
جنبش دوم بهمنماه و مبارزه علیه لغو ستمملی جدا از پیکار همگانی مردم علیه دیکتاتوری ولایی و مداخله امپریالیسم نیست!
با فرارسیدن دوم بهمنماه امسال، هشتاد سال از جنبش دوم بهمن و بنیانگذاری حکومت ملی و دمکراتیک کردستان میگذرد. اعلام حکومت خودمختار کردستان از طرف رفیق جانباخته “قاضی محمد” در جمع باشکوه هزاران نفر از اهالی شهرها و روستاهای کردستان، در مهاباد در سال ۱۳۲۴، بهحق رویدادی مهم و سرنوشتساز در تاریخ مبارزات خلق کُرد علیه ستم ملی و سرآغاز فصلی نو از تحولهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی در منطقهٔ زیر نفوذِ حکومت خودمختار بود. این رویداد همچنین از صفحههای درخشان تاریخ مبارزات خلقهای ایران علیه استبداد سلطنتی “خاندان پهلوی” و اربابان “امپریالیست” آن و نیز مبارزات خلقهای خاورمیانه در راه آزادی و کسب حق تعیین سرنوشت خویش بوده است. اقدامهای مترقی و دمکراتیک حکومت در طول یازده ماه موجودیتش پاسخی به نیازهای جامعهٔ عقبمانده و اسیر مناسبات فئودالی آن زمان کردستان و حرکت بهسوی ترقی و پیشرفت اجتماعی بود.
بی شک مهمترین دستاورد حکومت خودمختار کردستان، دخالت مستقیم مردم در تعیین سرنوشت خویش و سازماندهی فعالیت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و انتظامی بهشیوه ای دمکراتیک و بهدست ساکنان این منطقهٔ خودمختار بود. در تمامی این عرصهها دگرگونی و اصلاحاتی مهم در چارچوب شرایط، امکانات، و محدودیتهای موجود آن زمان آغاز شد. اعلام زبان کُردی در مقام زبان رسمی منطقهٔ خودمختار، لغو سانسور انتشارات و مطبوعات، و آزادی بیان و انتشار روزنامه، کتاب، و نشریههایی گوناگون بهزبان کُردی، آموزش به زبان کُردی، ایجاد تئاتر ملی به زبان کُردی، اقدامهایی بودند که زمینه را برای پویهٔ شکوفایی فرهنگ ملی ایجاد کرده بود. اصلاحات اقتصادی و اجتماعی از طریق اقدامهایی چون توسعهٔ بازرگانی و برقراری روابط بازرگانی با اتحاد شوروی، تأمین آموزش و بهداشت رایگان، تقسیم زمینهای فئودالهای فراری منطقهٔ خودمختار بین دهقانان و نیز تجدید نظر در تقسیم محصول سالانه بهسود دهقانان به ارتقای سطح زندگی و رفاه مردم نسبت به دیگر مناطق کردستان و ایران، انجامید. برنامهریزی برای رشد صنعت بهمنظور جبران عقبماندگی اقتصادی، تشکیل ارتش ملی بهنام نیروی پیشمرگ برای حفاظت از حکومت خودمختار، تأمین آسایش و امنیت کامل برای مردم و ممنوع کردن پدیدههایی چون رشوهگیری و رشوهدهی از دیگر اقدامهای مردمی حکومت بود. از دیگر اقدامهای مترقی و مهم حکومت در جامعهٔ عقبماندهٔ آن زمان تشویق زنان و فراهم کردن شرایط حضور آنان در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و تشکیل اتحادیهٔ زنان دمکرات کردستان به این منظور بود.
