‘آندرو باسویچ’، تحلیگر سیاست خارجی آمریکا، و استاد دانشگاه بوستون ‘جان میرشایمر’، استاد دانشگاه شیکاگو، گفتند: واشنگتن نشینان باید درک کنند که دوره جهان تک قطبی و سلطه آمریکا به پایان رسیده و جهان چندقطبی در حال شکل گیری است که ممیزه اصلی آن رقابت است.
تارنمای اطلاع رسانی آمریکایی ‘لوبلاگ’ متعلق به ‘جیم لوب’، روزنامه نگار و رئیس خبرگزاری اینترپرس سرویس در نیویورک در گفت وگویی با باسویچ و میرشایمر، نظر آنها را درباره چالش های پیش روی ‘دونالد ترامپ’ رئیس جمهوری آمریکا جویا شد.
میرشایمر در پاسخ به این سوال که بزرگ ترین چالش بلندمدت پیش روی آمریکا در عرصه جهانی چیست، گفت:
« ظهور چین و احیای قدرت روسیه، تغییری است که در سیاست های بین المللی ایجاد شده و ترامپ هیچ کنترلی بر آن ندارد. این تغییر در توازن قدرت، شرایطی ایجاد کرده است که ما را از نظام یک قطبی به چند قطبی سوق می دهد.
نگاهی دقیق به راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ بیانگر این واقعیت است که در حال حاضر ایران و کره شمالی تنها تهدیدهای اصلی و مایه نگرانی آمریکا نیستند بلکه، چین و روسیه را نیز باید به این تهدیدها افزود. آنچه روشن است این که دولت ترامپ ارزیابی های دقیقی از چین و روسیه دارد و مقادیر کلانی از منابع دفاعی را به برخورد با این دو کشور اختصاص خواهد داد. این به آن معناست که به مرور زمان در سیاست خارجی ما تغییری اساسی ایجاد خواهد شد که به واسطه آن، بر شرق آسیا تمرکز بیشتر و بر خاورمیانه بزرگ تمرکز کمتری خواهیم کرد.
آمریکا در دوران جهان تک قطبی فکر می کرد به قدری قدرتمند و هوشمند است که می تواند دنیا را رهبری و اداره کند.
حکومت ها را تغییر می داد و دمکراسی برقرار می کرد و به نظر می رسید که بر جهان سلطه دارد. امروزه، وارد جهانی چندقطبی شده ایم و مشکلات پیش رو، در حال افزایش و بسیاری جدی تر از مشکلات ۲۵ سال پیش هستند. این مشکلات محدود به خاورمیانه، تروریسم و اشاعه هسته ای نیست و باید نگران سیاست های قدرت های بزرگ هم باشیم. برخلاف تصور بسیاری از واشنگتن نشینان درباره توانایی آمریکا برای حل مشکلات و برخورد با چین و روسیه، فکر نمی کنم تشکیلات سیاست خارجی آمریکا درکی از محدودیت های قدرت داشته باشد.
این تشکیلات، محدودیت های استفاده از نیروی نظامی و اینکه چین و روسیه باید در اولویت سیاست آمریکا قرار گیرند را درک نمی کنند. فکر نمی کنم خیلی از سیاستگذاران آمریکایی به این اولویت و اتخاذ تصمیم های دشوار فکر کنند. آنها همچنان فکر می کنند آمریکا می تواند در سراسر جهان جولان دهد.
اما، واقعیت آن است که ما به سمت جهان چندقطبی در حال حرکت هستیم، جایی که چین و روسیه، قدرت های رقیب محسوب می شوند و این خود مایه نگرانی است. احتمال جنگ قدرت بین آمریکا و چین را نباید دستکم گرفت. در جهان تک قطبی احتمال جنگ قدرت وجود ندارد زیرا تنها یک قدرت برتر وجود دارد. به عبارت دیگر، ما به سمت جهانی خطرناک تر می رویم و توسل به دیپلماسی استفاده از قدرت نظامی که ترامپ به آن اعتقاد دارد، کاری احمقانه است.»
باسویچ نیز در رابطه با سوال بالا گفت: «حوادث پس از پایان جنگ سرد به این تفکر که ما در جهانی یک قطبی تحت سلطه آمریکا زندگی می کنیم، پایان داد. نگاهی به تحولات سی سال گذشته موید این مساله است. معلوم نیست که آیا واشنگتن نشین ها تمایلی به پذیرش اشتباه خود دارند یا نه. چه وقت به مسایلی مانند ظهور چین و این سوال بزرگ می پردازیم که آیا آمریکا مایل به پذیرش واقعیتی به اسم جهان چندقطبی و تقویت ثبات آن است یا خیر. آیا واشنگتن نشینان تصمیم دارند همچنان دچار توهم تک قطبی بودن جهان و در نتیجه، جلوگیری از قدرت چین باشند.
با توجه به حوادث ناشی از تمرکز بر خاورمیانه، از جمله مداخله غیررسمی ‘رونالد ریگان’ به نیابت از صدام حسین در جنگ ایران و عراق، باید گفت، ما از تجربیات قبلی و دخالت های مکرر در منطقه چیزی یاد نگرفتیم و به اشتباهاتمان ادامه می دهیم. حفظ نیروهای آمریکایی در سوریه که به تازگی خبر آن اعلام شد، نمونه ای از این اشتباهات است.
جهان چندقطبی در حال شکل گیری، جهانی رقابتی خواهد بود و باید شرایط این رقابت را درک کنیم. قطعا به سیاست هایی نیاز داریم که از تبعات فاجعه بار جلوگیری کند. تلقی من این است که سرگرم شدن بیش از حد دولت به مسایل کوتاه مدت مانع از توجه به افق دورتر و اختصاص انرژی و توجه کافی به روابط میان قدرت های بزرگ و قدرت های در حال ظهوری شده است که نجات کره زمین مستلزم همزیستی با آنهاست.
با وجود حضور دیپلمات های برجسته در وزارت خارجه آمریکا، بروکراسی حاکم بر این وزارتخانه و کارمندانی که مایل به وارد شدن به حوزه های فوق نیستند، زمان ارزیابی جامع و بررسی چگونگی انتخاب و پیشرفت کارمندان وزارت خارجی است.»
ایرنا