بهموازات تغییروتحولها در صحنهٔ سیاسی کشور در هفتههای اخیر، مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان میهن ما برای دستیابی به حقوق بدیهیشان، بهویژه خواستهایی نظیر: افزایش عادلانه دستمزد، پرداخت مزدهای معوقه، توقف خصوصیسازی و تأمین امنیت شغلی، گسترش باز هم بیشتری پیدا کرد.
وقفه در برگزاری جلسات کمیتهٔ مزد شورایعالی کار، بهدلیل مخالفت بهحق و قاطع زحمتکشان با تصویب بند “ز” تبصرهٔ ۷ لایحه بودجه سال ۱۳۹۷، برپایی اعتصاب و تجمع بهشکلهای مختلف در اعتراض به دستمزدهای معوقه، قراردادهای موقت و خواستِ پایان بخشیدن به اجرای سیاست آزادسازی اقتصادی و خصوصیسازی، اعتراضهای دامنهدار فرهنگیان و بازنشستگان به سیاستهای دولت و رژیم که به کاهش سطح زندگی و قدرت خرید آنان منجر گردیده است و جز اینها و دهها نمونهٔ دیگر، همگی، نشانهٔ گسترش و ژرفش جنبش اعتراضی کارگران و زحمتکشان در بطن تحولهای صحنهٔ سیاسی میهن ماست.
ولی فقیه همزمان با گسترش اعتراضهای کارگری بار دیگر ضمن نشان دادن چنگ و دندان دستگاه سرکوب استبداد مذهبی به زحمتکشان کشور ما، هراس رژیم از گسترش مبارزات کارگران را نشان داد. سخنان تهدیدآمیز و هراسآلود خامنهای و تأکید او بر این نکته که “ضدانقلاب کشور از اول چشمش به کارگرها بود تا بتواند جامعهٔ کارگری [بخوان: طبقهٔ کارگر] را بهنحوی علیه جمهوریاسلامی تحریک کند، از روز اول یعنی از همان روز پیروزی انقلاب این حالت وجود داشت…” هنگامی بیان میشود که با مبارزه هرچند پراکنده کنونی زحمتکشان در بطن تغییر و تحولهای سیال صحنهٔ سیاسی، بهویژه در دورهٔ پساخیزش دیماه ۹۶، نقش جنبش کارگری در مبارزه توأمان صنفی و سیاسی از گسترش اعتلا یافته و نگرانی فزایندهٔ حاکمیت استبدادی را برانگیخته است. موضعگیری خامنهای و مضمون سخنان او بهاین معناست که هر مبارزی یا سندیکالیستی که از حقوق زحمتکشان سخن بهمیان آورد و حل معضلهای بیشمار معیشتی کارگران را خواهان شود “ضد انقلاب” شمرده شده و سرکوب میشود و در کل و اساساً مبارزه کارگران سراسر کشور “بهتحریک دشمنان” صورت میگیرد. این تهدیدِ برآمده از هراس از نیروی زحمتکشان، در اوضاع کنونی و باتوجه به رشد اعتراضهای کارگری و حرکت جنبش کارگری به جانب گذار از حالت تدافعی به موضعگیری تهاجمی، بخشی از سیاست مقابلهٔ رژیم با جنبش کارگری است.
ادامه و گسترش اعتراضات در شکلهای گوناگون در سراسر کشور حاکی از این واقعیت است که بهرغم اینگونه تهدیدها و تبلیغات رژیم، خشم و اعتراض تودههای محروم جامعه و پیشاپیش همه آنان طبقه کارگر همچون آتش زیر خاکستر آماده شعله کشیدن است و مانورهای فریبکارانه حاکمیت مانند طرح شعار توخالی همهپرسی از سوی حسن روحانی و یا سخنان بیپشتوانه و نیرنگآمیز خامنهای پیرامون مقابله با “اشرافیگرایی و امتیازطلبی مسئولان” و “بیتوجهی به طبقهٔ مستضعف” و همچنین مانور فریبکارانهٔ باند ماوراءِ راست احمدینژاد دربارهٔ برکناری رئیس قوه قضاییه و برگزاری انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری و مجلس شورا و از این قبیل دام گستریهای سیاسی، نتوانسته و نخواهد توانست موج اعتراضات اجتماعی به بیعدالتی، فقر، رانتخواری و استبداد مذهبی را مهار کنند. برای رژیم ولایتفقیه پایان دادن بهحضور تودهها در صحنه مبارزه بههر شکل ممکن چه بهصورت سرکوب و فریب و چه بهصورت تهدید و تطمیع مهمترین چالش است و ازاینروی طرح و برنامههای چندلایه و متناسب با هرمقطع زمانی را تدوین و در دستورکار قرار داده است. فراموش نکنیم که رژیم ولایت فقیه و امپریالیسم در حذف عامل تودهها از صحنه سیاسی نقطههای پیوند و منافع مشترک دارند. وضعیت حساس و سیال سیاسی کنونی که حضور تودههای مردم به تعادل و ثباتش از منظر نظام ضربه وارد آورده است، زمینههایی برای حرکت طیفی گسترده از لایهها و طبقههای اجتماعی و نمایندگان سیاسی آنها فراهم آورده و بیش از پیش اهمیت و ضرورت گسترش مبارزه در بین تودهها را در اولویت قرار داده است. بهطریق اولیٰ، مبارزه در میان تودههای کارگر در سطح کارخانهها و کارگاهها در مقطع زمانی کنونی اولویت درجه اول و وظیفه بیدرنگ مبارزان جنبش کارگری و سندیکایی حاضر در کشور است.
