کانون نویسندگان ایران: جبهۀ سانسورستیزی در حال پیشروی است

کانون نویسندگان ایران به مناسبت دهمین سالروز مبارزه با سانسور بیانیه ای منتشر کرده است. ده سال پیش کانون نویسندگان ایران سیزدهم آذرماه را که یادآور “دو جانباخته‌ی راه آزادی بیان، محمد مختاری و جعفر پوینده، نیز هست روز مبارزه با سانسور اعلام کرد.”

 

در دهمین سالگرد این روز کانون نویسندگان ایران تأکید کرده است که بیش از صد و بیست سال از عمر پرادبار سانسور دولتی و مبارزه با آن در ایران می گذرد. در این فاصله اما، به نوشتۀ بیانیۀ کانون نویسندگان ایران، عمر دو رژیم به پایان رسید، اما، سانسور از حکومتی به حکومت دیگر منتقل شد و “در هر دست به دست شدن ابعاد گسترده‌تر و شکل‌های نوتر و پیچیده‌تری یافت”.

 

کانون نویسندگان ایران در بیانیه اش تصریح می کند که در دهمین سالروز مبارزه با سانسور در ایران “دولت‌های مختلف بساط سانسور را بیش از پیش گسترده‌اند؛ مجلات و روزنامه‌ها را گاه دسته دسته لغو امتیاز کرده‌اند؛ فیلم‌ها را حتی در مرحله‌ی اکران توقیف کرده‌اند؛ کنسرت‌ها را بسا در زمان اجرا ممنوع کرده‌اند؛ اینترنت را فیلتر و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها را مسدود کرده‌اند؛ بارها و بارها به خانه‌های مردم یورش برده‌اند تا وسایل ماهواره را ضبط کنند یا با فرستادن امواج پارازیت کوشیده‌اند استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای را برای آنها ناممکن کنند؛ ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی را در انحصار کامل خود داشته‌اند، و نیز چاپ و پخش کتاب را با حربه‌ی “مجوز پیش از چاپ” و “خمیر کردن پس از چاپ” در تنگنای بیشتر قرار داده اند.

 

به این فهرست سنگین سانسور کانون نویسندگان ایران “لیست‌های سیاه و بگیر و ببند و پرونده‌سازی و زندان و شلاق و گاه اعدام را” افزوده که هدفی جز گستراندن و تعمیق بیشتر سانسور در ایران نداشته اند. بی دلیل نیست که به گفتۀ کانون نویسندگان ایران “در ارزیابی‌های جهانی رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی حاکمیت [ایران] در “آزادی رسانه‌ها” هر سال کمتر و در “اعمال سانسور” هر سال بیشتر شده است.”

 

در بیانیۀ کانون نویسندگان ایران همچنین می خوانیم که “یکی از پیامدهای مخرب این همه تهدید و ممنوعیت و نظارت و بازبینی و “صدور مجوز”، درونی شدن سانسور، خودسانسوری، است” و “سانسور از هر نوع، رسمی و غیر رسمی، بر روان، ذهن، زبان، روابط فرهنگی و اجتماعی انسان تاثیراتی منفی و مخرب می‌گذارد. ”

 

اکنون اما، به نوشتۀ کانون نویسندگان ایران “صدای مخالفت‌ با سانسور، به ویژه در دو سه سال اخیر، آشکارتر و بلندتر شده و این صدا حتی از لایه‌های محافظه‌کارتر نویسندگان و هنرمندان شنیده می‌شود.”

 

بیانیۀ کانون نویسندگان ایران در پایان می گوید : این تحول “نشان پیش‌روی جبهه‌ی سانسورستیزی است؛ اما فقط گوشه‌ای کوچک از اتفاقی بزرگ است که باید جامعه را در بر بگیرد. سانسور رسمی و غیر رسمی و هرگونه تحدید آزادی بیان باید عملا از جامعه جارو و آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا قانون جاری شود.”

رضا شهابی؛ علی اشرف درویشیان در ما زنده است

در سالیاد علی اشرف درویشیان هستیم؛ او که نمادی از حق خواهی و عدالت و آزادگی بود؛ علی اشرف که خود از میان رنجدیدگان برآمده بود و در زندگی حرفه ای خود در نویسندگی به بازتاب دادن وضعیت زندگی کارگران و زحمتکشان و فراموش شدگان پرداخت و صدای خود و صدای ما بود؛

ادامه »

ایران, فرهنگ, یادنامه

سانسور؛ شمشیرِ داموکلسِ خودکامگی

تاریخِ ممیزی و سانسور در جهان، به دوردست‌ها، به روزگارِ گذارِ کمون‌هایِ آغازینه، به جامعه‌هایِ طبقاتی بازمی‌گردد. هنگامی که فرمان‌روایان، بی‌دادگری آغاز می‌کنند، دهانِ فرخی یزدی‌ها را نیز می‌دوزند تا کسی را یارایِ بازنمایی‌هایِ ناهنجاری‌ها نماند.

ادامه »

اتحادیه اروپا, امریکا, ایران, جهان, حقوق بشر, روزنامه نگاران, فرهنگ, کتاب, مقاله

واکنش شدید شهرام ناظری به حکم دادگاه شجریان

شهرام ناظری در واکنش به حکم دادگاه شکایت محمدرضا شجریان از صدا و سیما که در آن آمده است «انتشار این آثار در رسانه ملی موجب شهرت شجریان شده و به زیان او نبوده است»، می‌گوید: صدا و سیما شاید بتواند افرادی بی‌مایه را عَلَم کند ولی یک هنرمند سطح بالا نیازی به این چیزها

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, فرهنگ