ماهیت دمکراتیک و مردمی حکومت خودمختار، پیوندهای محکم و اتحاد با نیروهای مترقی، بهویژه حزب تودهٔ ایران، و اتحاد و همکاری در سطح دولتی با حکومت ملی و دمکراتیک آذربایجان، روابط دوستانه و همکاری اقتصادی با اتحاد شوروی وحشت و کینهٔ ارتجاع داخلی را شامل فئودالها و زمینداران بزرگ و سرمایهداری نوکیسه و حامیان خارجیشان یعنی امپریالیستهای انگلیس و آمریکا را نمی توانست بهدنبال نداشته باشد. سرانجام، توطئههای رنگارنگ رژیم دیکتاتوری شاه بهدست قوام- این عنصر فریبکار و عامل سرسپردهٔ امپریالیسم آمریکا- بر بستر مجموعهای از عاملهایی عینی و ذهنی اثر کرد و ارتجاع حاکم، حکومت خودمختار را در خون رهبران و مبارزان فداکار خلق کُرد توانستند به شکست کشانند و دستاوردهای مترقیاش را نابود سازند. سرکوب خونین و قساوتآمیز جنبش خلقهای کردستان و آذربایجان بهاتهامهای واهی و خودساختهای نظیر “تجزیه طلبی”، “عامل بیگانه” و “خائن به وطن” بودن، و این اتهامها را به رهبران میهندوست و فرزندان فداکار خلق نسبت دادن، پوششی برای فریب افکارعمومی و توجیه اعمال ننگین ارتجاع داخلی و خارجی برای سرکوب این جنبشها چیز دیگری نبود. ادامه یافتن استثمار زحمتکشان خلقهای میهن- و چنانکه در سیر تحولها و رویدادهای بعدی شاهد بودیم- و زمینهسازی برای غارت و چپاول ثروتهای ملی با سرکوب جنبش ملی کردن نفت و کودتای ننگین ۲۸ مرداد با کشتار هزاران نفر از آزادیخواهان کُرد و آذربایجانی به نتیجه رسید.
مبارزهٔ خلق کُرد بخشِ جداییناپذیرِ مبارزه در راه نیل بهآزادی، استقلال ملی، و عدالت اجتماعی در ایران است
مبارزهٔ پرفراز و نشیب خلق کُرد دوشادوش دیگر خلقهای ایران علیه ستمهای ملی و طبقاتی و برای کسب پایهایترین حقوق انسانی یعنی حق تعیین سرنوشت خویش، برخورداری از حق زندگی در رفاه و آسایش با استفاده از دسترنج بهغارت رفتهٔ خود و ثروتهای ملی در طول هشتاد سال گذشته بهرغم جو شدید خفقان و سرکوب و کشتار آزادیخواهان کُرد توسط رژیم ضد مردمی و استبدادی شاه و سردمداران رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه، این خائنان به انقلاب شکوهمند خلقهای ایران، ادامه داشته است.
نقش خلق کُرد در جنبش با شکوه “زن زندگی آزادی” که مراسم خاکسپاریِ زنده یاد و نام “مهسا امینی” همراه با سر دادن شعار “زن زندگی آزادی” نقطهٔ آغازش بود بهسرعت به جنبشی سرتاسری علیه ستم و بیداد رژیم واپسگرای ولی فقیه تبدیل شد، بار دیگر جایگاه والای خلق کُرد را در مبارزه سراسری با استبداد و تحکیم اتحاد خلقهای ایران نشان داد. امروزه شهرها و روستاهای کردستان صحنهٔ مبارزه و فعالیتهای پرشور قشرها و طبقات مردم در عرصههای سیاسی، صنفی، اجتماعی، هنری، و فرهنگی است. ایجاد و گسترش نهادها و تشکلهای مستقل مدنی و مبارزهٔ مسالمتآمیز آنان برای حفظ محیط زیست بهقیمت تحمل فشارها و بگیروببندها و حتی فدا کردن جان خود، تلاش برای آموزش دادن و یادگیری زبان مادری کُردی، حفظ و گسترش فرهنگ و هنر ملی، از جمله برگزاری با شکوه و گسترده جشنها و سنتهای مترقی بهویژه نوروز و نقش گسترده و فعال زنان در این عرصهها، مبارزهٔ پیگیر بازنشستگان، کارگران و فرهنگیان برای حقوق صنفی خویش، اعتصاب عمومی علیه سرکوب و اعدام مبارزان، مبارزه خانوادههای دادخواه، همه و همه، ادامهٔ مبارزات تاریخی خلق کُرد علیه ستمهای درهمتنیدهٔ ملی و طبقاتی هستند. حضور خلق کُرد دوشادوش زحمتکشان، تهیدستان، کسبه، و دیگر خلقهای میهن در خیزش سراسری که هماکنون در شهرهای ایران علیه دیکتاتوری حاکم، فقر، گرانی، بی عدالتی، و تبعیض جریان دارد، در راستای ادامهٔ مبارزه برای رهایی همه خلقهای میهن از ستمهای طبقاتی و ملی است.
