
برخورد خصمانهٔ دونالد ترامپ نسبت به رهبران آمریکای لاتین میتوانداز سوی آنان زمینهساز مقاومتی منسجمتر در سطح منطقه شود، مقاومتی که بلوک چپ تودهای این منطقه توانایی رهبری آن را دارد.
فرمانهای صادر شده در روزهای آغاز بهکار ریاستجمهوری دونالد ترامپ نشان دادهاند لفاظیهای انزواطلبانهٔ دورهٔ پیشین ریاستجمهوریاش جز پوششی فریبکارانه برای برنامههای تجاوزکارانهٔ امروز او چیزی دیگر نبودهاند. گفتههایش دربارهٔ تصرف “گرینلند”، ادعای “بازپس گرفتن” کانال پاناما، و تهاجم به مکزیک، بهسرعت خبرساز شدهاند. بهنظر میرسد دولت ترامپ تشریفات “امپریالیسم پنهان و ملایم” را کنار گذاشته و برنامهٔ افراطی ترامپ از امپریالیسم را یکسره درپیش گرفته است. اما مانند همهٔ شکمبارهها، ممکن است لقمهای بزرگتر از دهانش برداشته باشد.
روز یکشنبه، ترامپ با رئیسجمهور چپگرای کلمبیا، گوستاوو پترو، وارد درگیریای لفظی شد زیرا رییسجمهور گوستاوو پترو از دادن اجازهٔ فرود به هواپیمای نظامی آمریکا که حامل مهاجران کلمبیایی بسته با زنجیر بود خودداری کرد. در حالی که پستهای ترامپ و پترو در شبکههای اجتماعی توجه رسانههای آمریکا را جلب کرده بود بیشتر این رسانهها ترامپ را پیروز این درگیری نشان داده بودند و شتابان به سراغ درگیری بعدی رفتند. اما اگر این رسانهها به این موضوع کمی بیشتر توجه میکردند درمییافتند که موضعگیری گوستاو پترو در بهچالش طلبیدن ترامپ کارساز بوده است. دولت ترامپ پذیرفت که مهاجران را به شکلی شرافتمندانه به کشورشان بازگرداند و از اجرای تحریمهایی که تهدید کرده بود دست بردارد. همان مهاجرانی که پیشتر در زنجیر بودند روز بعد بدون دستبند و در هواپیمای ریاستجمهوری کلمبیا به بوگوتا، پایتخت کلمبیا، به کشور بازگشتند.
خبرنگاران بلافاصله پس از پایین آمدن مهاجران از پلههای هواپیما بهسوی آنان هجوم بردند تا با آنان مصاحبه کنند. داستان برخوردها و رفتارها با مهاجران که از سوی خودشان بازگو شد، نشاندهندهٔ بیرحمی دولت ترامپ و برنامهٔ غیرانسانی بازگرداندن مهاجران بود که در یک سال گذشته یکی از ویژگیهای سیاست آمریکا بوده است. در حالی که بسیاری از مهاجران بدون توقف از برابر دوربینها عبور کردند، زنی که کودکی در آغوش داشت، ایستاد تا داستان بازگرداندنش را بگوید. او گفت همراه فرزندش پس از گذر از صحرای سونورا (بیابانی بین کشور مکزیک و ایالات متحده) در میانه راه قاچاقچیان انسان به او دستبرد زدند و ناچار شد در برابر گرسنگی تاب بیاورد، و در نهایت از سوی مأموران اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده بازداشت و در بازداشتگاه نگه داشته شد. او در پایان گفت کسان زیادی همچنان بازداشت هستند و برخیشان نیز ناپدید شدهاند. گزارشی که یادآور تاریکترین دوران تاریخ آمریکای لاتین است آن هنگام که دیکتاتوریهای نظامی و نیروهای شبهنظامی آنانی را که “نامطلوب” تشخیص داده میشدند، مانند چپگرایان، کنشگران اتحادیههای کارگری، دگرباشان جنسی، یا تهیدستانی که فقط در زمان و مکانی نامناسب حضور داشتند بهزور ناپدید میکردند.
مهاجری دیگر، مردی بهنام خوزه اریک که در پی گرفتن پناهندگی بود، در سرسرای فرودگاه با خبرنگاران مصاحبه کرد و داستانی مشابه داستان زن با کودکش را نقل کرد: گذر از بیابان و بیخوابی کشیدن اجباری در بازداشتگاههای اداره مهاجرت و گمرگ ایالات متحده، روشی که خبرنگار کلمبیایی، “دیانا کارولینا آلفونسو”، آن را گونهای شکنجه میداند که بر اساس قانونهای بینالمللی منع شده است. سپس خوزه اریک توضیح داد چگونه برای پیوستن به خانوادهاش در ایالات متحده و فرار از خشونت در کلمبیا درخواست پناهندگی داده است، معضلی که با سلاحهایی که در ایالات متحده تولید و صادر میشوند در کشورش بدتر شده است. مردی دیگر در پاسخ به اتهامهای ترامپ که همه سرنشینان این پرواز را تبهکار نامیده بود گفت: “من مهندس مکاترونیک هستم (رشتهای که سعی بر آن دارد ترکیبی یکپارچه به سامانههای تشکیل شده از اجزای مکانیکی، الکترونیکی، کنترلی، و نرمافزار بهوجود آورد). ترامپ باید مشاورهای بهتر دربارهٔ کسانی که در آن هواپیما بودند دریافت میکرد.”
