سندرز از مولفه‌های احیای حزب چپ آمریکا / هدف من ساختن جنبشی است که می‌تواند این کشور را تغییر دهد

‘نیشن’ قدیمی ‌ترین هفته ‌نامه آمریکایی در تحلیلی به بررسی دیدگاه های ‘برنی سندرز’ سیاستمدار سوسیال دموکرات و نامزد انتخابات ۲۰۲۰ ایالات متحده پرداخته و وی را یکی از مولفه های احیای حزب چپ آمریکا معرفی کرده است.

 

‘متیو کارپ’ استاد تاریخ دانشگاه پرینستون در مطلبی با عنوان ‘برنی چگونه برنی شد؟’ افزود: اگر بخواهید از بازگشت حزب چپ به عنوان یک نیروی مهم به عرصه سیاست آمریکا آگاه شوید، خود را به یک شب آرام با هیاتی از حزب دموکرات سال ۲۰۱۲ ببرید.

 

در این تجمع بزرگ که بیش از ۲۶ هزار کلمه رد و بدل شد، کمتر از ۴۲ کلمه در مورد نیایش، ۲۸ مورد تقاضای تغییر و ۱۸ وعده مالیاتی داده شد. در میان تمام این کمی ها و کاستی ها، نبود حتی یک تقاضا برای یک برنامه اساسی جهانی بیش از همه به چشم می خورد.

 

حالا این حزب در طول چند سال گذشته تا چه اندازه تغییر کرده است. برای مردم عادی، شواهد حاکی از خیز چشمگیر این حزب است اما برای شکاکان سیاسی، افزایش تعداد اعضای دموکرات آمریکایی که در سال ۲۰۱۴ ، ۶ هزار و ۵۰۰ نفر بود و حالا به حدود ۶۰ هزار نفر رسیده، یک رشد بی سابقه است.

 

در ادامه مطلب درج شده دراین نشریه آمریکایی می‌خوانیم: در میان شدت گرفتن این فعالیت ها، دیدگاه های ملی به شدت به سمت چپ گرویده است؛ در حال حاضر نظرسنجی ها حمایت بالا از ازدواج های همجنسگرایان، قانونی شدن مصرف ماری جوانا و طیف وسیعی از برنامه های مثبت خبر می دهد. شاید مهمترین نکته در مورد همه اینها، تغییر مسیر ظاهری حزب چپ از نقطه نظر اقتصادی باشد.

 

یادآوری می شود که در پلتفرم ۲۰۱۲ که چندان هم از آن نگذشته است، دموکرات ها حتی از پذیرفتن چنین سیاست هایی اجتناب می کردند. در سال ۲۰۱۳، ‘باراک اوباما’ رئیس جمهوری وقت ایالات متحده، به مبارزه نوظهور جنبش ۱۵ دلار پاسخ داد؛ جنبشی که شروع به سازماندهی کارگران رستوران ها و ‘فست فود’ کرد و پیشنهاد جدی برای افزایش حداقل دستمزد به ۹ دلار در هر ساعت را داد. اما در آن زمان حزب چپ حمایت چندانی از این طرح نکرد، حالا اما کمیته ملی دموکرات ها حداقل دستمزد ۱۵ دلار را در تارنمای خود قرار داده است.

 

بیش از ۱۰۰ دموکرات کنگره، از جمله ‘الیزابت وارن’، ‘کامالا هریس’، ‘کوری بوکر’ و ‘کریستن گیلیبرند’ پشت لایحه مراقبت های پزشکی ملی قرار دارند که توسط ‘برنی سندرز’ سناتور مستقل عضو کنگره حمایت می شود.

 

اما باید تاکید کرد دلایل قابل قبولی برای شک به این تعهدات تازه دموکرات ها وجود دارد؛ به ویژه هنگامی که این تعهدات توسط سیاستمدارانی زرق و برق داده می شوند که سوابقشان منطبق با لفاظی هایشان نیست.

