نمیتوان بهبود رویکرد امریکا در قبال چین را پس از انتخابات ریاستجمهوری آن کشور انتظار داشت، زیرا حتی با پیروزی بایدن، اهداف و تمایلات بنیادین امریکا در قبال چین چندان دچار تغییر نخواهد شد.
به گزارش تسنیم، وزیر امور خارجه چین در پی افزایش تنش میان چین و آمریکا، روابط دو کشور را بسیار شکننده خواند. «وانگ یی» وزیر خارجه چین، آمریکا را مسئول تمام مشکلات به وجود آمده در روابط پکن و واشنگتن معرفی کرد و گفت: هدف آمریکا متوقفکردن روند پیشرفت چین است و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد و هیچ حد و مرزی نمیشناسند. این پرسش مطرح است که چه دلایلی باعث شده است تا مقامات چینی در این مقطع زمانی، روابط چین و امریکا را دشوار و بسیار شکننده ارزیابی کنند؟
اگر چه تنش در روابط چین و آمریکا به دلیل سوءرفتارهای واشنگتن در شرق آسیا مسبوق به سابقه است، اما صرف نظر از سابقه تاریخی، حداقل دو اتفاق و رویداد جدید در روزهای اخیر باعث شده است تا رفتار و گفتار مقامات پکن درقبال واشنگتن تغییر یابد:
اولین اتفاق به کارزار دیپلماتیک چین و آمریکا در بستن کنسولگرهای یکدیگر بر می گردد. آمریکا چهارشنبه گذشته ۷۲ ساعت به چین مهلت داد تا کنسولگری خود در هیوستون تگزاس را تعطیل کند. پکن نیز روز جمعه در اقدامی مشابه از واشنگتن خواست تا کنسولگری این کشور را در چنگدو تعطیل کند.
روزنامه واشنگتن پست در این زمینه نوشت: «دستور ناگهانی و بدون مقدمه چند روز گذشته وزارت امور خارجه آمریکا برای تعطیلی کنسولگری چین در هیوستون نشانهای از سیاستهای غیرسازنده ترامپ است. با اینکه مقامهای آمریکا، کنسولگری چین در هیوستون را لانه فعالیت های جاسوسی توصیف میکنند، اما تاکنون هیچ نشانه، مدرک و سندی برای اثبات این ادعا ارایه نکردهاند.»
دومین اتفاق در تشدید تنش میان آمریکا و چین به اظهارات تند وزیر خارجه آمریکاست که خواستار ایجاد ائتلاف جدید بینالمللی علیه چین شده است، مربوط می شود. پامپئو وزیر خارجه آمریکا، بامداد جمعه در سخنرانی خود در کتابخانه نیکسون در کالیفرنیا، گفت، واشنگتن و متحدانش باید از «روشهای قاطعانه و خلاقانهتری» برای فشار آوردن به حزب کمونیست چین جهت تغییر رفتار خود، استفاده کنند.
در حالی که وزیر امور خارجه آمریکا خواستار ایجاد ائتلاف جدید بینالمللی علیه چین شده است که به نوشته روزنامه «گلوبالتایمز»: «پامپئو بسیار بلندپرواز به نظر میرسد و میخواهد برای ثبت نام خودش در کتابهای تاریخ بین قدرتهای بزرگ درگیری ایجاد کند.» در این میان سخنگوی وزارت خارجه چین هم اظهارات پامپئو را بیهوده ارزیابی کرده و گفته است: «کاری که او انجام میدهد عبث است، مثل مورچهای که میخواهد، درختی را تکان دهد».
به موازات در خواست وزیر امور خارجه آمریکا در ایجاد ائتلاف جدید بینالمللی علیه چین، کاخ کرملین هم تاکید کرد، روسیه در هیچ ائتلافی علیه دیگر کشورها به خصوص ضد چین مشارکت نمیکند. چنین سیاست رسمی در کرملین در حالی اتخاذ شده است که بسیاری از چهره ها در روسیه معتقدند، تنش دامنهدار بین امریکا و چین در جهت منافع سیاست خارجی روسیه خواهد بود و این تنش ها، اهمیت مسکو را در نظر چین بالا میبرد و پکن را به تحکیم هرچه بیشتر روابط راهبردی با روسیه علاقمند میکند.
