادی رسید. وقتی که قیمت نفت به بشکهای ۴۰ دلار کاهش یافت، نخبگان حاکم دستپاچه شدند. حالا قیمت نفت باز بالا رفته است، ولی نه به اندازهٔ کافی. دستمزدهای واقعی مردم چهار سال است که رو به کاهش داشته است. مردم سقوط سطح زندگی و معیشت را در جیب خودشان احساس میکنند. آموزش و مراقبتهای پزشکی هر روز گرانتر میشود. نقطهٔ پایانی دیده نمیشود. “شاید برای همین است که جوانان بیشتری گرایش به رأی دادن به تغییر دارند: ”ملّت از حکومت پوتین خسته شده است.“
این هم یکی از عواملی بود که بر تصمیم حزب کمونیست در انتخاب نامزد انتخاباتیاش اثر گذاشت. از تتکین پرسیده شد که چرا زیوگانوف خودش نامزد نشد؟ هرچه باشد، او هنوز رهبر حزب است. تتکین پاسخ میدهد: ”رفیق زیوگانوف ۲۵ سال است که در صحنهٔ سیاسی حضور دارد. نمیخواهم بگویم که او خسته است. ولی در پنج، شش انتخابات پشت سر هم، ما همیشه همان چهرهها را داشتهایم: پوتین، زیوگانوف، ژیرینوفسکی، یاولینسکی. کشور نیاز به تغییر دارد. نیاز به چهرههای تازه دارد. گرودینین عضو حزب کمونیست نیست. (جالب است که پوتین هم عضو حامی انتخاباتیاش ‘روسیهٔ متحد’ نیست). امّا گرودینین یک سوسیالیست متعهد است. جوانتر است. در مقام رئیس مزرعهٔ اشتراکی ‘ساوخوز لنین’ خیلی موفق بوده است.“
از میان دو گزینهای که به کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست پیشنهاد شد، که هیچکدام هم عضو حزب نبودند، زیوگانوف گرودینین را برای نامزدی از جانب حزب ترجیح داد. تتکین مشکلی با این انتخاب ندارد، و میگوید: ”گرودینین یک سوسیالیست است، در این تردیدی نیست. سوسیالیسم نخستین مرحلهٔ کمونیسم است. “تتکین معتقد است که کمونیستها لازم است که به درون جامعه بروند و ائتلافی گسترده از نیروهای ترقیخواه تشکیل دهند. میگوید: ”یکی از پایگاههای حمایت از ما، کسبوکارهای کوچکاند که در روند تأمین منافع الیگارشها، به طور حسابشده و سازمانیافتهای ضربه دیدهاند و نابود شدهاند. اینها مردمانیاند که با پوست و گوشت خود متوجه شدهاند که چیزی به نام بازار آزاد وجود ندارد، چون سرمایهٔ انحصاری کلان بازار آزاد را نابود میکند و از میان میبرد.“
وقتی حرفهای تتکین و خشم او در مورد تأثیر حکومت پوتین بر تنگدستان را میشنوید، میبینید که چقدر مسخره است که مثلاً در بریتانیا ادّعا میشود که حزب کمونیست فدراسیون روسیه ‘اپوزیسیون قلابی’ است و در کل مدافع دولت روسیه است (و اغلب به طرفداری حزب کمونیست از برخی از سیاستهای خارجی پوتین اشاره میکنند. و جالب است که این انتقاد از جانب کشوری مطرح میشود که حزبهای کارگر و محافظهکار خودش تاریخی طولانی از پیروی از واشنگتن بهویژه در خاورمیانه دارند).
