رسانههای جهان، یکشنبه ۲۷ اسفندماه ۹۶ / ۱۸ مارس ۲۰۱۸، از سقوط شهر عفرین بهدست واحدهای ارتش ترکیه و “ارتش آزاد سوریه” گزارش دادند. ارتش ترکیه نزدیک به دو ماه است که موضعهای “نیروهای دموکراتیک سوریه”، حزبی که کُردهای سوریه در آنها فعالاند، را هدف حملههای نظامی همهجانبه نیروی هوایی پیشرفته و واحدهای نظامی خود قرار دادهاند.
آنچه کاملاٌ مشخص بوده این است که جمهوریاسلامی ایران که در ارتباط با درگیریهای سوریه موضعگیریای فعال داشته است، با نوعی سکوت تائیدآمیز در برابر تجاوز نظامی ترکیه به عفرین و قتلعام کُردها واکنش نشان داده است. آمریکا نیزکه سیاست حمایت از نیروهای دموکراتیک سوریه را دنبال کرده است، نسبت به سیاستهای جنایتبار ترکیهٔ عضوِ ناتو در عفرین، سکوتی رضایتآمیز داشته است.
اردوغان، حاکم ترکیه، در شامگاه روز یکشنبه ۲۷ اسفندماه، در سخنرانیای با ادبیاتی غیرمتعارف، شکست کُردها را بهانهٔ تحقیر ملی و استهزا آنان قرار داد. اینکه چگونه ترکیهٔ عضوِ ناتو که بیش ازیک سال بهطور هماهنگ با ایران و روسیه در ارتباط با تحولهای سوریه عمل کرده است بتواند چنین بدون مانع حملههای فاجعهآمیزش به عفرین را ادامه دهد و بهپایان رساند، و سکوت آمریکای مدعی حمایت همهجانبه از کُردهای سوریه را نیز بههمراه داشته باشد، از هماهنگی عملی و حسابشدهٔ بینالمللیای نسبت به فاجعهٔ انسانی در عفرین حکایت دارد. آمریکا، یک بار دیگر هم در گذشته، در سال ۱۳۷۰، در ارتباط با جنبش کُردهای عراق در پایان جنگ کویت، چنین عمل کرده بود.
حزب تودهٔ ایران، سرکوب و کشتار غیرنظامیان در عفرین از سوی ارتش ترکیه را محکوم میکند. پلنوم بهمنماه ۱۳۹۶ حزب، موضعگیریاش نسبت به جنبش خلق کُرد چنین بیان میکند: “حزب تودهٔ ایران با تأکید بر ضرورت حل مسئلهٔ ملی، بهرهگیری از سازوکارهای مؤثر در این راه را ضرور دانسته است که ضمن توجه به شرایط حساس و بغرنج منطقه، حضور گسترده و عملکرد نیروهای وابسته به امپریالیسم و ارتجاع در آن، و طرحهای درازمدّت قدرتهای امپریالیستی بهمنظور پارهپاره کردن کشورهای منطقه و بهویژه عراق و سوریه، بهکمک آنها بتوان شرایط را برای تأمین مطالبات برحق مردم ستمدیدهٔ کردستان در هر یک از چهار کشور منطقه (عراق، سوریه، ترکیه، و ایران) فراهم آورد. حزب تودهٔ ایران بر پایهٔ اعتقاد و تعهدش به اصل لنینی حق تعیین سرنوشت ملّی، از مبارزهٔ خلقهای مورد ستم در کشور خودمان و در دیگر کشورهای جهان برای رفع ستم ملّی حمایت میکند، ضمن اینکه به ضرورت توجه به ارتباط دیالکتیکی میان این مبارزه از یک سو، و مبارزه برای صلح و در راه رهایی اجتماعی- سیاسی ملّتها و خلقها و پیکار با امپریالیسم از سوی دیگر، آگاه است.”
نامه مردم