رفقا، همرزمان کُرد، و نیروهای ترقیخواه
مردم میهن ما در شرایطی بسیار طاقت فرسا و خطرناک بهسر میبرند. از یک طرف سایهٔ جنگ ویرانگر و مرگباری دیگر، بحرانهای بیسابقه و همهجانبه بهویژه بحران اقتصادی و معیشت، فقر و فلاکت مردم، سیاست خارجی ماجراجویانهٔ رژیم، ناتوانی و بیارادگیاش در دفاع از منافع ملی و از طرف دیگر نبودِ جبههای نیرومند از جریانها و تشکلهای مترقی و مردمی خطرِ مداخلهٔ امپریالیسم و ارتجاع منطقه و نیروهای ارتجاعی وابستهشان از جمله سلطنتطلبان بهمنظور جهت دادن به تحولات سیاسی جاری در میهن ما در مسیر منافع غارتگرانهشان خود به خطری بسیار جدی تبدیل شده است. در چنین شرایطی تاکید دوباره بر طرح درستِ مسئلهٔ ملی و راهحل آن بیش از پیش اهمیت یافته است و مسئولیتی خطیر بر دوش مردم و نیروهای ملی و مترقی قرار داده است. تجربههای تاریخی از جمله سرنوشت حکومتهای خودمختار کردستان و آذربایجان و نیز تحولهای اخیر جنبشهای ملی کُردها در دیگر کشورها بهویژه در سوریه (با توجه به سلطهٔ امپریالیسم و کشورهای مرتجع در شکل دادن به تحولهای سیاسی در منطقهٔ خاورمیانه) بار دیگر این واقعیت را به اثبات میرساند که رهایی واقعی و پایدار خلقها از بندهای ستم ملی و حل مسئلهٔ ملی بهنفع تودههای زحمتکش ملتهای در بند در گرو بهوجود آمدن تحولهایی دمکراتیک در ایران و خلع ید از حکمرانی کلانسرمایهداران و انتقال قدرت سیاسی به قشرها و طبقات ملی و مترقی، بهویژه کارگران و زحمتکشان میهن، بدون هرگونه دخالت خارجی است. امروز نیز همچون گذشته، شناخت دوستان و دشمنان مردم بویژه درشرایطی که روند رویدادها و تحولات شتاب هر چه بیشتری به خود می گیرد، یکی از گرهگاههای چالش برانگیز جنبش سرتاسری و جنبش های ملی می باشد.
رفیق زندهیاد “قاضی محمد” و یاران وفادارش در حزب دمکرات کردستان از ماهیت و عملکرد استعمارگرانهٔ امپریالیستها در دشمنی با خلقهای ایران و جهان بهخوبی آگاه بودند و بهدرستی آنها را در جبهه دشمنان مردم قرار میدادند. نباید فراموش کرد در سرکوبی جنبش دوم بهمن، اعدام قاضیها و دهها نفر دیگر از فرزندان فداکار خلق کُرد و نابود کردن دستاوردهای حکومت خودمختار امپریالیستهای آمریکا و انگلیس نقشی تعیین کننده داشتند. امروز، هشتاد سال از آن روزها میگذرد. جامعهٔ جهانی از جمله میهن ما تحولهایی بزرگ را از سر گذرانده است، اما بشریت شاهد تشدید ماهیت استعمارگرانه، خوی تجاوزگری و غارتگری امپریالیستها، و سربرآوردن و قدرت گرفتن دوبارهٔ فاشیسم بهخصوص در آمریکا است. ایجاد هرگونه توهم دربارهٔ همپوشانی “منافع” آمریکا و اسراییل در منطقه با منافع مردم ایران- آنگونه که دارودستهٔ ضد ملی و ارتجاعی سلطنتطلب در بوق و کرنا میدمند- جز خاک پاشیدن به چشم و منحرف کردن مردم از مسیر مبارزه در جهت تحولهای دمکراتیک در ایران و مبارزهٔ خلقهای ساکن ایران برای حق تعیین سرنوشت خویش چیزی دیگر نیست. اشک تمساح ریختنهای جنایتکارهایی همچون ترامپ و نتانیاهو برای مردم ایران همان قدر واقعی میتواند باشد که دلسوزیهای ریاکارانهٔ خامنهای برای گرسنگان آمریکا. فراموش نباید کرد که زحمتکشان کُرد نیز همانند زحمتکشان دیگر خلقهای ایران قربانی سیاستهای فاجعهبار اجرای نسخههای نولیبرالی سرمایهداری