وقتی از تتکین در این باره پرسش شد، گفت: ”روسیه نقشی مثبت در سوریه بازی کرده است. تردیدی نیست که ما [روسیه] به نجات آن کشور [سوریه] از وحشیگری داعش کمک کردهایم. امّا خیلی وقت پیش باید کاری صورت میگرفت. ما نمیبایست اجازه میدادیم یوگسلاوی، عراق، و لیبی ویران شود. نه اینکه کشورهای سوسیالیستیاند، چون کشورهای مستقلاند. فقط وقتی که نوبت سوریه شد پوتین متوجه شد که ‘دارند همهٔ متحدانمان را از ما میگیرند.’ فقط بعد از ناکامیهای متعدد در سیاست خارجی بود که پوتین بالاخره دست به عمل زد. بعدش هم موضوع کریمه بود. امّا کریمه همیشه جزئی از روسیه بوده است.“
تتکین به طعنه میگوید که از لحاظ جغرافیایی، اوکراین کنونی در واقع محصول اتحاد شوروی است. لنین تصمیم گرفت که منطقههای صنعتی شدهای مثل دونباس، دنپروپتروسک، و خارکوف را که تا همین امروز هم روسی صحبت میکنند، به اوکراینِ کشاورزی ضمیمه کند تا پایگاه بلشویسم را تقویت کند. در سال ۱۹۳۹، استالین منتهیالیه غربی را هم اضافه کرد که قبلاً بخشی از امپراتوری اتریش و سپس لهستان، و خیلی مستعد پذیرش اندیشههای فاشیستی بود. کریمه را هم خروشچف در دههٔ ۱۹۵۰ از روسیه به اوکراین ملحق کند. تتکین میگوید که کمونیستها در اصرار بر حمایت بیشتر روسیه از مقاومت ضدفاشیستی در اوکراین در واقع ”قاطعتر “از حکومت بودهاند. او معتقد است که کرملین در این مورد ”بزدلانه “عمل کرد.
در موضوع مسموم کردن جاسوس دوجانبه سرگئی سکریپال و دخترش در سالزبری (انگلستان) نیز تتکین متقاعد نشده است که پوتین در این کار دست داشته است. میگوید: ”من بهشدّت مخالف حکومت کنونی روسیه هستم، ولی مطمئنام که روسیه در این کار دست نداشته است. چنین کاری به سود کیست؟ به سود روسیه که نیست. پس از رسوایی دوپینگ [ورزشکاران]، جار و جنجال پیرامون دخالت روسیه در انتخابات آمریکا، و در شرایطی که جام جهانی فوتبال در پیش است، این [مسموم کردن جاسوس] چیزی نیست که پوتین به دنبال آن باشد. “برعکس، تتکین بر این نظر است که مسموم کردن این جاسوس میتواند به سود دستگاه حاکم در بریتانیا باشد. به گمان او، ایجاد ترس از روسیه و دامن زدن به آن میتواند به همبستگی دولتهای اتحادیهٔ اروپا کمک کند و کار مذاکرات خروج بریتانیا از این اتحادیه را آسانتر کند، و موضوع مسموم کردن این امکان را به رسانههای بریتانیا داد که ادعا کنند وقتی جرمی کوربین در پارلمان سؤالهای خرابکارانهای از این دست میپرسد که نتیجهٔ تحقیق پلیس چه بوده است، دست در دست مسکو دارد. تتکین یادآوری میکند که جاسوسهای دوجانبهای مثل سکریپال را هم نیروهای اطلاعاتی و امنیتی روسیه و هم نیروهای اطلاعاتی بریتانیا زیر نظر دارند.
وقتی گفتم که برخی از نیروهای چپ در بریتانیا پوتین را بهتر از یلتسین میدانند، برآشفته میشود. پرخاشکنان میگوید: ”این هم مثل یلتسین است. تیم یلتسین هنوز بر سر کار است. همان ایدئولوژی، همان برخوردها، و اغلب هم تقریباً همان آدمها. تولید نابود شده است. پوتین از موشکهای جدید صحبت میکند. امّا قطعات الکترونیکی ساخت خارجاند. ماشینابزارها خارجیاند. کشور نیاز به صنعتی شدن دوباره دارد. “و باز تکرار میکند که ”کشور نیاز به تغییر دارد.“
این تغییر از چه راهی قابل تحقق است؟ در روسیه نیز به پدیدهٔ کوربین توجه شده است. تتکین میگوید که کمونیستهای روسیه امیدوارند که در برانگیختن و انرژی تازه دادن به جوانان بتوانند از حزب کارگر بریتانیا درس بگیرند. امّا اگر نظام انتخاباتی روسیه همانقدر مخدوش و تقلبی است که او به من گفت، آیا کاری میشود کرد؟
تتکین میگوید: ”مردم حس میکنند که چیزی از پایه و اساس خراب است. تغییر از پایین صورت خواهد گرفت. ما امیدواریم که این تغییر از راه صندوقهای رأی تحقق یابد. امّا اگر روند نزولی اقتصاد کنونی ادامه یابد، مسئلهٔ قدرت در خیابانها حل خواهد شد.“
نقل از مورنینگ استار، روزنامهٔ چپ بریتانیا
نامه مردم