در طول روزهای اخیر برخی از مقامات ارشد آمریکایی بار دیگر بهتبلیغ اصطلاح «تهدید چین» پرداختهاند؛ به عنوان مثال، ادعای «لوید آستین» وزیر دفاع آمریکا مبنی بر اینکه چین در حال توسعه قابلیتهای نظامی پیشرفته و سیستمهای تسلیحاتی است، باعث تشدید تنشهای منطقهای شده و از طرف دیگر «رابرت وود» سفیر آمریکا در امور خلح سلاح نیز ادعا کرده است که چین و روسیه باعث افزایش رقابتهای تسلیحاتی شدهاند!
حقیقت این است که آمریکا به عنوان ابرقدرتی که توهم قدرت نظامی و قدرت نمایی در همه جای جهان را دارد، با طرح این گونه اتهامات علیه چین شبیه سارقی است که فریاد «دزد را بگیرید» سر میدهد و تنها هدف و انگیزه واشنگتن از این رویکرد، پیدا کردن بهانه هایی برای گسترش قدرت نظامی خود در راستای پشتیبانی از تقویت هژمونی و سلطه جویی آمریکاست.
همین یک ماه پیش بود که مجلس نمایندگان آمریکا قانون مجوز دفاع ملی را برای سال مالی ۲۰۲۲ میلادی تصویب کرد؛ این قانون پنتاگون را با بودجه ای تقریبا ۷۷۰ میلیارد دلاری در سال مالی جدید تجهیز و تامین میکند در حالیکه این بودجه در مقایسه با بودجه پیشنهادی کاخ سفید، افزایشی ۲۵ میلیارد دلاری دارد و از این میزان بودجه، رقمی معادل ۲۸ میلیارد دلار برای اجرای برنامه های مربوط به تسلیحات هسته ای آمریکا استفاده میشود.
آمریکا از سوی دیگر انجام اقدامات مختلف و جدید نظامی را پیش گرفته است که قابل توجه ترین این اقدامات به برقراری مشارکت امنیتی سه جانبه موسوم به «آئوکوس» (AUKUS) بین آمریکا، انگلیس و استرالیا و امضای توافق اشتراک تکنولوژی و ساخت زیردریایی های هسته ای مربوط می شود.
این در حالیست که اجرای توافق آئوکوس، درست شبیه باز کردن در جعبه پاندوراست و پیامدهای بی پایانی را بدنبال خواهد داشت و تعادل استراتژیک منطقه آسیا-اقیانوسیه را در هم خواهد شکست و خطرات متعددی مانند احیای جنگ سرد، رقابت تسلیحاتی و گسترش تسلیحات هستهای را بدنبال خواهد داشت.
در حال حاضر، تقریبا تمامی کشورها از شمال شرق آسیا گرفته تا جنوب شرق آسیا، در نگرانی امنیتی ناشی از توافق آئوکوس به سر می برند.
در حالیکه آمریکا هنوز از پیامدهای شوم ناشی از حمله نظامی به افغانستان رهایی پیدا نکرده است پس چطور می تواند مشتاق برقراری یک گروه نظامی تازه و راه اندازی یک عملیات نظامی جدید باشد؟!
بلایی که واشنگتن بر سر جهان آورده، باعث شده که جهان به وضوح شاهد این حقیقت باشد که آمریکا عامل به راه افتادن یک جریان توهمی و خرافاتی از زورگویی و قدرت طلبی است.
در مقابل این رویکرد آمریکا، می توان شاهد بود که ساخت و توسعه ناشی از راهبرد توسعه ملی چین و ارتش این کشور کاملا مبتنی است بر ضرورت حفاظت از حاکمیت ملی، امنیت و منافع توسعه چین! چین هیچ کشور دیگری را هدف نمی گیرد و تهدیدی برای هیچ کشوری محسوب نمیشود و هزینههای دفاعی آن نیز به طور کلی همسو با سطح توسعه اقتصادی ملی آن پیش میرود و رشدی متوسط و ثابت دارد.
زمان چندان طولانی نگذشته است از زمانی که چین ابتکار توسعه جهانی را مطرح کرد! این ابتکار به طور رسمی برای پیوستن به توافق شراکت جامع و پیشرونده ترنس-پسیفیک اعمال شد.
چین همواره در تضاد آشکار با رویکرد واشنگتن، با اقداماتی عملی، سازنده صلح و کمک کننده به توسعه جهان و مدافع نظم بینالمللی بوده است.