درحالی که اوربان، نخستوزیر مجارستان، برای دستیابی به توافقی در مورد اوکراین تلاش میکند، فُندِرلاین، رئیس کمیسیون اروپا، برای افزایش شانس خود برای حفظ رهبری اتحادیه اروپا، مشغول گرم کردن رابطهاش با حزب “سبز”هاست که اخیراً هوادار نظامیگری شدهاند. در همین حال، همه این ژستهای تهدیدآمیز، حزب “کارگر” بریتانیا را هیجانزده کرده است.
بهنظر میرسد کارها طبق برنامه پیش نمیروند زیرا ویکتور اوربان- نخستوزیر مجارستان و رئیس دورهای شورای اتحادیه اروپا (بهمدت شش ماه)- از خط خود خارج شده است و بهجای تکرار جملههای از پیش تعیین شده همکارش، رئیس کمیسیون اروپا خانم اورسولا فُندِرلاین (کسی که میتوان او را نمایندهٔ آمریکا بهبهترین طرز در اتحادیهٔ اروپا پس از خروج بریتانیا از این اتحادیه وصف کرد) تصمیم گرفته است وظیفهٔ پایان دادن به خصومتها میان روسیه و اوکراین را بهدوش گیرد.
در روز پنجشنبه ۱۹ ژوئیه/ ۳۰ تیرماه ۱۴۰۳ فُندِرلاین با رأیگیریای برای تأیید صلاحیتش روبرو بود که هم وزارت امور خارجه ایالات متحده و هم همه طرفداران جنگ در اروپا، این رأیگیری را حیاتی میدانستند [البته او از این رأیگیری موفق بیرون آمد]. او از زمان آغاز به کار نه چندان بیدغدغهاش، جاهطلبیهایش را افزایش داده است و نمیتواند [نمیتوانست] تنها با تکیه بر ائتلاف حزبش، حزب مردم اروپا، با سوسیالیستها و دموکراتها و حزب جدید “نوسازی اروپا”، از انتخاب شدن مطمئن باشد.
هنگامی که فُندِرلاین برای نخستین بار نامزد مقام ریاست کمیسیون اروپا شد، بوی رسوایی او را دنبال میکرد. این پزشک سابق، علاقه خاصی به مسائل نظامی دارد و نخستین وزیر دفاع زن آلمان بود. در زمان نامزدی فُندِرلاین، یک کمیتهٔ پارلمانی آلمان چگونگی عقد قراردادهای “بدون نظارت این وزارتخانه و وجود شبکهای از ارتباطات شخصی غیررسمی برای تسهیل معاملات در دوران تصدی وزارت دفاع بهوسیلهٔ او” را بررسی کرد.
شبکه خبررسانی دولتی آلمان، دویچهوِله، گزارش داد این وزارتخانه [وزارت دفاع آلمان] بهدلیل حذف اطلاعات از تلفن فُندِرلاین به “دلایل امنیتی”، متهم به منحرف کردن تحقیقات در مورد تخلفات ادعایی در قراردادهای مشاورهای این وزارتخانه شده است. همبستگیهای دلگرم کننده سابق که “سوسیال دموکرات”های اتحادیه اروپا را با جناحهای اصلی محافظهکاران متحد میکردند (همبستگیهایی بر پایهٔ سیستم ریاضتیای نولیبرال از خصوصیسازی و مدیریت بازار گرفته تا اتخاذ “موضع دفاعیای مشترک”) دیگر برای تضمین پایداری یا تداوم توزیع فرایندهایی چون مقام، عنوان، و نفوذ، کافی نیستند.