با درک چنین شرایطی این پرسش مطرح میشود، چرا دولتمردان آمریکا در ماهها و روزهای اخیر به آتش تنور تنش با چین اینطور میدمند؟ آمریکا با تشدید تنش با چین به دنبال چه اهدافی است؟
دو دیدگاه متفاوت درباره انگیزه و اهداف آمریکا در تشدید تنش با چین مطرح است:
نخست اینکه، مجموعه اقدامات دولت آمریکا در هفتهها و روزهای اخیر در چارچوب راهبردهای کلان آمریکا و در راستای تحت فشار قراردادن چین صورت میگیرد. «جیم ریچ» رییس کمیته روابط خارجی سنا آمریکا در این باره میگوید: “حزب حاکم کمونیست چین در حال تغییر نظم بینالمللی است به گونهای که رژیمهای اقتدارگر را منتفع میکند و مستقیما به منافع آمریکا و دموکراسی آسیب میرساند”.
دیدگاه دوم این است که دولت آمریکا اکنون در برابر چین استراتژی مشخصی ندارد و تشدید تنش های اخیر آمریکا و چین به نیازهای کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر می گردد . موضوعی که روزنامه واشنگتن پست نیز به آن اذعان دارد: «سیاست رییسجمهوری آمریکا در برابر چین، بی پروا، از هم گسسته، تهاجمی و یک جانبه بوده که ظاهرا هدف از طراحی آن، تقویت کارزار انتخابات دوباره وی بوده نه مدیریت چالش پیچیده واشنگتن با پکن است.»
در مجموع صرف نظر از اینکه کدام تحلیل در باره علل تشدید تنشهای اخیر چین و امریکا درست باشد، از منظر تحلیلگران، چین به عنوان یک قدرت جهانی در مقابل آمریکا ظهور کرده و به همین دلیل، این موضوع باعث نگرانی استراتژیست ها و مقامات آمریکایی شده است. در نتیجه دولتمردان آمریکا در دهه دوم قرن بیست ویکم تمرکز راهبرد امنیت ملی خود را از خاورمیانه به شرق آسیا انتقال دادند تا بتواند با این تهدید بالقوه مقابله کنند. در چارچوب سیاست مهار چین، دولتمردان آمریکا در سالهای اخیر با ورود به حوزه پیرامونی چین تلاش کردند، با بالا بردن هزینههای پکن، از قدرت گیری چین در جهان جلوگیری کنند. جنگ تجاری چین و آمریکا، مداخله آمریکا در مسایل داخلی و سرزمینی چین از جمله هنگ کنگ و تایوان، رزمایشهای مشترک آمریکا با برخی کشورهای منطقه در آبهای جنوبی چین و تشدید بحران در شبه جزیره کره در تایید این رویکرد آمریکا قابل تفسیر است.
با درک چنین شرایطی است که، اغلب کارشناسان رفتارهای مداخله گرایانه واشنگتن در شرق آسیا را عامل تشدید تنش در روابط چین و آمریکا میدانند و باید گفت نمیتوان بهبود رویکرد امریکا در قبال چین را پس از انتخابات ریاستجمهوری آن کشور انتظار داشت، زیرا حتی با پیروزی بایدن، اهداف و تمایلات بنیادین امریکا در قبال چین چندان دچار تغییر نخواهد شد.
آنچه مسلم است، اقدام متقابل چین در بستن کنسولگری آمریکا در چنگدو چین و همچنین اظهارات وزیر امورخارجه چین درباره شکنندگی روابط پکن و واشنگتن، گویای این مطلب است که روابط چین و آمریکا با شیب معناداری رو به تیرگی گراییده است و اقدامات نسنجیده ترامپ در مناسبات خود با پکن، اقدام متقابل چین را به همراه داشته باشد و ادامه این سیاست از سوی آمریکا، میتواند به سیاست یکجانبه گرایی آمریکا در جهان پایان دهد.