این کابوس ترامپ است. من چند دقیقه پس از پیروزی آندرس مانوئل لوپز اُبرادور، برنی ساندرز مکزیک مینویسم. همه او را «آملو» مینامند.
این در واقع انتخاب دوبارۀ آملو است. نخستین پیروزی او در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۶ بود، اما در آن زمان باند دزد، شیاد و خونخواری که بر مکزیک حکومت میکند- و من سعی میکنم ادب را رعایت کنم- رقیب عیاش آملو را برنده اعلام کرد.
آملو در سال ۲۰۰۶ به جای لیسیدن زخمهای خود و اقدام به یک تور کتاب، هواداران خود را به خیابانها برد، اعتراض کرد، میدان مرکزی پایتخت را برای چندین ماه مسدود کرد، مراسم «تحلیف از سوی مردم» را برگزار نمود و سوگند خورد که هرگز، هرگز، نتیجه اعلام شده را تأیید نکند.
و امشب، ۱۲ سال بعد، آملو یک پیروزی خردکننده، و بزرگتر از آنکه بتوان دزدید را در انتخابات ریاست جمهوری مکزیک به دست آورد. و در حالیکه خوبان و بزرگان به او میگفتند اگر به اعتراض علیه انتخابات به سرقت رفته ادامه دهد کارش تمام است، او شمارش تکتک آراء را ماده نخست برنامه انتخاباتی ۵ مادهای خود کرد. او میداند حتا آنهایی که شکمشان خالی است، برای دمکراسی نیز گرسنه اند.
و آملو به مردم چیزی برای رأی دادن داد. باقی پلاتفرم او شامل گسترش آموزش عالی رایگان، افزایش حداقل دستمزد، مبارزه با نابرابری درآمد و اشتغالزایی از طریق یک برنامه عظیم بهبود زیرساختها میشد.
اگر این شبیه برنی ساندرز به نظر میرسد تصادفی نیست. آملو مانند برنی گفت او برنامه خود را از ریاست جمهوری امریکا، فرانکلین دلانو روزولت میگیرد.
با این وصف، نفیر گوشخراش رسانههای خشمگین مکزیک غیبگویی میکرد که آملو ظهور دوم هوگو چاوز خواهد بود، و ملی کردنهای گسترده را در پی خواهد داشت. هیستری طوطیوار در نیوبورک تایمز تکرار شد، که البته تصاوفی نبود، ثروتمندترین مرد مکزیک صاحب نیویورک تایمز است.
من میتوانم به شما بگویم آملو بیشتر برنی ساندرز است تا هوگو چاوز و من هر سه را میشناسم.
هم آملو و هم ساندرز شهردارهایی بودند که شهرهای خود را به مثابه کسی که من «پوپولیستهای چاله چولهای» مینامم، اداره میکردند. [سیاست اجرایی پُر کردن فوری چالههای موجود در آسفالت خیابانها و جادهها]. این سوسیالیسم انجام دادن کارها با تأکید بر «سوسیال» به جای تأکید بر «یسم» است.
آملو به اثبات رساند که میتواند با فساد مبارزه کند، وی با ناخن خشکی بودجه را کنترل کرد و در عینحال مزایای بازنشستگی را افزایش داد و بورس تحصیلی ارایه نمود. شهردار آملو، برخلاف ترامپ طرحهای زیرساختی یک شهر بزرگ را- کلاً از طریق کاهش اسراف و فساد- به اتمام رساند.
اما برخلاف برنی که کارهای خوب خود را در خیابانهای متوسط برلینگتون، مرکز ایالت ورمونت انجام داد، کار آملو در مکزیکوسیتی که از نظر لگامگسیختگی ۱۰ بار بدتر از نیویورک است، کمتر از معجزه نبود. آملو مانند برنی فرزند طبقه کارگر است که در سنگرهای جنبش اجتماعی کار کرد- ساندرز به مثابه یک سازمانده «کمیته دانشجویی هماهنگکننده عدم خشونت» در شهر شیکاگو تشکیل داد، در حالیکه لوپز اُبرادور شش سال را با فقیرترین خانوادههای [سرخپوستان] مایایی گذراند، با آنها زندگی و برای آنها مبارزه کرد.
اما نگذاریم سرخوشی از دمکراسی ما را ذوقزده کند. این انتخابات هماکنون در زمان نوشتن این سطور در حال دزدیده شدن است. آرای ۵۲ درصدی آملو در برابر ۲۵ درصد نزدیکترین رقیب او بزرگتر از آن است که بشود دزدید. اما هر کرسی در کنگره مکزیک برای قاپیدن است و صاحبان قدرت که به طرز خندهآوری «حزب انقلاب بنیادین» نامیده میشوند و حزب راستگرای «حزب اقدام ملی»، برای زندگی خود میجنگند و در مواقعی آنها با گلوله میجنگند.
تاکنون، در این دور از انتخابات ۱۳۲ مقام و نامزد به قتل رسیده اند. من با یاردلی آریزمندی که در مکزیکوسیتی یک هنرپیشه سینما است و در زمنیه حقوق انتخاباتی فعالیت میکند، صحبت کردم. وی به من گفت که سیاستمداران گارد قدیم با زتاس (Los Zetas یا La Última Letra) و دیگر باندهای مواد مخدر پیوند دارند.
انصافاً باید خاطرنشان کرد که بسیاری از قربانیان فقط متحدین آملو نبودند، بلکه از « حزب انقلاب بنیادین»، «حزب سبز» و مستقلهایی نیز که کنترل شهرهای خود را به دست قاچاقچیان مواد مخدر چالش میکردند، در میان آنها بودند.
