انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر، گزینهای تاریخی بهسوی تکامل و ترقی بشریت!
انقلاب کبیر اکتبر که مهمترین رویداد ناگزیر قرن بیستم میلادی بهشمارمیرود، دردوران جنگ جهانی اول بین کشورهای امپریالیستی بر سر تقسیم جهان و با تکیه بر آرمانها و اندیشه بشری برای یافتن راه برونرفت از بحران فراگیر و علاجناپذیر ناشی از تسلط نظام سرمایهداری با پیروزی بهوقوع پیوست. پیروزی انقلاب اکتبر بهرهبری لنین و بلشویکها در روسیه زیر پرچم مارکسیسم- لنینیسم نه تنها به تصور واهی ابدی بودنِ دنیای سرمایهداری پایان داد، بلکه دورانی نو در تاریخ بشر گشود، دوران گذار از سرمایهداری به سوسیالیسم.
پیروزی انقلاب اکتبر در پی کاربست و تعمیم رهنمونهای اندیشه مارکسیسم- لنینیسم درکشدنی است. لنین درمقام ادامه دهندهٔ عملی و اصولی نظرات مارکس وانگلس، با کشف ماهیتِ اقتصادی- سیاسی امپریالیسم به قانون “رشد ناموزون” کشورهای سرمایهداری در دوران امپریالیسم دست یافت. بنابراین، مارکسیسم- لنینیسم بهمنزلهٔ اندیشه و آرمان انقلاب اکتبر در عامترین مشخصههای آن از جمله در تبیین ماهیتِ سلطهگرایانه و جنگطلبانهٔ امپریالیسم، دربارهٔ بحرانهای اقتصادی سرمایهداری، ناموزونیِ رشد اقتصادی سرمایهداری در دوران امپریالیسم، و تئوری انقلاب سوسیالیستی اهمیت و موضوعیت داشتنش در این زمینهها را حفظ کرده است. مارکسیست-لنینیستها درتوضیح علل بحرانهای اقتصادیای که دنیای سرمایهداری در همهٔ دورانها و امروز هم با آن روبرو است، به ماهیت پدیدهها و روابط دیالکتیکی بین آنها توجه میکنند و این بحرانها را نتیجه تضاد درونی سرمایهداری ارزیابی میکنند.
ماتریالیسم دیالکتیک میآموزد که واقعیت فناناپذیر و بغرنج است و بُعدهایی مختلف و پیچیده دارد. بنابراین سیرِ قانونمند تاریخ بهسوی تکامل را محدود نمیتوان پنداشت و نظام سرمایهداری را اینکه کافیست فقط به اصلاح و بازسازی آن کمر بست ابدی نمیتوان دانست. اندیشه و خصیصههای بنیادین انقلاب اکتبر همچنان معتبر و علمی هستند، از آن جمله، درهم کوبیدن خشکاندیشی، رهائی از بندگی و زنجیرهای فکری و ضرورت تغییر دادن جهان بهنفع نیروهای بالندهٔ تاریخ. مارکسیسم-لنینیسم نظریهای قشری و جامد نیست که حکمهایش یک بار برای همیشه تنظیم شده و دیگر تغییرپذیر نیستند. انقلاب اکتبر انقلابی ملی و محلی نبود، بلکه رویدادی عظیم همراه با تأثیری جهانی و بسیار فراگیر بود چندان که تقسیم مستعمراتی جهان را بهطوربنیادی درهم شکست و با تغییر دادن توازن نیرو در سطح جهان بهسود صلح و پیشرفت اجتماعی زمینهٔ دست یافتن خلقها و ملتهای اسیر در چنگال امپریالیسم در آسیا، افریقا، و دیگر نقاط جهان به آزادی و استقلال را امکانپذیر ساخت. این دگرگونی سرنوشت بسیاری ازکشورها و خلقها ازجمله میهن ما ایران را تغییر داد. کشور ما که در آن دوران به منطقههای تحت نفوذ روسیه تزاری و امپریالیسم انگلیس تقسیم شده بود، با پیروزی انقلاب اکتبر از خطر تجزیه و مستعمره شدن و از دست دادن استقلال خود رهایی یافت. لنین شخصاً در اعلامیه ۱۴ دسامبر ۱۹۱۷ (۲۳ آذرماه ۱۲۹۶ خورشیدی) که با امضای او منتشر شد، عهدنامهٔ ۱۹۰۷ /۱۲۸۶ خورشیدی انگلستان و روسیه دایر بر تقسیم ایران به دو منطقهٔ زیرنفوذشان و یک منطقه بیطرف و ضمیمههای محرمانهاش را باطل اعلام کرد. بشریت امروز در صدوهشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اکتبر با بحران عمیق و چندجانبه نظام سرمایهداری درنبرد است. میلیونها انسان در این نظام نابرابر با محروم بودن از ابتدائیترین حقوق طبیعی و اجتماعیشان، به فقر و فلاکت و بیکاری، به قبول شرایط جنگهای تحمیلی همراه با نابودی محیط زیست، بدون امید به آیندهای بهتر به زنده ماندن فقط و نه زندگی کردن محکوم شدهاند.