در انتخاب رئیس کمیسیون اروپا که شغل مطلوبی است، تعداد آرای مورد نیاز ۳۶۱ رأی میباشد . در حال حاضر، گروه ائتلافی شامل ۴۰۱ عضو از نمایندگان پارلمان اروپا میباشد، ولی مشکل اینجاست که هر یک از گروههای این ائتلاف تنشهای داخلی خودشان را دارند و با پراکندگی مواجه هستند و بسیاری از این نمایندگان ممکن است از رأی دادن خودداری کنند یا علیه این ائتلاف رأی دهند. فُندِرلاین در تلاش برای به دست آوردن اکثریت آرا، خود را به فراکسیون سبزهای پارلمان نزدیک کرد. این گروه دچار اختلاف نظرهایی عمیق با یکدیگر شدهاند و وزیر امور خارجه آلمان که عضو این حزب و از رهبران جنگطلب ناتو میباشد، در یک قطب قرار دارد و بسیاری از نمایندگان سبز پارلمان اروپا با گرایشهای همچنان مترقی، کمتر جنگطلب هستند. برخی از اعضای حزب سبز، حزب مردم اروپا (EPP) را به تلاش برای باجگیری از آنان در ازای حمایت از فُندِرلاین متهم میکنند بدون اینکه این حزب در مورد انجام خواستهای آنان تعهدی بدهد. بدگمانیها دو طرفه است، دانیل کاسپاری، رئیس هیئت آلمانی حزب اتحادیهٔ دموکرات مسیحی در پارلمان، معتقد است که سبزها باید از رهبری (احتمالی) کمیسیون اروپا کنار گذاشته شوند زیرا به سیاست مهاجرت اتحادیهٔ اروپا رأی منفی دادهاند. از سوی دیگر، سبزها نسبت به نزدیکی بلوک محافظهکاران به جناح راست افراطی حساس میباشند. مذاکرهکننده سبزها، دانیل فرویند، در حال انجام تلاشهایی قانونی است تا تصمیم کمیسیون اتحادیه اروپا مبنی بر آزاد کردن ۱۰ میلیارد یوروی بودجهٔ مسدود شده مجارستان را بهتأخیر اندازد.
با نارضایتی چندین کشور از موضع اتحادیه اروپا در مورد جنگ اوکراین، دیپلماسی مستقل ویکتور اوربان موجب تزلزل موضع اتحادیه اروپا شده است. نخستوزیر مجارستان طی یک برنامه فشرده به کییف، مسکو، پکن، و واشنگتن سفر کرد. استفاده از سبزها در کنترل کردن ویکتور اوربان موجب تشدید فزایندهٔ تضاد بین رأیدهندگان سبز در بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا و عملکرد رهبریشان در اتحادیه اروپا شده است ، عملکرد رهبریای که بهشدت مطیع اتحادیه اروپا بهنظر میرسد. این وضعیت، همراه با نگرانی از ادامه جنگ اوکراین، تلاطمهایی در بلغارستان و اسلواکی را موجب شده است، در حالی که افکار عمومی آلمان همچنان ناآرام باقی مانده و احساسات ضد جنگ در هر دو جناح چپ و راست افراطی در حال رشد است.
اوربان قصد دارد از نقش موقتش [ششماههاش] در مقام رئیس شورای اتحادیه اروپا (محلی که وزرای ملی در آن دیدار میکنند) برای میزبانی نشست وزرای امور خارجه در بوداپست در اوایل شهریور ماه ۱۴۰۳ استفاده کند. این قصد اوربان به طرحی متقابل بهمنظور شکستن شخصیت او از راه برگزاری یک جلسه غیرمنتظره شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا در بروکسل و در همان روز منجر شد. نخستین سفر اوربان برای دیدار زلنسکی در کییف بود و اکنون رئیسجمهور اوکراین پیشنهاد یک کنفرانس صلح مجدد را داده است که میتواند شامل روسیه نیز باشد.
ریشه این جنجالها در دیدگاههایی متفاوت است که هم در داخل کشورهای عضو، در گروههای پارلمانی، و هم در ساختار اتحادیه اروپا منعکس میشوند. تعارفات متعارف دیپلماتیک زمانی که نهادهای اتحادیه اروپا علیه اوربان متحد شدهاند کمی توخالی بهنظر میرسند. ولی اعتماد بهنفس رهبر مجارستان با انتخاب معاون جدید پیشنهادی دونالد ترامپ در اجلاس مهم حزب جمهوریخواه برای تصویب نمایندگی ترامپ، بهشدت افزایش یافت.
سناتور جی دی ونس از اوهایو، منتقد استراتژی بایدن در اوکراین و منتقد جدی وابستگی بیش از حد کشورهای اروپایی ناتو به ایالات متحده است. ونس انتقاداتش از برنامه تسلیحاتی ناتو برای اوکراین را با این ادعای دیرینه ترامپ مرتبط میداند که تولیدات ایالات متحده قربانی شدهاند زیرا نمیتوانند تأمینکننده طولانیمدت تسلیحات و مهمات باشند. او موضع سنتی انزواطلبانه ایالات متحده را دارد که با دیدگاههای فوقواقعگرایانه مرتبط میباشد که معتقد است که اوکراین باید بپذیرد مقداری از اراضیاش را به روسیه واگذار کند.
