در ماههای اخیر، رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ و دولت او از راه مجموعهای از حرکتها و تصمیمهای حسابشده در عرصهٔ بینالمللی و به صورتی برنامهریزیشده، توانستهاند وعدهها و تهدیدهای اعلام شده از سوی او در دورهٔ کارزار انتخاباتیاش را گام به گام عملی کنند. خارج شدن از توافقنامهٔ برجام، اِعمال تعرفههای سنگین گمرکی بر وارداتِ آمریکا، و خروج از توافقنامهٔ تغییرات اقلیمی پاریس، در زمرهٔ تصمیمهاییاند که زیر شعار “آمریکا نخست” عملی شده و نشانگر تشدید گرایشی افراطی است که زیر نام “ناسیونالیسم اقتصادی” در حال اجرا شدن است. هدفِ این سیاستهای خارجی آمریکا در همان چارچوب همیشگی حفظ و تقویتِ سلطه و سرکردگی و نفوذ اقتصادی و نظامی و مالی این کشور است، سیاستهایی که اکنون توسط گروهبندی راست افراطی مستقر شده در کاخ سفید اجرا میشود و به مرحلهیی جدید و خطرناکتر وارد شده است.
آنچه جهان در دو هفتهٔ اخیر شاهد آن بود، کلید خوردن مرحلهٔ مشمئزکنندهتری از عملی شدن قولها و وعدههای ضدانسانی رژیم ترامپ در چارچوب سیاستهای داخلی آمریکا بود. دستگیری موج عظیمی از مهاجرانی که سالها در آمریکا در حکم نیروی کار ارزان مستقر شده بودند، و اعزام آنان به اردوگاههای مهاجران، یعنی زندانهای بزرگ برای این مهاجران، تازهترین اقدام دولت آمریکا بود. این سیاست که مدّتهاست با شتاب در دست اجرا شدن بوده است، بهسرعت بُعدی جدید و ضدانسانیتر و فاشیستی به خود گرفت. دولت آمریکا به هدف به وجود آوردن فضایی از رُعب و وحشت، به جدا کردن فرزندانِ حتّی بسیار کم سنوسال از پدر و مادرشان دست زد و آنان را گریان و وحشتزده، دستهجمعی به اردوگاههایی دیگر جدا از پدران و مادرانشان منتقل کرد.
هرچند دولت ترامپ در مقابل موج گستردهٔ اعتراضها به این اقدام در آمریکا و جهان مجبور به عقبنشینی موقتی شد، و در روزهای اخیر طرح جدا کردن کودکان مهاجر از پدر و مادرها را متوقف کرد، اما دونالد ترامپ، بهرغم عقبنشینی اولیهاش در چند روز گذشته، همچنان از کل سیاست ضدِ مهاجرش و اِعمال فشارهای سنگین بر مهاجران دفاع میکند و با گفتمان عوامفریبانه و مزوّرانهٔ همیشگیاش مهاجران را مسبب میزان عظیم جرم و جنایت در جامعهٔ آمریکا میشناساند. جِف سِشِنز، وزیر دادگستری آمریکا، و همچنین خانم سارا ساندرز، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید نیز سیاست جداسازی کودکان از پدر و مادر مهاجرشان توسط دولت ترامپ را با اشاره و استناد به “رسالهٔ پولِس رسول به رومیان، باب سیزدهم” در کتاب انجیل (عهد جدید) توجیه کردند و ضروری دانستند! توجهبرانگیز اینکه در گروهبندی ترامپ و نظریهپردازان حامی سیاستهای راست افراطی در آمریکا، بسیاری مثل مایک پِنس (معاون ترامپ) اعتقادات مذهبی بهشدّت بنیادگرایانه و دیدگاههای اجتماعی بهغایت محافظهکارانه و ارتجاعی دارند. سوءِاستفاده از کودکان به مثابه ابزاری بهمنظور “تنبیه جمعی” پدران و مادران (مهاجران) اکنون به صورت سیستماتیک در آمریکا به اجرا درمیآید. حاکم کردن جوّ ترس و وحشت و نیز نفاقافکنی همراه با سرزنش و منزوی کردن لایههای اجتماعی ضعیف و فرودست که اکنون به شکلهای گوناگون در سیاستهای دولت ترامپ دیده میشود، نقض قوانین حقوق بشری محسوب میشود. طرفداران و مبارزان حقوق بشر به تشابههایی میان این سیاستها و برنامههای فاشیستی آلمان نازی اشاره کردهاند.
