هفته گذشته تحریمهای اقتصادی آمریکا بر ضد ایران دوباره اجرایی شد. مقامهای رسمی در ایران قبل و بعد از اجرای این تحریمها در این باره موضعگیری کردند. با اینکه دولت آمریکا قبلاً اعلام کرده بود درصدد است میزان صادرات نفتی ایران را به صفر برساند، اما در حال حاضر به ۸ کشور اجازه داده است تا در حد سقف تعیین شده به خرید نفت از ایران ادامه دهند.
مقامات رسمی در ایران این رویکرد را عقبنشینی آمریکا اعلام کردند. روزنامه ایران، ۱۳ آبانماه، نوشت: “با توجه به قولی که ترامپ به اروپاییها داده است، عدم موفقیت او تا چند ماه دیگر قطعی است و بهمنزله شکست کامل او تلقی خواهد شد و در این مرحله راه برای حل و فصل مسائل از موضع قدرت فراهم خواهد شد. بنابراین آغاز تحریمهای جدید ترامپ، پایانی است بر توهم خوشخیالانه او در مورد تسلیم شدن ایران. حالا که وارد اولین روز تحریمها میشویم، صدای شکستن استخوانهای سیاست ترامپ در بهصفر رساندن صادرات نفت ایران بهگوش میرسد. او و دیگر اعضای کابینهاش که بارها و بارها اعلام کردند که صادرات نفت ایران باید بهصفر برسد، حتی اگر برای یک روز هم شده باید به صفر برسد، اکنون بهجای آن مشغول مستثنی کردن کشورها از تحریم نفتی هستند.”
روزنامه همدلی، ۱۳ آبانماه، نوشت: “دولت ترامپ بر سر همین تحریمها هم نتوانست اجماعی بزرگ را با خود همراه کند و علاوه بر طرفهای اروپایی برجام، چین، روسیه، هند، ژاپن و کرهجنوبی نیز از تحریمها ناخرسندند و مایلند تا به مبادلات نفتی خود با ایران ادامه دهند و برای همین دولت آمریکا نیز مجبور شد به خریداران عمده نفت ایران مهلتی اضافه بدهد و دستهای خود را در پوست گردو ببیند.”
حسین راغفر، اقتصاددان، در مطلبی در روزنامه آرمان، ۱۳ آبانماه، با اشاره به اینکه دولت در ارتباط با تحریمها با تعلل برخورد کرده است، معافیتهای نفتی بعضی از کشورها را موقتی دانسته و نوشت: “فراموش نکنیم آمریکا تنها دو ماه به چند کشور وقت داده تا ظرف این مدت کوتاه تقاضایشان را از نفت ایران به صفر برسانند. در واقع آمریکا به دنبال فعال کردن ظرفیتهای جایگزین کشورهای دیگر است. از این جهت بهنظر میرسد به دنبال فرصت چندماههای است که احتمالاً بتواند ظرفیتهای دیگری را برای تقلیل تقاضای نفت ایران فراهم کند.”
روزنامه اعتماد، ۱۳ آبانماه، مطلبی را انتشار داد و نسبت به خوشبینیها تذکر داد. در این مطلب از جمله آمده است: “معتقدم حتماً باید آن روی سکه را هم دید. نباید برخی شیپور به دست بگیرند و بهخاطر معافیتهای موقت امریکا دم از پیروزی بزنند که یعنی همه اهداف تحریمی امریکا شکست خورده است. این دیدگاه غیر واقعبینانه کمکی به مقابله با شرایط تحریمی نمیکند. برای کاستن از مخاطرات تحریم، اولین اصل واقعبینی همراه با تدبیر است. شرایط پس از پنجم نوامبر برای کشور در حوزههای مختلف، نسبت به قبل سختتر خواهد شد. نباید دچار توهم شویم. تحریمهای بانکی و جابهجایی پول، تحریمهای نفتی، پتروشیمی، بیمه کشتیها، خرید تجهیزات و… وجود دارد. حالا اگر برخی مسوولان دولتی احتمال ذکر شده در بالا را درباره اعلام خبر معافیتها پیش از انتخابات کنگره بهمنظور پایین نگاه داشتن قیمت نفت و تاثیرگذاری بر جلب آرای امریکاییها را در نظر بگیرند و به تعهد برخی دریافتکنندگان معافیت برای بهصفر رساندن واردات نفت ایران توجه کنند، فقط شعار نمیدهند!”