بازگشت پرسروصدای مهاجران در شرایطی غیرانسانیتر چهره واقعی سیاستهای داخلی و خارجی ترامپ را برای آمریکای لاتین و حوزهٔ دریای کارائیب بهنمایش گذاشت. برای رییسجمهور کلمبیا این پیروزیای اخلاقی بود.
گوستاووپترو، رئیسجمهورکلمبیا، همچنین زمینه را برای برپایی ائتلافی منطقهای فراهم کرد که فراتر از تفاوتهای نظری در درون آن، بیشتر کشورهای آمریکای لاتین را در برابر تهدیدهای دولت ترامپ مانند مالیاتهای گمرکی بر واردات، پیرامون دستورکاریای مشترک ممکن است متحد کند. این تلاش در قالب نشست اضطراری “اجتماع کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب” بهمیزبانی “سیومارا کاسترو”، رئیسجمهور هندوراس، شکل گرفت. اگرچه این نشست پس از توافق کلمبیا و ایالات متحده بههم زده شد، دیگر رهبران منطقه همچنان تمایلشان را برای نشان دادن ناخشنودی از برخورد ترامپ با شهروندانشان نشان دادهاند.
خانم “کلودیا شینبام”، رئیسجمهور چپگرای مکزیک، نیز با واکنش طنزآمیزش به ترامپ خبرساز شد، بهویژه در مورد پیشنهاد او برای تغییر نام خلیج مکزیک به “خلیج آمریکا”. شینبام در پاسخ پیشنهاد داد: قارهٔ آمریکای شمالی به “آمریکای مکزیکی” تغییر نام دهد و برای اثبات این ادعا، به نقشهای از دوران استعمار اسپانیا استناد کرد.
در واکنش به تأییدِ اخیر شرکت گوگل دربارهٔ ادعای لزوم تغییر نام “خلیج مکزیک” به “خلیج آمریکا” از سوی ترامپ، وزارت امور خارجه مکزیک شکایتی رسمی به این شرکت ارسال و یادآوری کرد این اقدام پایمال کردن قانونهای بینالمللی است. با این وجود اگرچه مکزیک دوره کوتاهمدت در اعتراض به بازگرداندن مهاجران در هفته گذشته موضعگیریای تند کرد، اکنون بهطورکلی رویکردی دیپلماتیک در برابر پذیرش مهاجران در پیش گرفته است. با این حال، در صورت تشدید تنشها، مکزیک میتواند پروازهای ایالات متحده را در فضای هواییاش مانع شود که در این صورت پروازها برای اخراج مهاجران به کشورهای دیگر هزینه بسیار برای ایالات متحده دربر خواهد داشت. دولت ترامپ بدون تلف کردن وقت، حتا متحدان احتمالی منطقهایاش را- بهجز دولتهای راست افراطی “السالوادور” و “آرژانتین”- از خود دور کرده است. “خوزه رائول مولینو”، رئیسجمهور میانهرو پاناما، نیز پس از آنکه ترامپ در سخنرانیهایش بهغلط ادعا کرد “کانال پاناما” زیر نظارت چین است و ایالات متحده ممکن است مجبور شود این کانال را دوباره “پس بگیرد”، در موقعیتی دشوار قرار گرفت.
مولینو بهصراحت تأکید کرده است این بیانهها [در مورد پس گرفتن کانال پاناما از سوی ترامپ] پایمال کردن پیمانهای “توریخوس-کارتر” است. این توافقنامه که در سال ۱۹۹۹/ ۱۳۷۸ بهامضا رسید، پس از مدت نزدیک به یک سده در اشغال آمریکا بودن این کانال، حاکمیت کانال را به مردم پاناما بازگرداند. این واقعیت که ترامپ به برخی از متحدان سنتی ایالات متحده در منطقه حمله کرده است، رهبران آن کشورها را به تقویت روابط با چین، روسیه، و اروپا میتواند سوق دهد و موجی تازه از همگرایی در آمریکای لاتین را زمینهساز شود. اگرچه احتمال واکنشی از سوی آمریکای لاتین به برنامههای دولت ترامپ از محدودهٔ تقسیمبندیهای کشورهای چپگرا و راستگرا فراتر رود و گسترده و هماهنگ شود ضعیف بهنظر میرسد، اما بااینهمه، اقدامها وبرخوردهای خصمانهٔ اخیر ایالات متحده و قدرت گرفتن بلوک چپگرایای مردمی در منطقه، این احتمال را کم از گذشته دور از دسترس کرده است. حتی همین بلوک چپگرای موجود بهتنهایی فشار زیادی بر دولت کنونی میتواند وارد سازد. حتی با تغییر قدرت میان حزبهای مختلف، بیرحمانه بودن اقدامهای ات اخیر ایالات متحده بهاین زودیها از حافظهٔ تاریخی این منطقه پاک نخواهد شد.
*
نوشتهٔ: “کروز بونیارون مارتینز”.
مارتینز نویسنده و پژوهشگری مستقل است که در سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ (۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱) با دریافت بورسیه و هزینه مالی از مؤسسهٔ “فولبرایت” در کلمبیا فعالیت کرده است. نوشتههای او در زمینهٔ سیاست، حقوق بشر، فرهنگ در آمریکای لاتین، و آوارگی قومی مردم لاتین در نشریههای مختلف داخلی و بینالمللی منتشر شدهاند.
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۲۷، ۲۲ بهمن ۱۴۰۳