سیاستهای تجاوزگرانه امپریالیسم جهانی بهسرکردگی آمریکا در هدایت جنگ اوکراین بهخاطر منافع ژئوپلیتیک و دست یافتن به منابع طبیعی در این منطقه، در دفاع و حمایت همهجانبه از دولت جنایتکار نتانیاهو در جنگ و نسلکُشی علیه مردم فلسطین و تجاوز نظامی این رژیم به سایر نقاط خاورمیانه از جمله به میهن ما، در کنف حمایت و تقویت حزبها و نیروهای راستگرا و نوفاشیستی است که زمام امور در کشورهای اروپائی و سایر نقاط جهان را در دست دارند. این عملکردها و تجاوزها که همگی از اِعمال برتریجویی بر دیگر خلقهای جهان، تقابل با آزادی و برابری، و نفی شیوهٔ تصمیمگیری دموکراتیک نشان دارند در سیستم سرمایهداری نهادینه شده است. نظام سرمایهداری جهانی که طی دهههای متمادی در مارپیچ بحران عمیق اقتصادی گرفتار شده است و نسخه نولیبرالی اقتصادی آن هم راهگشا نبوده است حالا راه نجاتش را در پیشبرد جنگ اقتصادی، تقویت صنایع و اقتصاد نظامی و در شدت بخشیدن به مسابقه تسلیحاتی میبیند. جنگ تعرفه توسط دولت ترامپ و رویارویی با جمهوری خلق چین بههدف حفظ سرکردگی امپریالیسم آمریکا انجام میگیرد.
سرمایهداری هرگز قدرت حل تضادهای درونیاش را ندارد و در دوران بحرانهای عمیق بهگفتهٔ لنین به خصلت تجاوزگرانهاش روی خواهد آورد. یافتن راهبرون رفت از این بحران جهانی برای سرنوشت بشریت تعیین کننده خواهد بود. بنابراین تکیه بر آرمانها و تجربههای انقلاب اکتبر ضروری است. انقلاب اکتبر آتش امید به آزادی، برابری، عدالت اجتماعی، صلح و سوسیالیسم را در بین میلیونها انسان زحمتکش و استثمارشده در جهان شعلهور ساخت. ساختن جامعهای نو با اقتصاد صنعتیای نیرومند، تأمین حقوق اجتماعی شهروندان، برابری جنسیتی، آموزش و بهداشت رایگان همگانی، کمک به جنبشهای آزادیبخش در سراسر جهان برای رهائی از یوغ استثمار و استعمار امپریالیستی و حفظ صلح جهانی در آن دوران بینظیر بود. اگرچه در اتحاد جماهیرشوروی و سایر کشورهای اروپای شرقی در اواخر قرن بیستم میلادی نخست بهدلیل کاستیها و ضعفهای مختلف در روند برپایی سوسیالیسم و دوم زیر سیاست فشار دائمی کشورهای امپریالیستی نظام سوسیالیستی در این اردوگاه به فروپاشی انجامید، بااینهمه باید اذعان داشت که این فروپاشی بهمعنای “پایانِ” مبارزهٔ طبقاتی زحمتکشان و “تاریخ”- آنطور که دنیای سرمایهداری سعی در تبلیغ و ترویج این معنا داشته است- نیست. تا زمانی که جامعهٔ طبقاتی همچون پدیدهای خارج از اراده و تخیلات ما وجود دارد، مبارزهٔ طبقاتی در حکم موتورِ پیش برندهٔ “تاریخ” عمل خواهد کرد. حزب تودهٔ ایران، در کنار دیگر حزبهای کارگری و کمونیستی، به این تجربهٔ سترگ و مهم تاریخی با مبارزه برای تحقق سوسیالیسم و دست یافتن به آن که هدف نهایی همهٔ کمونیستهاست و با توجه به ویژگیهای هرکشور، اززاویهٔ دیدی عملگرا و منتقدانه، علمی، و بدون هرگونه جزمگرایی برخورد میکند.
انقلاب اکتبر نشان داد که “جهانی دیگر” ممکن است!
حزب تودهٔ ایران دوش به دوش تودههای زحمت در جامعههای امروزی، با درک ضرورت عینی و ذهنی این دوران، با مبارزه و رویارویی با تهاجم امپریالیسم و تحمیلهای برتریجویانهٔ سرمایهداریِ انحصاریاش و با تکیه بر دستاوردها و پیشرفتهای علمی و انقلاب انفورماتیک و کاربرد آنها برپایهٔ معیارهای انسانی در این دوران، با عزمی راسخ به مبارزهاش بهمنظور برپایی جهانی دیگر بر شالودههای برابری، آزادی، عدالت اجتماعی، و سوسیالیسم ادامه خواهد داد.
به نقل از «نامۀ مردم» شمارۀ ۱۲۴۶، ۱۲ آبان ۱۴۰۴