نسرین ستوده: احضار شده‌ام اما به دادسرا نمی‌روم

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، بار دیگر به دادسرای مستقر در زندان اوین احضار شده است. اتهام جدید او در برگه احضار اعلام نشده است. این وکیل دادگستری می‌گوید در دادسرا حاضر نخواهد شد.   نسرین ستوده، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، از احضار خود به دادسرای ناحیه ۲۳ تهران، مستقر در زندان اوین، خبر

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر

تجمع اعتراضی بازنشستگان صنعت فولاد کشور مقابل مجلس از سر گرفته شد

صبح امروز گروهی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور برای چندمین بار با حضور مقابل مجلس شورای اسلامی، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند.   این گروه از بازنشستگان که از استان های اصفهان ،خوزستان ،کرمان ، گیلان ،تهران و البرز راهی ساختمان مجلس شورای اسلامی در میدان بهارستان شده‌اند، خواهان پرداخت به موقع حقوق و

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, کارگری

تجمع خانواده‌های کارگران مجتمع فسفات بافق بابت مطالبات معوقه مقابل فرمانداری

یکی از همسران کارگران مجتمع معدنی فسفات اسفوردی به نمایندگی از معترضان، گفت: همسرم پس از ۱۶ سال سابقه کار حالا برای دریافت حقوق دچار مشکل شده است.   وی افزود: از یکسال پیش که این معدن به بخش خصوصی واگذار شده فیش حقوقی به کارگران داده نمی‌شود.   وی با بیان اینکه در حال‌حاضر

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, کارگری

ضرورت مبارزه سازمان یافته جنبش سندیکایی علیه قراردادهای موقت

همانندِ تاراجِ منابعِ ملیِ کشورمان با سیاستِ خصوصی سازی، تحمیلِ قراردادهایِ موقت و سفید امضاء به طبقۀ کارگر، پویۀ رژیم برایِ تهدید مداوم نیرویِ کار و بهره‌کشی سبعانه از آن بوده است. ادامۀ این سیاست‌ها، تنها راه رژیم برایِ ارائۀ سودِ تصاعدی برایِ پایگاهِ طبقاتی خود، یعنی کلان سرمایه‌داریِ تجاریِ و سرمایه‌داریِ دیوان سالار و

ادامه »

ایران, حقوق بشر, کارگری, مقاله

نامه رضاشهابی به‌مسوولان قضایی درباره رفتار توهین‌آمیز با زندانیان هنگام اعزام به‌بیمارستان

رضا شهابی، کارگر زندانی، طی دو نامه جداگانه خطاب به رییس زندان رجایی‌شهر کرج و رئیس سازمان زندان‌ها، از برخوردهای توهین‌آمیز ماموران هنگام اعزام زندانیان به بیمارستان و همچنین کیفیت بد و شرایط غیربهداشتی غذای زندان شکایت کرد. یک منبع مطلع نیز به کمپین گفت زندان رجایی‌شهر کرج، از کنجاله دامی وارداتی به عنوان سویا

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, کارگری

تُرش و شیرینِ زندگی رضا و ربابه/ روایت «همدلی» از این روزهای خانواده آقای رضا شهابی

روایت «همدلی» از این روزهای خانواده آقای رضا شهابی، راننده اتوبوس شرکت واحدکه نامش مدتی است در رسانه‌ها زیاد شنیده می‌شود

 

این روزها بحث‌های پیرامونش داغ شده؛ کمی داغ‌تر از سال‌های پیش که باز او نبود و همسر و دو فرزندش در ورودی خانه کوچک اجاره‌ای‌شان که دربش به نیم متر هم نمی‌رسد، صمیمانه مهمان‌ها را بدرقه می‌کردند.

«جیحون» را باید بیایید پایین، دست راست سر «مالک اشتر» کوچه‌ای هست که به یک بن‌بست منتهی می‌شود؛ محل زندگی «رضا شهابی»؛ «گلچین» سندیکای کارگری؛ اسمی که به بن‌بست می‌رسد، گلچین است.