روز ۲۹ خردادماه ۹۷ ، جهانیان شاهد حرکت تکاندهندهٔ دیگری از جانب دولت ترامپ بودند که مسلماً در راستای راهگشایی برای دیگر اقدامهای ضد انسانی آتی این دولت است. نیکی هِیلی (نمایندهٔ آمریکا در سازمان ملل متحد) همزبان با مایکل پُمپئو (وزیر امور خارجه)، با استناد به دلایلی کاملاً پوچ اعلام کرد که کشور متبوعش از “شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد” خارج میشود. با اینکه آمریکا از سال ۱۳۸۵- یعنی در زمان بنیانگذاری این شورا- با تلاش فراوانِ نیروهای مترقی آمریکا و زیر فشار آنها به عضویت در این شورا متعهد شد، اما در این ۱۲ سال گذشته، حزب جمهوریخواه و نیروهای راست به ضروری بودن پیروی از این شورا و عملی کردن قوانین حقوق بشر در آمریکا همواره و بهشدّت معترض بودهاند. شایان توجه است که سازمان ملل متحد در مورد سیاست جداسازی کودکان مهاجران از پدر و مادرشان اعلام کرد که این اقدام آمریکا میتواند در حکم اِعمال شکنجه توسط دولت آمریکا ارزیابی شود. برخلاف دیدگاههای عوامانه و تبلیغات رسانههای غالب، روشن است که به قدرت رسیدن دونالد ترامپ و اجرایی شدن مجموعهای از سیاستهای راست افراطی در داخل و خارج آمریکا بهواسطهٔ «زرنگی» و تاجرپیشه بودن یا حماقت رأیدهندگان آمریکایی نبوده است (بیش از ۵۰ درصد آمریکاییها به ترامپ رأی ندادند). واقعیت امر این است که با پشتیبانی مادّی و رسانهیی شخصیتهای اقتصادی قدرتمندی مانند برادران کوک، روپرت مُرداک، و شبکهٔ رسانهیی فاکس نیوز، در کنارِ فعالیتهای اندیشکدههای ماورایراست و کمک فعالان سیاسی و چهرههای رسانهیی پُرنفوذی مانند استیو بَنون و سوءِاستفاده از فنّاوری اطلاعاتی و فِیسبوک، اکنون یکی از خطرناکترین گروهبندیهای راستگرا با گرایشهای فاشیستی سُکاندار پُرقدرتترین نیروی حاکم در جهان شده است. در بیرون از آمریکا نیز دونالد ترامپ محور گرد هم آمدن طیفی از جریانها و دولتمردان واپسگرا و خطرناک مانند سران عربستان سعودی و لابیهای پُرنفوذ مرتبط با محفلهای راستگرا و جنگافروز در اسرائیل است. در اروپا، دولتهای راستگرای افراطی در مجارستان و ایتالیا و جریانهای فاشیستی در حال رشد در آلمان، هلند، و فرانسه در زمرهٔ متحدان و تحسینکنندگان سیاستهای دولت ترامپاند. سخنان اخیر (۱۳ خردادماه) ریچارد گرنل، سفیر جدید آمریکا در آلمان که در رسانهٔ ماورایراست “برایتبارت” در آمریکا منتشر شد، تأملبرانگیز است. او بهصراحت و با پا گذاشتن بر عُرفهای رایج دیپلماتیک، گفت: “من قصد دارم هر طور شده محافظهکاران بیشتر و رهبران دیگری را در اروپا تقویت کنم.”!!
حزب تودهٔ ایران از همان ابتدا ریاست جمهوری ترامپ را محورِ گرد آمدن جریانهای خطرناکِ ماورایِراست ارزیابی کرد و بارها، همراه با دیگر نیروهای مترقی، در مورد خطرهای بالقوهٔ این اتحاد نامقدس بین نیروهایی که با دموکراسی، حقوق بشر، سکولاریسم، و بهویژه عدالت اجتماعی دشمنی میورزند، هشدار داد.
مردم جهان و انسانهای مترقی شاهد رشد و گسترش جریانی خطرناکاند که گام به گام و به بهانهٔ مبارزه با “لیبرالها” و “نظم موجود”- اما در واقعیت امر بهمنظور برونرفت از بحران اقتصادی-سیاسیِ نظام سرمایهداری- درصدد احیای نظامی ضد انسانی و خطرناک برآمده است، نظامی که در عمل روبنای سیاسی دیکتاتوری فاشیستی دارد و به احیای روابط اجتماعی و دینی منسوخ و واپسگرایانه کمر بسته است.
در پهنهٔ جهانی، دستاوردهای دیرینهٔ نیروهای مترقی و جنبشهای مردمی که در روند پیکارهایی سخت به دست آمده است، اکنون در خطر پایمال شدن توسط دولت ترامپ و متحدانش است. نیروهای مترقی در جهان و در ایران، باید متحدانه به رویارویی و مبارزه با این رشد جریانهای ماورایراست افراطی برخیزند.
نامۀ مردم