دیالکتیکِ مبارزه بهگونهای است که از سویی به رشد و گسترش اعتراضهای کارگری و تلاش برای سازماندهی آنها به جنبش همگانی خلق علیه استبداد مذهبی نیرو و توانمندی معینی میبخشد و تأثیرگذاری بر تحولهای سیاسی از راه حضور تودهها یا بهعبارت دقیقتر از پایین را افزایش میدهد و از دیگرسو تحولهای صحنه سیاسی و وضعیت پویا و سیال کنونی را به بستری مناسب و محیطی ضروری در تسهیل و تقویت رشد و ژرفش مبارزات جنبش کارگری و سندیکایی- بهویژه در ارتباط با احیای حقوق سندیکایی و حق برخورداری از تشکل مستقل سندیکایی و دیگر منافع سیاسی و صنفی طبقه کارگر و زحمتکشان- تبدیل میکند. در این وضعیت سیال و پیچیدهٔ سیاسی، وظیفهٔ بیدرنگ مبارزان جنبش کارگری- سندیکایی فعالیت خستگیناپذیر در جهت بسیج تودههای کارگر، بالا بردن آگاهی طبقاتی و سازماندهی اعتراضهای پراکنده است. سندیکاهای واقعی و مستقل حاضر و مبارزان جنبش کارگری میباید بیشازپیش با تأثیرگذاری بر بدنهٔ کارگری تشکلهای زرد حکومتی، رهبری فاسد این تشکلها را منزوی و مطرود کنند و نیروی بدنه کارگری ناراضی تشکلهای زرد را در مقام بخشی از جنبش سراسری سندیکایی زحمتکشان با شعارهایی صحیح، رزمجویانه، واقعبینانه و منطبق بر توان کنونی جنبش هدایت و سازماندهی کنند.
بهعلاوه، یادآوری این نکته مهم است که موضعگیریهای اخیر خامنهای زمانی انتشار مییابد که خانهٔ کارگر در عرصهٔ بینالمللی به مانور حسابشدهای بههدف انحراف مبارزات کارگری دست یازیده است. در این زمینه لازم است به مانورهای خانهٔ کارگر و دیگر تشکلهای زرد حکومتی در عرصهٔ بینالمللی را، از جمله برگزاری نشست هیات مدیره فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری، در روزهای ۷ و ۸ اسفندماه اشاره کرد و تأکید نمود که افشای نقش مخرب خانۀ کارگر و تشکلهای وابسته به آن که عملکردشان تنها خدمت به استبداد مذهبی است، وظیفه مهمی در شرایط حاضر است. خانهٔ کارگر، انجمنهای صنفی و شوراهای اسلامی کار و نظایر آنها، همگی، کارنامهیی جز خیانت به منافع طبقهٔ کارگر و حمایت از سمتگیری اقتصادی- اجتماعی رژیم نداشته و ندارند. این تشکلها اصولاً سازمانهایی صنفی- سندیکایی کارگران بهشمار نمیآیند و ساختار تشکیلاتی، ماهیت و برنامههایشان در نقطه مقابل ویژگیهای یک سازمان سندیکایی واقعی است. مانورهای رژیم درخصوص مسائل کارگری در عرصه بینالمللی که با دقت محاسبه شدهاند در اوضاعی بهاجرا گذاشته میشوند که کارگران میهن ما بیش از هر زمانی دیگر به همبستگی جهانی زحمتکشان نیاز دارند. هدف این اقدامهای مخرب در عرصهٔ بینالمللی علاوه بر تهیهٔ خوراک داخلی برای رهبران تشکلهای زرد و بزرگنمایی دروغین نقش خانهٔ کارگر، بهوجود آوردن تفرقه در صفهای جنبش سندیکایی موجود و نیز محروم نگهداشتن طبقه کارگر و زحمتکشان میهن ما از همبستگی و پیوند با جنبش جهانی سندیکایی زحمتکشان است. طبقهٔ کارگر ایران و جنبش سندیکایی موجود، تشکلهای زرد را نمایندهٔ خود در مجامع جهانیای نظیر سازمان بینالمللی کار و فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری نمیدانند و بر ضد آن مبارزه کرده و خواهند کرد.
