رسانههای آمریکایی بهتازگی از احتمال تصدی مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، بهعنوان «فرماندار ونزوئلا» خبر دادهاند. به نوشته این رسانهها، روبیو بیش از یک دهه برای تغییر حکومت ونزوئلا تلاش کرده و به زبان اسپانیایی نیز تسلط دارد و با مخالفان نیکلاس مادورو آشناست؛ از همین رو، او مطلوبترین گزینه و دستیار برای دونالد ترامپ به شمار میآید.
به گزارش cgtn : عنوان «فرماندار» یادآور تاریخ استعمارگری است، اما بهروشنی نشان میدهد که این عنوان برای روبیو به معنای تکرار شیوههای سنتی استعمار نیست. این عنوان در واقع هدف اصلی ایالات متحده را آشکار میکند: کنترل غیرمستقیم ونزوئلا از طریق مدلی مبتنی بر «سهامداری در منافع اقتصادی ونزوئلا و اعمال کنترل از راه دور».
به دیگر سخن، به جای مشارکت مستقیم در حکمرانی ونزوئلا که روشی پرهزینه است، آمریکا قصد دارد با این مدل جدید استعمارگیری، ونزوئلا را تحت کنترل قرار دهد و از منافع اقتصادی آن بهره ببرد.
مداخلات مستقیم ایالات متحده در کشورهایی مانند ویتنام، عراق و افغانستان هزینههایی سنگین داشته است، در حالی که انتصاب یک «فرماندار» راهی بسیار مناسبتر برای آمریکا به شمار میآید. اگرچه عنوان «فرماندار» یک منصب رسمی نیست، اما این تحول نشانگر آغاز فرایند «استعمارگری به سبک شرکتی» در قرن بیست و یکم است، یعنی مداخله با سهامداری در منافع اقتصادی دیگر کشورها.
در این چارچوب، ایالات متحده هدف خود را مشارکت در توزیع درآمدها مخصوصا درآمدهای نفتی ونزوئلا تعیین کرده، همانند سهامدار عمده در شرکت که بدون نیاز به مدیریت مستقیم شرکت، در هنگام تقسیم سود شرکت نقشی پرررنگ ایفا میکند. آمریکا همچنین امیدوار است یک رژیم مطیع در ونزوئلا بر سر کار آورد تا هنگام تقسیم منافع نفتی آن، از آن بهره ببرد.
ایالات متحده در حال حاضر از طریق تحریمهای مالی، محاصره حریم دریایی و اعمال بازجوییهای قضایی در تلاش است تا ونزوئلا را وادار به تسلیم کند. اگرچه این روشها با مداخله نظامی سنتی متفاوت است، اما منطقی یکسان دارد: به دست گرفتن گلوگاه اقتصادی ونزوئلا برای وادار کردن آن به تسلیم. به عنوان مثال، هر نفتکش که مشکوک به حمل نفت ونزوئلا باشد ممکن است از پوشش بیمه بینالمللی خارج و توسط بنادر رد شود. این محاصره نامرئی اگرچه بی سر وصداست، اما میتواند یک کشور را به تدریج به ورطه نابودی بکشاند. نامه دلسی رودیگز، رئیس جمهور موقت ونزوئلا به ترامپ برای درخواست یک «رابطه متعادل» نشان دهنده فشار خفه کنندهای است که او احساس کرده است.
این نوع مداخله به سبک شرکتی و به روش از راه دور میتواند پیشینهای خطرناک برای آینده ایجاد کند. در این مدل، یک کشور مستقل نه به عنوان یک موجودیت ژئوپلیتیک، بلکه به عنوان یک شرکت در نظر گرفته میشود که در آن، منابع، قلمرو و جمعیت به عنوان دارایی و مشکلات اجتماعی به عنوان بدهیها در نظر گرفته میشود. ایالات متحده به عنوان «سهامدار عمده و کنترل کننده»، با در دست گرفتن داراییهای اصلی مانند نفت، به طور غیرمستقیم حکومت ونزوئلا را تعیین و جهتگیری راهبردی دیپلماتیک آن را هدایت میکند .
کشورهای جنوب جهانی، بهویژه کشورهایی که دارای منابع راهبردی هستند، با خطری جدی روبهرو هستند. تجربه ونزوئلا نشان میدهد که این کشورها ممکن است دیگر بهعنوان سرزمینی متعلق به مردم خود تلقی نشوند، بلکه به سبدی از داراییها تبدیل شوند که ایالات متحده قادر است آن را «کنترل» کند.
این بدان معناست که بسیاری از کشورهای کوچک اما دارای منابع غنی ممکن است قادر به تعیین سرنوشت واقعی خود نباشند و دولتهای آنها مجبور شوند بین پاسخگویی به خواستههای مردم خود و و رعایت دستور «سهامدار اصلی» دست و پا بزنند .
در مواجهه با این وضعیت، کشورها ممکن است دو نوع واکنش نشان دهند: اول، تن دادن به این تغییر تازه تا در مدل جدید، حداقل منافع محدودی برای خود حفظ کند؛ دوم، تقویت دفاع از حاکمیت ملی از طریق تقویت همکاری جنوب-جنوب و ایجاد سیستمهای جایگزین تجاری و اقتصادی برای مقابله اساسی با این تغییر جدید. نکته قطعی این است که علیرغم آنکه آنها چه گزینهای انتخاب کنند، هزینه آن قابل توجه خواهد بود .
ممکن است مارکو روبیو در نهایت رسما خود را به عنوان «فرماندار» معرفی نکند، اما این مفهوم منطق سرد آمریکا در برخورد با «کشورهای غیرهمکار» را به جهان اعلام کرده است. این بازگشت استعمارگرایی به سبک قدیم نیست، بلکه یک مداخلهگرایی جدید و پیچیده است که با دقت «بسته بندی» شده است. جهان با دقت رصد میکند تا ببیند این نوع «فرمانداری» قرن بیست و یکم در نهایت به طور موفق اجرایی خواهد شد یا خیر.