 

باید خاطر نشان کرد فضای سیاست چپ ها از سال ۲۰۱۳ یا حتی سال ۲۰۱۶، زمانی که ‘هیلاری کلینتون’ نامزد این حزب در دوره گذشته انتخابات ریاست جمهوری و در کارزار انتخاباتیش به طور کل هرگونه حمایت از طرح مراقبت های بهداشتی را رد کرد، بر همگان روشن شد.

 

اما چه چیزی این تحولات ایدئولوژیک سریع را توضیح می دهد؟ بدون تردید و در بلندمدت، ریشه های این تحولات در انقلاب سیاسی و اقتصادی است که در دهه گذشته بزرگترین دنیای صنعتی را به سوی خود کشیده است.

 

۴۰ سال بازار جهانی شدن، رفع قوانین، کاهش اتحادیه ها، پایین آوردن دستمزدها، افزایش بدهی ها و افزایش نابرابری که دولت های طرف راست و چپ، شرایط بحران سیاسی عمومی ایجاد کرده و طنین آن می تواند از ویسکانسین (از ایالت های غربی آمریکا) تا یونان به گوش برسد.

 

با این حال، این بحران وسیع، به تنهایی نمی تواند رنسانس سوسیال دموکرات ها را تضمین کند. در سراسر اقیانوس اطلس، تحولات ضد سیستم، اغلب ناسیونالیست های راستگرا را بیش از حزب چپ قدرتمند کرده است و مهمترین تاثیر فوری آن بر سیاست آمریکا انتخاب دونالد ترامپ بود.

 

بنابراین، باید به دنبال دلایل بهتری برای احیای سوسیال دموکراسی باشیم و بی شک هیچ چیز بهتر از مبارزات انتخاباتی سندرز در سال 2016 برای رئیس جمهوری پیدا نمی شود. بسیاری از ایده ها، تاکتیک ها و حتی بازیکنان کلیدی در حال حاضر از جمله ‘اکاسیو کورتز’ (جوانترین نماینده زن دموکرات عضو کنگره) در این چارچوب به چشم می خورد.

 

همانطور که در کتاب جدید سندرز آمده و آنگونه که ‘جف ویور’ مدیر کارزار انتخاباتی سندرز در سال ۲۰۱۶ می گوید، سندرز کمک شایانی در ارتقا شکل و محتوای سیاست های ترقی خواهانه ایالات متحده داشت.

 

سندرز بر خلاف بسیاری از رهبران دموکرات هم نسل یا نسل جدید، زندگی مجللی نداشته و در یک آپارتمان اجاره ای ۳ خوابه در بروکلین بزرگ شده است. پدرش همانند پدر ‘الیزابت وارن’ یک فروشنده بود. اما بر خلاف وارن یا اوباما، بیل و هیلاری کلینتون، الگور، جان کری و بوکر، جاه طلبی های سیاسیش را در دانشگاه ‘آیوی لیگ’ (معروف ترین گروه دانشگاه های جهان) پرورش نداده است. (اگر در سال ۲۰۲۰ به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده انتخاب شود، نخستین رئیس جمهوری دموکرات پس از ‘جیمی کارتر’ بدون مدرک لیسانس است).

 

سندرز در ۳۸ سالگی، زمانی که ‘جو بایدن’ (نامزد دیگر حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا) در حال مبارزه برای ادغام مدرسه در مجلس سنا بود و هریس اهدا کنندگان میلیونر را مجبور به حمایت مالی از خود برای اتمام درس وکالت در سانفرانسیسکو می کرد، سندرز برای انجمن تاریخی مردم برلینگتون، ورمونت، در یک مستند درباره ‘یوجین دبس’ (کاندیدای ۵ باره حزب سوسیال دموکرات برای ریاست جمهوری آمریکا) کار می کرد.

