مدت کوتاهی بعد از پایان عملیات نظامی-امنیتی، به عنوان فاز اول عملیات ربودن «نیکلاس مادورو» رئیس جمهوری ونزوئلا و همسرش توسط نیروهای آمریکایی بنا به دستور مستقیم دونالد ترامپ به بهانه مبارزه با قاچاق مواد مخدر، او بلافاصله با شروع فاز دوم این عملیات در قالب «جنگ نرم» و با استفاده از ابزار رسانه، اقدام به انتشار تصاویری زننده و تحقیرآمیز از رهبر یک کشور و حاکمیت مستقل با دستبند و چشم بند و در محاصره نیروهای امنیتی کرد و این تصاویر بلافاصله از سوی بسیاری از رسانههای جهان و شبکههای اجتماعی بازتاب داده شد.
به گزارش CGTN : بدون توضیح و نقد. بسیاری از این رسانهها نقد و یا سوالهای لازم برای روشن کردن ذهن مخاطب درباره خطرها و عواقب هولناک چنین جنایتی برای آینده جهان را مطرح کنند.
ترامپ همچنین ساعاتی بعد از انتشار هدفمند آن عکس خاص از مادورو، به همراه وزیر خارجه، وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در یک کنفرانس مطبوعاتی در مقابل دوربین رسانهها حاضر شد و با مطرح کردن ادعاهای فریبکارانه، فاز دیگری از نمایش رسانهای خود را برای منحرف ساختن افکار عمومی از تصویر واقعی جنایت حمله به استقلال و حاکمیت ونزوئلا، به نمایش گذاشت.
بازنشر این تصاویر بدون مطرح کردن سوالها ، نقدها و خطرها و تهدیدهای آن برای جهان، دقیقا همان هدفی بود که دونالد ترامپ به عنوان یک «روش جنگ نرم» بدنبال آن بود تا با نشان دادن تصویر از یک رهبر دستبند زده و چشم بند زده، افکار عمومی جهان را از رفتار غیرقانونی و جنایت گونه خود منحرف سازد و آنها را سرگرم تماشای فردی کند که شبیه مجرمها نشان داده می شود.
انتشار چنین تصاویری بصورت خام و بدون توضیح، می تواند تاثیر قابل توجهی بر ذهن مخاطب عادی و افکار عمومی داشته باشد(با توجه به اینکه اکثریت مخاطبان رسانهها و کاربران فضاهای مجازی، از افراد عادی جوامع هستند و در بیشتر موارد، بر اساس آنچه در ظاهر می بینند، برداشت و قضاوت می کنند) و حتی باعث شود آنها تاحدودی بپذیرند که این شخص دستبند زده و چشم بند زده، واقعا یک فرد مجرم است و خطرناک تر این که، این گونه فضاسازی رسانهای، میتواند حتی باعث مشروعیت بخشیدن به اقدام غیرقانونی و نقص آشکار مقررات جهانی از سوی دونالد ترامپ شود.
انتشار چنین تصاویری در رسانهها، حتی می تواند باعث شود که مسیر سوال های اصلی درباره اینکه آیا چین اقدامی واقعا مشروعیت دارد، آیا نقض حاکمیت یک کشور محسوب نمیشود و یا سوال بزرگتری مثل این سوال که در چنین شرایطی، مسئولیت شورای امنیت چیست، منحرف شود و یک مخاطب بجای اینکه به چنین سوالاتی فکر کند، ناخودآگاه تصور می کند که با یک فرد «مجرم و گناهکار» روبرو است. مخاطب به جای آن به نقض آشکار حقوق بین الملل فکر کند، سطح نگاه و فکر او ممکن است صرفا به سرنوشت «نیکلاس مادورو» و اینکه حالا چه بلایی بر سر او خواهند آورد، تنزل پیدا کند. پخش چنین تصاویر زنندهای از رسانهها حتی می تواند جنگ و مداخله را «اقدامی مشروع» جلوه دهد که چنین روندی می تواند خطرهای بسیاری برای نظم جهانی و آینده و سرنوشت بسیاری از کشورها به دنبال داشته باشد.
وقتی یک قدرت استعمارگر، رهبر یک کشور مستقل را با ترفند استفاده از تصاویر خاص به یک سوژه رسانهای برای به راه انداختن «جنگ نرم» با هدف تکمیل سناریوی خود تبدیل میکند، در واقع درحال تحقیر و کوچک شمردن حاکمیت و ملت آن کشور است. در چنین سوژههایی، تحقیر فقط مربوط به یک فرد نمی شود بلکه عزت و غروریک ملت و یک حاکمیت مستقل از طریق پخش در رسانههای مختلف، لگدمال می شود.
در چنین شرایطی، مسئولیت رسانهها بهویژه رسانههای کشورهای مستقل بسیار حائز اهمیت و حساسیت است. لازم است رسانههای مستقل از بازنشر چنین تصاویر هدفمندی بدون ارائه توضیحات و نقدهای لازم برای روشن کردن ذهن مخاطبان خود درباره واقعیتها، خودداری کنند و به محقق شدن اهداف قدرتهای استعماری و خودکامه کمک نکنند.
رسانه ها با مطرح کردن پرسشهای روشنگرانه، می توانند به فهم و درک صحیح مخاطبان و افکار عمومی بسیار کمک کنند: مبنای قانونی و حقوقی حمله به خانه رهبر یک کشور مستقل و ربودن او و همسرش از خانه و انتقال خودسرانه آنها به یک کشور دیگر چیست؟ اگر چنین رفتاری در جهان امروز عادی شود، چه معنایی برای سایر دولتهای مستقل و سایر قدرتهای بزرگ جهانی خواهد داشت؟
همچنین، موج گسترده فعالیت رسانههای کشورهای مستقل و ضداستعماری برای روشن ساختن ابعاد جنایت ترامپ در ونزوئلا، نباید خیلی زود متوقف شود و این قانونشکنی هولناک به دست فراموشی سپرده شود، بلکه رسانهها جریان اصلی جهان وظیفه دارند به شکلهای گوناگون، ابعاد و اهداف این بدعت خطرناک ترامپ را برای مخاطبان خود بازگو کنند و با روشنگری و اطلاعرسانی صحیح و گسترده، مانع از تکرار چنین فجایعی شوند و همچنین، نهادهای ذیربط بینالمللی را وادار به انجام اقدامهای موثر و معنادار کنند.