بههرروی، باتوجه به آنچه مورداشاره قرار گرفت، در هفتههای پایانی سال که موضوع تعیین حداقل دستمزد در دستورکار قرار دارد و مراکز کارگری کشور بهشدت متأثر از این مسئله هستند، میتواند موقعیت زمانیای مناسب برای افشای سیاستهای رژیم، عملکرد تشکلهای زرد و زرد حکومتی در موضوع حداقل دستمزد و ماهیت ضدکارگری دولت اعتدال و مجموعهٔ حاکمیت باشد. بهیاد داشته باشیم که با تصویب لایحه بودجهٔ سال آینده و تبصرههای آن نظیر بند “ز” تبصرهٔ ۷ لایحه بودجه ۹۷، ریشهٔ معضلهایی نظیر شکاف بین مزد و هزینه، پدیدهٔ دستمزدهای معوقه و علت کاهش مستمر قدرت خرید طبقهٔ کارگر و زحمتکشان بهخوبی در معرض دید و داوری تودههای کارگر قرار گرفته است.
این برنامههای اقتصادی- اجتماعی رژیم، بهویژه آزادسازی اقتصادی، خصوصیسازی و اقتصاد مقاومتی ولی فقیه هستند که مانع از افزایش عادلانهٔ دستمزدها و تأمین امنیت شغلی زحمتکشاناند. بهعبارتدیگر، کارگران و زحمتکشان میهن ما بر اثر تجربهٔ روزانه زندگی بهخوبی دریافتهاند که روبنای سیاسی مبتنی بر استبداد مذهبی که حافظ منافع کلانسرمایهداران است، مانع اصلی در تأمین حقوق و منافع صنفی و سیاسیشان است. بنابراین، وظیفهٔ اصلی و بیدرنگ جنبش کارگری شدت بخشیدن به مبارزه، سازماندهی اعتراضها، تعیین شعارهایی مناسب و حرکت قاطع در جهت پیوند با دیگر لایهها و گردانهای اجتماعی است. هماکنون مبارزهیی جدی و بسیار حیاتی در مراکز کارگری و نیز در بین دیگر زحمتکشان مانند فرهنگیان، پرستاران و بازنشستگان جریان دارد. تشکلهای مستقل و فعالان صنفی – سندیکایی نقشی بسیار ارزشمند در این مبارزه برعهده دارند. یکی از وظایف و اولویتها در این مرحله، تعیین شعارهایی صحیح، بسیج کننده و مؤثر در راهپیماییها و اعتصابهای کارگری است. باید منطبق با توان و خواستهای کنونی، شعارهایی رزمجویانه و اثرگذار را با برخی شعارهای از سر استیصال جایگزین کرده و در راستای جلب حمایت مردمی و پیوند با دیگر گردانهای اجتماعی اقدام کرد. بهعلاوه، یادآوری این نکته از اهمیت برخوردار است که جنبش کارگری و سندیکایی، باتوجه به ماهیت طبقاتیاش، با هرگونه شعار و برنامهیی که مبارزه برای طرد و حذف استبداد مذهبی و انجام اصلاحات بنیادین را بهحلوفصل در بالا و بدون حضور تودهها موکول میکند، مخالفت و با آن مقابله کند.
دست یافتن به حقوق زحمتکشان میهن ما درگرو پیوند مستحکم و زنده با جنبش همگانی ضداستبدادی است. مبارزه برای تأمین حقوقی صنفی مانند احیای سندیکاها، برپایی تشکلهای مستقل و واقعی طبقاتی- نه آنگونه که طرح وزارت کار موسوم به اصلاح ساختار تشکلهای کارگری درنظر دارد- در پیوند و تلفیق با خواستهای سیاسی میتواند ثمربخش باشد.
اتحادعمل فراگیر در صفهای جنبش سندیکایی زحمتکشان و پیوند مستحکم با جنبش همگانی ضداستبدادی، چنیناند وظایف بیدرنگ جنبش کارگری میهن ما در میدان عمل سیاسی در مرحله دشوار کنونی و بهسود تأمین منافع همگانی علیه استبداد مذهبی.
کارگر متحد همهچیز
کارگر متفرق هیچچیز
ضمیمۀ کارگری نامۀ مردم