 

نه تنها محیط اجتماعی سالهای شکل گیری سندرز متمایز بود، بلکه آموزش سیاسی او هم مشخص بود. در دانشگاه شیکاگو، او به اتحادیه سوسیالیست های جوان ملحق شد؛ کتاب های ‘مارکس’ و ‘لینکلن’ و دیویی (از فیلسوفان مطرح قرن ۲۰ آمریکا) را در زیرزمین کتابخانه خواند و برای حقوق مدنی به عنوان یک عضو ‘کنگره برابری نژادی’ مبارزه کرد.

 

برای برنی جوان، سیاست واقعی چیزی است که در خارج از راهروهای قدرت اتفاق افتاده است. پس از دستگیری در تحصنی در شیکاگو، او به ‘راسل بنکس’ فیلمنامه نویس گفت: ‘من به درستی تفاوت میان زندگی واقعی و نسخه رسمی زندگی را دیدم و دانستم که به یک نفر اعتقاد دارم و دیگران را هرگز باور نمی کنم.’

 

وی در اواخر دهه ۱۹۶۰، به ورمونت رفت و نزدیک به یک دهه از عمرش را برای حزب اتحادیه لیبرال صرف کرد. اگر چه او هرگز بیش از ۶ درصد از رای را به دست نیاورد، تلاش بسیاری برای کسب و کار کارگران، خدمات عمومی دولتی، درآمد تضمین شده خانواده و تنها در یک بخش، توزیع ثروت خانواده راکفلر، را سبب شد.

 

چنین ریشه های عمیق مبارزه، سندرز را به یک ‘قو سیاه’ ( استعاره‌ای است که به اثرات شدید ناشی از برخی از رویدادهای غیرقابل‌پیش‎بینی و نادر و همچنین تمایل انسان به یافتن توضیحاتی ساده و دم دستی برای این رویدادها می‌پردازد) نه تنها در میان نخبگان دموکرات امروز، بلکه در سراسر تاریخ سیاسی آمریکا تبدیل کرده است.

 

سندرز در مصاحبه با ‘یونایتد پرس اینترنشنال’ در آغاز نخستین مبارزات انتخاباتی حزب اتحادیه آزادی در سال ۱۹۷۲، چیزی گفت که بسیار قابل توجه بود: ‘اگر ما می خواستیم، می توانستیم خانه هایی درخور و مراقبت های رایگان پزشکی و شغلی برای همه داشته باشیم، این اتفاق نمی افتد، زیرا ثروت و پول در دست چند نفر است که اهمیتی به دیگران نمی‌دهند’.

 

در مارس ۱۹۸۱ سندرز به عنوان یک نامزد مستقل برای کسب عنوان شهردار برلینگتون وارد عمل شد. او موفق شد و شهردار شدن وی همزمان با روی کار آمدن ‘رونالد ریگان’ به ریاست جمهوری بود. در این آتمسفر و زمانی که اقلیم سیاسی بین المللی علیه سوسیال دموکرات ها بود او از پا ننشست و یک تنه با خیل دشمنان این حزب (جمهوریخواه و دموکرات به طور یکسان) روبرو شد و کسب و کارهای متعلق به کارگران را افزایش داد و صندوقی برای تأمین مسکن ارزان قیمت ایجاد کرد، که در واقع چنین اقدامی برای نخستین بار توسط یک شهرداری در ایالات متحده انجام می شد.

 

اگرچه دادگاه ها و مجلس قانون گذار بیشتر تلاش های بلندپروازانه او را برای اصلاح کد مالیاتی، تا زمان خروج وی از مقام شهرداری متوقف کردند، اما در نهایت برلینگتون تبدیل به یک شهر نمونه برای توسعه مساوات و توسعه اقتصادی شد.
سندرز یک مدیر عملگرای شهرداری بود و هرگز سیاست مبارزه طبقاتی را رها نکرد. او با سخنان تند از حق مسکن طبقات کم درآمد دفاع کرد و با شکست یک طرح مربوط به ثروتمندان، به قهرمان طبقه کم درآمدها بدل شد. ناگفته نماند در هر یک از سه کارزارانتخاباتی وی، بیشترین سهم رای دهندگان به وی مربوط به طبقه جوان و کارگر بود.