رژیم ضد مردمی ولایت فقیه هستند، نسخههای نولیبرالیای که توسط نهادهای امپریالیستیِ زیر سلطهٔ آمریکا دیکته شدهاند و کارگزاران ولی فقیه در طول نزدیک به چهار دههٔ گذشته و اکنون دستورعملهای این نسخهها را اجرا کرده و همچنان اجرا میکنند. هیچ حقیقتی تازه را فاش نکردهایم اگر بگوییم امپریالیستها از حکومتی که برایشان هیچ نفعی مادی دربر نداشته باشد یا بهنوعی در خدمت هدفهای کوتاه یا درازمدت آنها در منطقه و جهان نباشد حمایت نمیکنند. درپیش گرفتن شیوههای مصلحتطلبانه (پراگماتیستی) و چشم پوشیدن بر جنایتهای امپریالیسم و اسرا بهمنظور جلب حمایت آنها، نه تنها در جهت تضعیف رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه نیست، بلکه به جنبش مردمی نیز آسیبهایی جبرانناپذیر میرساند. نتایج این سیاست زیانبار هرچه که باشد آنها را در راستای آرمانهای جنبش دوم بهمن و ادامهٔ سیاست و روش حکومت ملی و دمکراتیک کردستان نمیتوان بهحساب آورد. شرط صداقت و درسآموزی از تاریخ خونین اما پرافتخار جنبش مردمی و ضد امپریالیستی دوم بهمن، کاربست آزمونهای آن است.
کمونیستها از پیشگامان طرح علمی مسئلهٔ ملی و راهحل آن بودهاند. حل مسئلهٔ ملی بهنفع تودههای زحمتکش جمهوریهای اتحاد جماهیر شوروی بعد از انقلاب اکتبر بر اساس اصل لنینی حق ملتها در تعیین سرنوشت خویش، برابری کامل حقوقی، و درنتیجه برادری پانزده ملت را بهمدت هفتاد سال همراه خود بهارمغان آورد. فروپاشی اتحاد شوروی ذرهای از ارزش و جایگاه این دستاورد درخشان تاریخی خلقهای اتحاد شوروی سابق نمیکاهد، بلکه حتا برعکس، نابود شدن این دستاورد- چنان که روند رویدادهای فاجعهبار بعد از فروپاشی شوروی نشان داد، بازگشتی مرتجعانه در تاریخ تکامل جامعهٔ بشری بهحساب میآید. حزب تودهٔ ایران حق تعیین سرنوشت خلقهای ساکن ایران را حقی انسانی و ضروری برای اتحاد و همکاری داوطلبانهٔ خلقهای ساکن ایران در جهت پیشرفت و تکامل در چارچوب میهن مشترکمان “ایران” میداند. تاریخ حزب تودهٔ ایران با مبارزه برای الغای ستم ملی در ایران عجین بوده و در پیروزیها و شکستهای جنبشهای آزادیخواهانه خلقهای ایران سهیم بوده است. ما به مبارزهٔ اصولیمان در این راه ادامه خواهیم داد و همهٔ نیروهای ملی، مترقی، کمونیست، و چپ را به متحد شدن و عمل کردن به مسئولیت تاریخی خویش در قبال سرنوشت خلقهای ایران در این بزنگاه تاریخی حساس و تعیین کننده میدانیم. ضرورت لحظه و سرنوشت جنبش مردمی حکم میکند نیروهای مترقی و مردمی با برنامه و سیاستی مشترک و عملکردی هماهنگ به یاری خیزش دلاورانهٔ خلقهای ستمدیده و بهستوه آمده میهن برخیزند.
در هشتادمین سالگرد جنبش دوم بهمن یاد رفیق “قاضی محمد”، پیشوای بزرگ خلق کُرد، و صدها جانباختهٔ بنام و گمنام این جنبش را گرامی میداریم و به خاطرهٔ فناناپذیر مبارزهٔ آنان در راه آزادی درود میفرستیم.
گرامی باد هشتادمین سالگرد جنبش دوم بهمن و پایهگذاری حکومت ملی کردستان
پیروز باد مبارزات خلقهای ایران علیه ستم ملی و برای دستیابی به حق تعیین سرنوشت
برقرار باد اتحاد نیروهای ملی، مترقی، کمونیست، و چپ علیه رژیم ولایت فقیه و مداخلههای امپریالیسم.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۵۲، ۶ بهمن ۱۴۰۴