اینکه طرح این مسائل تا چه اندازه با هدفهای تبلیغات انتخاباتی برای کارگران “آمریکای متوسط” که نگران کاهش تولیدات ایالات متحده هستند و اینکه پس از آنچه پیروزیای قطعی برای ترامپ در انتخابات آینده بهنظر میرسد تا چه اندازه معتبر خواهد ماند جای حدس و گمان دارد. بهطور طبیعی تشدید اختلافهای درونی سران سیاسی، اطلاعاتی، و نظامی ایالات متحده منعکس کننده واگراییهای جدی جهتگیری استراتژیک در گرایشهای رقابتی مختلف در حاکمیت ایالات متحده است.
سخنرانیهای مربوط به موضع ایالات متحده در برابر چین درعینحال بسیار با هم مشابهاند. بااینهمه، نهادهای اتحادیه اروپا بهشدت نگران احتمال بهوجود آمدن اختلاف استراتژیکیای عمیق بین ایالات متحده و رهبران اصلی اتحادیه اروپا هستند. مسئله واقعی این است که آیا مضمون شعارهای نمایشی ترامپ یا دیدگاههای پختهتر جی.دی. ونس در مورد سیاست جهانی پس از بهقدرت رسیدن ترامپ به مقام رئیسجمهور ادامه خواهند یافت یا خیر. اگر ترامپ رئیسجمهور شود نقاط ضعفش تا حدی در معرض آزمایش قرار میگیرد تا آنجا که مشخص خواهد شد چه حد میتواند در بهچالش کشیدن مواضع مشترک شرکتهای عظیم مسلط بر طبقه حاکم ایالات متحده ایستادگی کند و اینکه آیا او یا پشتیبانانش حتی قصد چنین کاری را دارند؟
رقیب اورسولا فُندِرلاین در جذابیت بخشیدن به امور نظامی و حتی بت ساختن از این امور، کییر استارمر و دستیارش جان هیلی، وزیر دفاع، هستند. آنان بررسیای جامع از وضعیت دفاعیشان بهمنزلهٔ بخشی از تلاشهای دولت حزب کارگر برای دستیابی به هدف افزایش هزینههای دفاعی به ۵/۲ درصد از تولید ناخالص ملی را آغاز کردهاند. هیچ خبری از مسئولیت مالی مصلحتی در مورد نیاز به برآورد کامل این هزینهها در این بررسی نیست. استارمر، اسب جنگی سالخوردهٔ تونی بلر یعنی جورج رابرتسون را برای تکمیل این بررسی بهخدمت گرفته است. اینکه رابرتسون چه نظری درباره شکاف فزاینده بین ایالات متحده و کشورهای اروپایی ناتو خواهد داشت همچنان یک معما میباشد. برداشت او که این هفته بهشدت دنبال شد، ترسیم کنندهٔ بریتانیایی تحت فشار در برابر “عوامل مرگبار چهارگانه” روسیه، چین، ایران، و کره شمالی است.
البته نقش گوشبهفرمان بودن بریتانیا در ائتلاف امپریالیستی با منابع سود، نفوذ، و مواد خام زیر سؤال میرود. نباید انتظار داشت این بررسی به جزئیات تهدیدهایی که از سوی ارتش روسیه، ارتشی که در حال حاضر در اوکراین فقط چند متر در هفته پیشرفت میکند، یا از چین با ماشین نظامیای که هزینهاش بهسختی یکچهارم هزینه نظامی ایالات متحده است، یا از ایران که بیشتر نگران امنیت منطقهایاش میباشد، و یا از کره شمالی با نیروی نظامی و موشکیای که بهطورانحصاری برای دفاع از قلمرو خودش و جلوگیری از حمله ایالات متحده طراحی شده. بپردازد که بریتانیا را در برابر این “عوامل مرگبار چهارگانه” تحت فشار قرار داده است.
بهقلم نیک رایت، روزنامه مورنینگ استار، ۲۸ تیر ۱۴۰۳ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۴).
به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۲۱۳، ۸ مرداد ۱۴۰۳