 

سندرز پس از ۲ شکست برای بدست آوردن مقام دولتی، در نهایت در انتخابات سال ۱۹۹۰ برای مجلس نمایندگان پیروز شد. در اوت ۱۹۹۱، زمانی که اتحاد جماهیر شوروی دچار فرو پاشی شد و تریبون های سرمایه داری اعلام کردند که تاریخ به پایان رسیده است، او در استکهلم برای دیدار با سوسیال دموکرات ها و اتحادیه های سوئد وقت ملاقات داشت.

 

وی در آنجا به خبرنگاران گفت: ‘سوسیال دموکراسی یک حزب سیاسی مردمی، چیزی است که ما می خواهیم نگاه خوب به آن داشته باشیم.’

 

اما در واشنگتن، حزب دموکرات دیدگاه سخت تری داشت و و سندرز در این میان به تنهایی به اعتراض علیه ‘نفتا’ (قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی که شامل سه عضو آمریکا، کانادا و مکزیک است) و کاهش مالیات بر درآمد سرمایه پرداخت. با نگاهی به مبارزات دموکرات ها و وقف زمانشان برای سوالاتی در مورد ‘کنترل اسلحه، مصرف مواد مخدر و تراژدی شخصی یک بازیگر محبوب [کریستوفر ریو بازیگر نقش سوپرمن]’، برنی بی وقفه به مبارزه علیه بی عدالتی و نابرابری ادامه می داد.

 

در واشنگتن، سندرز یک شخصیت حاشیه ای بود. هنگامی که او اعلام کرد ‘هیلاری کلینتون’ را برای نامزدی دموکراتیک سال ۲۰۱۶ به چالش می کشد، تحلیلگران او را به سخره گرفتند. اما در نهایت با وجود آنکه اوباما و رهبران دموکرات به سختی تلاش کردند تا زمینه را برای رای آوردن هیلاری آماده کنند، شکست خوردند.

 

هنگامی که سندرز در آوریل (فروردین) ۲۰۱۵ وارد رقابت شد، ۵ درصد آرا سراسر کشور را از آن خود کرد؛ اما در ماه اوت (مرداد) او آرا تمامی ‘نیوهمپشایر’ را از آن خود کرد.

 

اما سندرز در نهایت در نخستین جبهه انتخاباتی آرا را از دست داد. گرچه او پس از چند رقابت اول در ۲۲ ایالت بیش از ۱۳ میلیون رای کسب کرد، اما هرگز تهدیدی برای کلینتون نبود. ویور دلایل بسیاری برای این شکست ذکر کرد. همکاری نزدیک میان رهبر پیشرو و کمیته ملی دموکرات ها، ترجیح ۲۰ برابری کلینتون در میان صاحبنظران که او را وادار به شکست ناپذیری می کرد و یک رسانه غیردوستانه مشتاق به ایجاد داستان های خصمانه در مورد سندرز (MSNBC، نیویورک تایمز و واشنگتن پست گزارش های دروغین بسیاری در مورد حامیان سندرز ارائه می دادند، گزارش هایی که هرگز هم تصحیح نشد) از جمله این دلایل بود.

 

با این حال، با گذشت سه سال از این رقابت، مهمترین دلیل پیروزی اولیه کلینتون، مزیت فراوانی منابع وی بود. پیش از برگزاری رای گیری، بیش از ۱۸۰ تن از ۱۸۸ دموکرات کنگره پشت او قرار داشتند و در نهایت نیز یکهزار و ۱۰۰ قانونگذار دولتی از این جبهه پیشرو حمایت کردند. در مقایسه تنها ۱۵۰ نفر پشت سندرز ایستادند.