در واقع، کارزار آملو زمانی نیرو گرفت که مردم در سال ۲۰۱۴ از ناپدید شدن ۴۳ دانشجو و سه روزنامهنگار تحقیقی مطلع شدند.
شواهد اکنون حاکی از آن است که آنها به دستور سیاستمداران مرتبط با حزب حاکم از سوی باند گوئروس تکهتکه و در اسید حل شدند.
آریزمندی گزارش میدهد که در مناطق تحت کنترل حزب حاکم صندوقهای رأی به آتش کشیده شده اند. او ویدیویی را برای من فرستاد که زنی را در حال آنش زدن برگههای رأی نشان میدهد.
من این بازی را در سال ۲۰۰۶ زمانی دیدم که «دمکراسی اکنون» مرا برای تحقیق درباره باخت تکاندهنده آملو با فقط نیم درصد آراء فرستاده بود.
در شب انتخابات، زمانی که مقامات شمارش آراء را متوقف کردند، آملو بسیار جلو بود. پس از آغاز دوباره شمارش آراء تغییر عظیمی در آراء نهایی رخ داد. تحقیقکنندگان ما موارد بسیاری از پُر کردن صندوقهای رأی، نابود کردن آنها و ارعاب رأیدهندگان را با سلاح گرم گزارش دادند.
این بازی با شمارش آراء ظاهراً به وسیلۀ دولت بوش هدایت میشد، و من پی بردم که از همان شرکت «چکپوینت» که در سال ۲۰۰۰ به کاترین هریس کمک کرد در انتخابات فلوریدا تقلب کند [و جورج بوش را برنده اعلام نماید] برای سرقت تمام برگههای اخذ رأی در مکزیک استفاده کرده بود!
و این بار، وسیله استخدام شده به وسیلۀ «حزب انقلاب بنیادین» کمبریج آنالیتیکال بود. به سوءاستفاده کنندگان از رسانههای اجتماعی و دزدان دادهها در اردوی ترامپ، ۷٫۲ میلیون دلار پرداخت شده بود تا برای بدنام کردن کارزار آملو، گونه مکزیکی «هیلری فاسد» تکرار شود.
اما فروش این دشوار بود، به ویژه اینکه همسر رییسجمهور کنونی، انریکه پنیا نیتو در حال گرفتن یک آپارتمان ۷ میلیون دلاری از یک پیمانکار دولتی گیر افتاده بود.
در حالیکه من اینرا مینویسم به نظر میرسد آملو نامزد رده دوم را با نسبت دو به یک شکست داده و مجلس نمایندگان را برده است.
اما، احزاب عضو ائتلاف او، در این لحظه در رقابت برای سنا در وضعیت خوبی نیستند و بسیار کمتر از نظرسنجیهای پیش از انتخابات رأی دارند. مکزیکیها از کلاهبرداران تیپ ترامپ که برای دههها، معمولاً با دزدی ریاست جمهوری مکزیک را داشته اند، به تنگ آمده اند.
رییسجمهور پینا نیتو با دعوت از ترامپ در جریان کارزار انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده ملت خود را خوار و نامزدی ترامپ را تقویت کرد. و او چیزی درباره به قفس انداختن کودکان در مرز نگفته است. گرچه کودکان زندانی ترامپ و خانوادههای بازداشتشدۀ آنها شهروند مکزیک نیستند- اکثراً از آمریکای مرکزی میآیند- آملو خواهان دستگیری ترامپ به جرم آدمریایی و نقض حقوق بینالملل شد.
این فقط یک نشانه از این است که پیروزی آملو کابوس ترامپ است. آملو نشان داده است که از آدمهای عوضی صاحب امتیاز نمیترسد، حتا اگر آنها با نارنجی کردن خود سعی کنند خود را دو آتشه نشان دهند.
به طرز غریبی لوپز اُبرادور «ترامپ مکزیک» نیز نامیده شده است، فقط به این دلیل که هر دو به استیصال طبقات کارگر ملت خود پاسخ میدهند. و هر دو سخنان خوب اندکی برای «قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی» (نفتا) دارند.
اما نمایش ترامپ، میلیاردری که جنگجوی طبقه شده، همیشه ساختگی بود. اما آملو واقعی است.
ویلبر راس وزیر بازرگانی ایالات متحده از مکزیک خواست دستمزد همه کارگران خودروسازی را افزایش دهد تا ایالات متحده بهتر بتواند در درون نفتا رقابت کند. آملو بلوف ترامپ را خواند. او گفت، بله، و این راس را که مالک هشت شرکت خودروسازی در مکزیک است، شوکه کرد.
شعار ائتلاف آملو این است: «با هم، تاریخ را خواهیم ساخت.» (Juntos Haremos Historia) اما، در مکزیک تاریخ همیشه با خونریزی عجین بوده است.
در مارس ۱۹۹۴، لوئیس دونالدو کولوسیو در نوک تیز پیروزی در انتخابات رباست جمهوری مکزیک قرار داشت، اما چرخش سیاسی او به چپ رؤسای «حزب انقلاب بنیادین» را خشمگین کرده بود. در یک گردهمآیی عمومی که او ظاهراً در آن از حفاظت دولت برخوردار بود، یک (و شاید دو) آدمکش، به ضرب دو گلوله او را کشت.
من امیدوارم که داستان آملو پایان خوشتری داشته باشد.
برگرفته از :مورنینگ استار