روزنامه جهان صنعت، ۱۳ آبانماه، بهقلم امیر واعظ آشتیانی، درباره اثرات تحریمهای اقتصادی، نوشت: “در همین حال نمیتوان بهیقین و با اطمینان گفت برنامهریزیهای آمریکا علیه اقتصاد ایران بیثمر است. همان طور که گفته شد، بیش از جنگ اقتصادی، این جنگ روانی است که آمریکا در اقتصاد کشور ایجاد کرده است. آمریکا شرایط اقتصادی و نوع تصمیمگیریها در کشور را بهخوبی رصد کرده و بر همین اساس نسبت به دولتی بودن اقتصاد کشور آگاهی کامل دارد. بهواقع همین موضوع نیز تبدیل به پاشنه آشیلی شده که با توجه به آن اقدام به برنامهریزیهای هدفمند علیه ایران میکند.”
از منظر نیروهای مترقی، اعمال تحریمهای تا این حد گسترده بر علیه یک کشور با جمعیتی نزدیک به ۸۰ میلیون نفر، جنایتی دستهجمعی بر ضد تمامی مردم میهن ما است. صرفنظر از هر دیدی که نسبت به حاکمیت وجود دارد، این تحریمهای جنایتکارانه هیچ توجیهی ندارند و شدیداً محکوم میگردد. متأسفانه با وجود حکومتی عمیقاً ارتجاعی و ضد مردمی، این تحریمها فرایندهای زیانآور پیشِرو را برای مردم میهن نیز دو چندان میکند. این موضوع که تحریمها اثر ندارد یا اینکه آمریکا در عمل مجبور بهعقب نشینی شده است، حتی اگر بیانی تبلیغاتی هم باشد تبلیغاتی واقعبینانه نیست، بنابراین قاعدتاً فشارهایی بیشتر که مستقیماً متوجه مردم خواهد شد را باید شاهد باشیم.
موضوعی که در این میان باید بر آن تأمل کرد این است که، تحریمهای اعمال شده را بیشتر منتسب به شخص ترامپ میکنند. باید بر این نکته پافشاری کرد که ترامپ مُهرهای است که منویات یک سیستم را اجرا میکند و بنابراین وجود یا عدم وجود یک فرد مشخص در سیاستهای تدوین شده از سوی یک سیستم حکومتی تغییری ایجاد نخواهد کرد. چنانچه حاکمیت در ایران پایههایی مردمی همچون حکومت کوبا میداشت، مبارزه برای مقابله با تحریمها بهمراتب آسانتر میبود، اما متأسفانه مردم میهن ما در این زمینه با معضلهایی پیچیده روبرویند. از خارج مجموعهای از کثیفترین و هارترین نیروهای سیاسی بهنابودی زندگی و معیشت مردم کمر بستهاند و از طرف دیگر با حکومتی مواجهاند که در حساسترین برهههای تاریخی بهجای تمکین به خواستهای مردم، سیاست سرکوبگری حداکثری را همانند سابق در پیش گرفته است. در این میان ضعف نیروهای مترقی، عملاً عرصه را برای تاخت و تاز نیروهای وابسته و مزدوری همچون مجاهدین و سلطنتطلب که از امکاناتی مالی و رسانهای فراوان برخوردارند، باز گذاشته است. در صورتی که مجموعه نیروهای مترقی راه حلی واقعبینانه متکی بر همکاریهای مشترک پیدا نکنند، نباید انتظار داشت رنج و درد مردم ایران بهزودی پایان یابد.
نامۀ مردم