یک نشریه هنگ کنگی پس از ربایش «نیکلاس مادورو» رئیسجمهوری ونزوئلا از سوی آمریکا به ابعاد پنهان این موضوع پرداخت و نوشت: نشانهای روشن از بازگشت واشنگتن به الگوی شکستخورده مداخله نظامی در آمریکای لاتین است؛ الگویی که پیشتر در عراق و لیبی آزموده شد و اینبار میتواند آمریکا را وارد باتلاقی تازه، پرهزینه و فرسایشی در حیاط خلوت خود کند.
به گزارش روز دوشنبه ایرنا از نشریه آسیای تایمز، اقدام اخیر آمریکا برای ربودن نیکلاس مادورو رئیسجمهوری ونزوئلا، بار دیگر یکی از مناقشهبرانگیزترین پرسشهای سیاست بینالملل «آیا مداخله نظامی راهی بهسوی دموکراسی و ثبات میگشاید یا تنها تکرار تجربههای شکستخوردهای است که خشونت و بیثباتی بیشتری بهجا میگذارد» را زنده کرد، بهطوری که به یکی از به محور اصلی گفتوگوها و تحلیلهای رسانهای و سیاسی در محافل بینالمللی تبدیل شده است.
در واقع، تجربههای پیشین ایالت متحده در قاره آمریکا و شمال آفریقا نشان میدهد که واشنگتن از میان شعارهای آرمانگرایانه فاصله میگیرد و به الگویی تکرارشونده بدل شود که در اتاقهای فکر، پیشاپیش برای آن تصمیمگیری شده است.
بنابراین، مداخله واشنگتن در ونزوئلا نهتنها آزمونی تازه برای سیاست خارجی آمریکا بود، بلکه آینهای از ناتوانی ساختاری آن در درس گرفتن از گذشته است؛ سیاستی که بار دیگر قدرت نظامی را جایگزین پیچیدگیهای اجتماعی، سیاسی و منطقهای یک کشور کرده است.
این نشریه افزود:اقدام آمریکا علیه مادورو، همان شعارهای آشنا «بازگرداندن دموکراسی، آزادسازی مردمی تحت ستم، حذف دیکتاتوری که ثبات منطقهای را تهدید میکند» برگرداند؛ همان شعارهای برای اشغال در عراق، لیبی و در بیشمار مداخلاتی که وعده پیروزی سریع و گذار دموکراتیک میدادند اما نتیجه آن جز هرجومرج، اشغال طولانیمدت و فاجعه راهبردی بیش نبود.
بنابراین، حمله نظامی آمریکا در ونزوئلا، نماینده تمام آن چیزی است که در سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ سرد با وجود تجربههای عراق و افغانستان، باز هم اشتباهات خود را تکرار کرده و بازتاب پافشاری خطرناک ایدئولوژی نئومحافظهکارانهای است که همچنان به مداخله نظامی بهعنوان راهحل مشکلات پیچیدهٔ سیاسی اعتیاد دارد.
توهم جنگ آسان
آسیای تایمز در ادامه گزارش خود مینویسد که حامیان این مداخله آن را با همان دستورالعملی فروختهاند که پیش از جنگ عراق به کار رفت، همان خیال پردازی که لباس راهبرد پوشیده است اما نمی داند که ونزوئلا یک جزیره کوچک کارائیبی نیست که چند صد تفنگدار دریایی آمریکایی بتوانند در یک بعدازظهر پایتختش را کنترل کنند. این کشور نزدیک به ۳۰ میلیون جمعیت دارد، جغرافیای سختگذر، سابقه طولانی دخالت نظامیان در سیاست و شبکههای عمیق رانت و حامیپروری که طی دههها چاویسمو شکل گرفتهاند.
بنابراین، این تصور که حذف مادورو خودبهخود به گذار دموکراتیک منجر میشود، نادیده گرفتن تمام آن چیزی است که درباره دولتسازی پس از منازعه میدانیم و اینکه چه کسی قرار است پس از مادورو حکومت کند، هم جای سوال دارد. ممکلتی که جناحهای مختلف با دیدگاهها و ادعاهای رهبری متعارضی دارند و میلیونها ونزوئلایی هنوز نوعی وفاداری به طرح بولیواری دارند.
در نتیجه ونزوئلا، آن کشوری نیست که یکپارچه در انتظار «آزادسازی» آمریکایی باشد.
هزینهای که کسی دربارهاش حرف نمیزند
این نشریه هنگکنگی با پرداختن به ابعاد پنهان این موضوع مینویسد که عملیات نظامی اولیه ممکن است نسبتا سریع به نتیجه برسد اما پرسش اصلی اینجاست، بعد از آن چه خواهد شد؛ اشغال ونزوئلا، حفاظت از زیرساختها، جلوگیری از فروغلتیدن کشور به جنگ شبهنظامیان، بازسازی نهادها و ایجاد چیزی شبیه به حکمرانی دموکراتیک، مستلزم سالها تعهد و صرف صدها میلیارد دلار برای تامین امنیت شهرهای ونزوئلا، حفاظت از تأسیسات نفتی، خطوط تدارکاتی و مقابله با حملات شورشیان خواهد بود.
این در حالی است که افکار عمومی آمریکا از جنگهای دو دهه اخیر ایالات متحده در آسیای غربی خسته شده و هیچ اشتیاقی به یک تعهد نظامی نامحدود دیگر ندارد.
از سوی دیگر، کنگره نیز در برابر هزینههای سنگین چنین مداخلهای مقاومت خواهد کرد و با کاهش اجتنابناپذیر حمایت عمومی، مقامهای واشنگتن ناگزیر به جستوجوی راهی برای خروج خواهند شد اما تراژدی ماجرا آنجاست که این مداخله، به احتمال زیاد، دقیقا به خلاف اهداف اعلامشدهاش منجر میشود و بهجای شکلگیری ونزوئلایی دموکراتیک، آنچه در چشمانداز دیده میشود بیثباتی طولانیمدت، واکنش منفی منطقهای علیه نفوذ آمریکا و تعهدی نظامی، پرهزینه و فرسایشی است که منابع را میبلعد و دستاوردی اندک به همراه دارد.
بنابراین، می توان در نهایت گفت که این فیلم را پیشتر دیدهایم و پایان آن هرگز تغییر نمیکند اما واشنگتن همچنان بلیت تماشای آن را میخرد. عملیات ونزوئلا فصل دیگری از اعتیاد آمریکا در دوران پس از جنگ سرد به راهحلهای نظامی برای مشکلات سیاسی است؛ اعتیادی که بیش از آنکه در خدمت منافع ملی ایالات متحده باشد، منافع مجتمع نظامی–صنعتی و نخبگان سیاست خارجی را تامین میکند.