منابع خبری اسرائیل خبر دادند پیکر بی جان سفیر چین در تل آویو امروز صبح در محل اقامت وی پیدا شده است.
به گزارش تسنیم، “باراک راوید” خبرنگار دیپلماتیک کانال ۱۳ اسرائیل در صحفه توئیتر خود نوشت: «مقامات اسرائیلی به من گفتند جسد “دو وِی” سفیر چین امروز صبح در محل اقامت وی پیدا شده است.»
جرزالم پست نیز به نقل از یک مقام وزارت خارجه رژیم اسرائیل خبر پیدا شدن جسد سفیر ۵۷ ساله چین را در محل اقامت وی در هرتزلیا، تایید کرد.
وی در ماه فوریه ۲۰۲۰ برای تصدی پست سفارت چین در اسرائیل به تل آویو اعزام شده بود. دو وِی پیش از این سفیر چین در اوکراین بود.
بر اساس این گزارش، پلیس هم اکنون در محل اقامت سفیر چین حضور دارد و در حال تحقیق است.
رادیو ارتش اسرائیل اعلام کرد هیچ نشانه ای از خشونت در محل اقامتگاه سفیر چین دیده نشده و این باور وجود دارد که وی بر اثر حمله قلبی فوت کرده است.
“یووال روتم” مدیر کل وزارت امور خارجه اسرائیل نیز با “دای یومینگ” معاون سفیر چین صحبت کرده و درگذشت سفیر را به وی تسلیت گفته است.
“دو وی” در ماه آوریل در مصاحبهای با یک روزنامه عبری گفته بود وقتی به عنوان سفیر راهی تل آویو شده به دلیل شیوع کرونا در چین، دو هفته در قرنطینه به سر برده بود.
مرگ سفیر چین در تلآویو چه تأثیری بر روابط آمریکا و اسرائیل دارد؟
مرگ سفیر چین در تل آویو میتواند روابط آمریکا و اسرائیل را تا حد سردی روابط در دوره اوباما تیره کند اما به جهت استراتژیک و اهداف دو طرف و همپیمانی شان این روابط طی دوره کوتاهی بازسازی خواهد شد.
به گزارش تسنیم، خبر مرگ سفیر جمهوری خلق چین در تل آویو، بمب رسانهای این روزهای رسانهها است. خبری که همه محافل سیاسی و رسانهای دنیا را تحت تأثیر خود قرار داد.
این خبر زمانی در رسانههای جهان منعکس میشود که چند روز قبل مایک پامپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو و بنی گانتس در فلسطین اشغالی، با انتقاد از توسعه روابط اسرائیل با چین، نسبت به اینکه این روابط میتواند روابط ایالات متحده و اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد، ابراز نگرانی کرده بود.
تغییر سیاست آمریکا در آسیا و شکاف احتمالی بین آمریکا و اسرائیل

آمریکاییها از زمان به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا نوعی تغییر را در تمرکز منطقهای خود به وجود آوردند. این تغییر تمرکز آمریکا را از غرب آسیا به شرق دور میبرد. تغییری که نمیتواند تحت تأثیر شخصیت ترامپ باشد و از آخرین روزهای حضور اوباما در پست ریاستجمهوری آمریکا، از زبان اندیشکدههای آمریکایی با این ادبیات بیان شده بود که به دلیل قدرت گرفتن چین در عرصه اقتصادی، آمریکا چارهای ندارد جز این که در آسیا تمرکز خود را به چین ببرد تا آینده قدرت آمریکا درخطر قرار نگیرد. لذا همگان میدانستند رئیس جمهور بعدی هرکه باشد باید بیشتر توان خود را مصروف چین سازد.
با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ به نگاه اقتصادی او به جهان سیاست این امر واقعیتر و جدیتر پیگیری شد. ترامپ در همان دو سال اول ریاست جمهوریاش با اعلام خروج از سوریه و تلاش برای کاستن نیروهای آمریکایی در عراق که با هدف کاستن از هزینههای اقتصادی انجام شد، نشان داد به شدت قدرت چین برای او جدی است.
آشکار شدن اولین اختلافات
این تغییر سیاست با انتقاد شدید در اسرائیل مواجه شد و نخستین شکاف بین ایالات متحده و اسرائیل را نشان داد. این شکاف زمانی در عمل نیز رنگ واقع به خود گرفت که پاسخ مقاومت به حملات اسرائیل در جولان در سال ۲۰۱۸ با واکنش بیتفاوت آمریکاییها روبرو شد. ترامپ در آن زمان موضع منفعل گرفت و تنها به این اکتفا کرد که اسرائیل حق دفاع از خود را دارد. حال آنکه اسرائیلیها انتظار داشتند ترامپ به عنوان همپیمان استراتژیک اسرائیل پاسخ کوبندهای به این پاسخ مقاومت بدهد. ترامپ حتی در شورای امنیت هم این مسئله را آنگونه که اسرائیلیها انتظار داشتند دنبال نکرد.
تشدید اختلافات
گام دوم اختلافات ترامپ و اسرائیلیها در زمانی آشکار شد نتانیاهو در سپتامبر ۲۰۱۸ برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به آمریکا رفت اما ترامپ در دیدار مستقیم با نتانیاهو ناگهان او را غافلگیر کرد و در زمانی که نتانیاهو انتظار داشت ترامپ مسئله تشکیل وطن قوم یهود را تأیید کند ترامپ اعلام کرد به این نتیجه رسیده است که بهترین راه برای حل مسئله فلسطین، طرح دو دولت است. این اقدام ناگهانی ترامپ نتانیاهو را مجبور کرد بلافاصله پس از این دیدار مصاحبهای انجام دهد. او در آن مصاحبه گفت، تا زمانی که بر سر کار باشد تشکیل دولت فلسطینی محال است.