 

تا ژوئیه ۲۰۱۵، کلینتون ۴۶.۷ میلیون دلار به اضافه ۳۰ میلیون دلار پول جمع کرد که بسیار جلوتر از سندرز بود. زمانی که رقابت شروع شد، هزینه های پیش بینی شده کارزار تنها برای سال ۲۰۱۵ ، رقم ۱۲ میلیون دلار بود.

 

بنابراین چالش سندرز، همانطور که ویور هم روایت می کند، این بود که چگونه یک نیروی بسیار کوچک از نظر منابع و زیرساخت قادر به شکست یک نیروی بسیار بزرگتر است.’

 

حالا ۳ سال پس از این روزها، بسیاری از دموکراتها اکنون به برنی بسیار نزدیکتر هستند تا کلینتون. بحث در مورد مراقبت های پزشکی به طور چشمگیری تغییر کرده است: ‘مراقبت های پزشکی برای همه’ تبدیل به یک شعار فراگیر برای همه شده است، در حالیکه کلینتون در سال ۲۰۱۶ از مخالفان سرسخت این طرح بود.

 

سندرز علاوه بر اینکه از مخالفان مداخله نظامی آمریکا در ویتنام و لیبی بود، به همان اندازه نسبت به اتحاد آمریکا با عربستان سعودی، که آن را به مدت سه دهه ‘دیکتاتوری ارباب رعیتی’ می نامید، تردید داشت. او از جمله کسانی بود که در کنار سناتور ‘کریس مورفی’ برای پایان دادن به حمایت ایالات متحده از جنگ عربستان در یمن مشغول به کار شد.

 

سندرز در سیاست داخلی نیز متمایز است. از سال ۲۰۱۶، دموکرات ها به یاد دارند که مبارزۀ انتخاباتی کلینتون چگونه بود؛ جنگ طبقاتی لفظی، از جمله دفاع از دستمزد کارگران علیه غول ثروتمند، یک راهبرد انتخاباتی موثر برای آنها بود. با این حال، بقیه سیاست حزب عمدتا به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به جمهوری خواهان و ترامپ بود. اما این اساسا چیز جدیدی نیست.

 

در مقابل، سندرز در کتاب خود می نویسد: ‘اقتصاد ما، زندگی سیاسی ما و رسانه ها، در دست چندین میلیاردر و شرکت بزرگ است. من باور دارم که حزب دموکرات هم در این وضعیت غم انگیز نقش بسیاری دارد’. سندرز انتقادات تندی را متوجه برخی رسانه ها کرد و از واژه رسانه های مورد حمایت نهاد خاص استفاده کرد؛ واژه ای که حتی وارن هم هیچگاه بکار نبرد.

 

بر خلاف انتقادهای شدید از سوی سندرز، این بدان معنا نیست که وی از شناختن نابرابری های تاریخی مربوط به جنسیت و نژاد خودداری کرده است. در مورد سوءاستفاده، پرداخت حقوق عدالت، زندان و حقوق مدنی، سخنان تند وی بسیار پیش از دموکرات ها مطرح شده است. (بسیاری از نظرسنجی ها نشان می دهد که قوی ترین پشتیبانی سندرز از زنان و نژادها است؛ اکثریت رای دهندگان سیاه پوست، صرف نظر از انتخابات اولیه در سال ۲۰۱۶، همچنان به طور مطلوب نگاهشان به سندرز است). سندرز به جای مبارزه با جمهوریخواهان تلاش می کند تا قدرت فوق العاده طبقه ثروتمند را با به کارگیری یک ائتلاف بزرگتر از طبقه کارگر و میانه، به چالش بکشد.

 

با این حال حتی بدون هیلاری کلینتون، سندرز رقابت سختی در انتخابات ۲۰۲۰ خواهد داشت. علیرغم محبوبیت فراوانش، شواهد کمی وجود دارد که او بخش بزرگی از رای افراد واجد شرایط را بتواند به خود اختصاص دهد و حزب دموکرات هم مانند دوره گذشته، سندرز را رقیب سرسختی برای خود نمی بیند.