گام سوم اختلافات
سومین اختلاف دو طرف زمانی بروز کرد که با نزدیک شدن انتخابات سپتامبر ۲۰۱۹ در اسرائیل دونالد ترامپ- که پیش از آن اعلام کرده بود سند معامله قرن را تا پیش از انتخابات اسرائیل رونمایی میکند- در اظهاراتی جدید اعلام کرد این اقدام را تا پیش از سال ۲۰۲۰ انجام خواهد داد. هرچند این اقدام ترامپ در رابطه شخصیاش با نتانیاهو توجیه شد اما در مجموع به روابط آمریکا و اسرائیل آسیب زد.
رابطه اسرائیل با چین تذکر دائمی آمریکاییها به اسرائیل
مجموع حوادث فوق وجود اختلاف بین اسرائیلیها و آمریکا را بر همگان ثابت کرد. اما نکتهای که نباید دور از نگاه بماند این است که این ایالات متحده در تمامی این دوران به اسرائیلیها در خصوص توسعه روابط با روسیه و چین تذکر دادهاند و اسرائیلیها را از توسعه روابط با چین بر حذر داشتهاند . تذکری که از سوی اسرائیلیها چندان جدی تلقی نشد.
نیاز اسرائیلیها به روابط با چین
به دلیل مواضع متفاوتی که روسیه با چین دارد روابطش با اسرائیل چندان گسترده نشد. اما روابط چین و اسرائیل هر روز وسیعتر شد. در این حال پاسخ اسرائیلیها به آمریکاییها این بود که در این روابط کاملاً محتاط عمل میکنند و این روابط تنها به روابط اقتصادی محض که ارتباطی با مسائل نظامی و امنیتی ندارند محدود است. اما این توجیه آمریکاییها را قانع نمیکرد.
مسئله روابط اسرائیل با چین طی دو سال گذشته همواره موضوع مورد بررسی اندیشکدههای اسرائیل بوده است. آنچه عمدتاً در این اندیشکدهها به آن اشاره رفته این است که اسرائیل در عرصه اقتصادی به دلیل منافع اقتصادی سرشاری که نمیتواند آنها را نادیده بگیرد باید روابط خود با چین را توسعه دهد. اما همین اندیشکدهها به این مسئله اشاره میکنند که این روابط باید در حدی باشد که به روابط اسرائیل با ایالات متحده آسیب بزند.
آینده روابط اسرائیل و آمریکا
حال با مرگ سفیر چین در تل آویو که هنوز ابعاد مختلف آن از سوی اسرائیل پنهان مانده است این سؤال پیش میآید که در این شرایط روابط اسرائیل با دو طرف چگونه خواهد شد؟ از آنجا که چند روز قبل پامپئو اسرائیلیها را عملاً نسبت به توسعه روابط با چین تهدید کرده بود و ادامه آن را موجب آسیب زدن به روابط آمریکا و اسرائیل توصیف کرده بود، انگشت اتهام در این قتل در وهله اول به سمت آمریکاییها خواهد بود. اما اسرائیلیها چگونه عمل خواهند کرد؟
نگاهی به عملکرد اسرائیل در شرایط مشابه نشان میدهد، اسرائیلیها با توجه به اصرار بر داشتن روابط اقتصادی با چین، این اقدام را محکوم کرده و تلاش خواهند کرد این پرونده را به گونهای که چینی را اقناع کند به فرجام برسانند. مثلاً با معرفی احتمالی یک فرد به عنوان قاتل سفیر چین، انگشت اتهام را به سمت یکی از جناح های تندرو داخلی یا طرفهای منطقهای خواهند برد. آنها نشان دادهاند در این شرایط کسانی را که میخواهند طعمه کنند به عنوان مقصر و عامل قتل معرفی خواهند کرد. لذا در این شرایط تلاش خواهند کرد روابط خود با ایالات متحده را نیز حفظ کنند.
با توجه به تمامی دادههای فوق به نظر میرسد آمریکاییها با شرایط موجود نمیتوانند منتظر اقدامی جدی علیه چین توسط اسرائیلیها باشند. از سوی دیگر از آنجایی که آمریکاییها همپیمان استراتژیک اسرائیلیها هستند امکان اینکه دولت ترامپ اسرائیلیها را بیش از این نیز تحت فشار قرار دهد وجود ندارد چرا که از سوی لابیهای صهیونیستی داخل آمریکا تحت فشار قرار خواهد گرفت. اما در صورتی که به نتایج دلخواه خود نرسند که به احتمال قوی اینگونه خواهد شد روابط شان با اسرائیلیها را کاهش خواهند داد. یعنی اینکه این حادثه که به نظر میرسد از درون محافل صهیونیستی برنامهریزی و اجرا شده است بر روابط آمریکا و اسرائیل تأثیر منفی خواهد گذاشت اما آن را قطع نخواهد کرد.
شاید این تأثیر منفی همچون دوره دوم اوباما موجب شود دولت آمریکا برخی پروندههای مرتبط با اسرائیل (همچون پرونده مذاکرات صلح در دوره اوباما) را پیگیری نکند و روابط دو طرف تا پایان این دولت سرد باقی بماند. با همه این اوصاف به نظر میرسد این حادثه تبعات دامنه دار بسیاری باشد و با گذر زمان، زوایای جدیدی به خود بگیرد و در نتیجه با حوادث جدید احتمال و سناریوهای جدیدی نیز مطرح شوند که باید منتظر ماند و دید.