 

از همه اینها گذشته، سندرز باید با خلق و خوی درون حزب دموکرات، قدرت رهبران و رای دهندگان مشابهشان مبارزه کند و تنها نقطه مشترک وی با این حزب، شکست ترامپ است. مبارزه برنی، از شیکاگو تا برلینگتون و کنگره، همیشه بزرگتر از شکست یک حریف تنها بوده است. همانگونه که او در سخنرانی خود در ۲ مارس (اسفند سال گذشته) در بروکلین اعلام کرد، هدف او صرف برنده شدن در انتخابات نیست، بلکه ساختن جنبشی است که می‌تواند ‘این کشور را تغییر دهد’.
از ویور تا اکاسیو کورتز، تقریبا هر چهره پیشرویی از دموکرات ها می‌خواهد تا اصلاحات ‘فرانکلین روزولت’ (رکورد دار چهار بار پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری و از برترین روسای جمهوری آمریکا) را در پیش گیرند.

 

با این حال، سندرز مقدمه ای راجع به ‘ما از اینجا به کجا می رویم’ با نقل قول از ‘آبراهام لینکلن’ (از روسای جمهوری برتر آمریکا) که به مراتب جنبشی جسورانه تر از روزولت به راه انداخت، نوشته است. لینکن در جملاتی بسیار شناخته شده در تاریخ آمریکا می گوید: از ‘حکومت مردم، توسط مردم و برای مردم’ دفاع کنیم. سندرز در ادامه می گوید: برای سرنگونی حکومت معدودی از ثروتمندان، و ادعای ‘تولد دوباره آزادی’ بر مبنای تساوی دموکراتیک برای همه، این یک انقلاب سیاسی است که ارزش مبارزه را دارد.

 

‘نیشن’ قدیمی‌ترین هفته ‌نامه آمریکایی است که به طور مرتب منتشر می‌شود و مقالات هفتگی آن از سیاست‌ مداران مترقی، اخبار فرهنگی، نظرات و تحلیل‌ها بیشترین شمار خوانندگان را دارد. سردبیر کنونی این نشریه ‘ویکتور ناواسکی’ است.

ایرنا

سندرز ۴۰۰ هزار بازداشتی فقیر را رسوایی در آمریکا نامید

سناتور و نامزد ریاست جمهوری آمریکا از حزب دموکرات با انتقاد از سیستم وثیقه نقدی در بازداشتگاه های آمریکا، وجود ۴۰۰ هزار نفر در بازداشتگاه‌ها را به دلیل نداشتن توان برای تامین وثیقه، رسوایی برای این کشور نامید.

ادامه »

امریکا, امریکای لاتین, جهان, حقوق بشر, خبر

رهبران کوبا و کانادا در خصوص مقابله با تصمیم اخیر آمریکا مذاکره کردند

نخست وزیر کانادا و رئیس جمهور کوبا با یکدیگر در خصوص بحران ونزوئلا و تصمیم اخیر دولت آمریکا برای اجازه به شکایت شهروندان آمریکایی علیه کوبا و شرکت‌های خارجی فعال در این کشور مذاکره کردند

ادامه »

اتحادیه اروپا, امریکا, امریکای شمالی, امریکای لاتین, تحریم, جهان, خبر, کانادا, کوبا

سندرز؛ انقلاب کوبا واقعا انقلابی در زمینه ارزش‌ها بود!

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست درگزارشی به روایت سفر سه دهه قبل «برنی سندرز» نامزد انتخابات سال ۲۰۲۰ آمریکا به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۸ میلادی پرداخت و نوشت: سندرز در آن سفر از سیاست خارجی و داخلی آمریکا انتقاد کرد.

ادامه »

اتحاد شوروی, افغانستان, امریکا, امریکای شمالی, جهان, روسیه, کوبا, نیکاراگوئه, ویتنام