این خانه بسیار قدیمی است و ممکن است از بیرون در هنوز هم بوی ترشی‌های جور واجوری که برای فروش درست می کردند، مشام را قلقلک بدهد.

بچه‌ها دیگر آن دختر و پسر تپل و بامزه سال‌های پیش نیستند؛ شیرین ۱۸ ساله و محمدامین ۱۹ ساله شده و این‌بار باتجربه‌تر و رسمی‌تر به میهمان‌ها سلام کرده یا از آن‌ها خداحافظی می‌کنند. آن‌موقع هنوز زندگی‌شان بوی ترشی به خود نگرفته بود.

می گویی در کشوری که آزادی بیان وجود دارد، قرار است، درد دل شما را به گوش مسئولان برسانیم، چه بگوییم و ربابه خانم توضیح می‌دهد که «بالاخره رضا کارگر این مملکت است؛ باید به حق و حقوقش برسد و این‌طوری درست نیست؛ جفا است در حق رضا، من و بچه‌ها.»

از «ترشی»‌ها می‌پرسی و این‌که با نبود آقای شهابی، قضیه‌شان به کجا رسید؟ می‌گوید «الان خب کمتر شده چون آقای شهابی نیست؛ اما داریم انجام می‌دهیم؛ منبع درآمدمان همین است و چیز دیگری نداریم.»

 

فقط می‌خواهد از «رضا» حرف بزند

 

با داوود رضوی سخنگوی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تماس می‌گیری، مردی که مرداد سال گذشته حدود پنج ساعت با همکارانش مقابل شهرداری تهران، زیر آفتاب سوزان خیابان بهشت، ایستاده بودند تا بگویند بعد از گذشت ده‌ها سال از فعالیتشان، «خانه ندارند»؛ رضوی نه می‌خواهد درباره آن «۱۵۰۰ تا ۲هزارنفر درگیر در پروژه‌های مختلفی صحبت کند که هزینه خانه‌هایشان را پرداخت کردند اما خانه‌ها به آن‌ها تحویل داده نشد» و نه دیگر دنبال آن است که «پس این ۷۵ میلیارد چه شده؟»؛ فقط می‌خواهد از «رضا» حرف بزند و در حال حاضر گرفتاری یک هم‌صنفی را گرفتاری خودش می‌داند.

 

می‌گوید، او یکی از راننده‌های شرکت واحد و عضو هیات‌مدیره سندیکا بود و به همین دلیل فعالیت‌هایی در سندیکا انجام می‌داد مثل من، آقای مددی و سایر دوستان؛ اصلا هیات‌مدیره چون در انتخابات سال ۸۴، رای گرفته، موظف است که این فعالیت‌ها را انجامدهد.

 

اما فعالیت‌هایی که آقای رضوی به آن‌ها اشاره می‌کند، چانه‌زنی با کارفرما بود، شرکت در تجمع‌ها و اعتراض‌های مسالمت‌آمیز هم بوده؛ فرصت‌هایی که راننده‌های شرکت واحد با توسل به سندیکا و هیات‌مدیره برای پیگیری مطالباتشان به دست آورده بودند تا صدای خود را به شهرداری و دولت و… برسانند.

 

این است که به گفته این هم‌صنفی، آقای شهابی «وظیفه اخلاقی‌اش» را که در قبال رای‌دهندگان انجام می‌داده؛ از طرفی حقوق خود او درگیر بوده به واسطه این‌که خودش هم از راننده‌های شرکت واحد بود.» او توضیح می‌دهد که « البته گاهی مواقع، مسئولان، تجمع‌ها را برنمی‌تابیدند و فشارهایی هم بود که آدم‌هایی مثل رضا کنار بروند اما او، ماند؛ به خاطر قولی که برای پیگیری حق و حقوق اولیه هم‌صنفی‌هایش داده بود، نتوانست کنار برود. این بود که به حبس محکوم شد؛ چهار سال از محکومیتش را کشید؛ در سال ۹۳ به خاطر مشکلات جسمی که برای گردن و کمرش به وجود آمد، برای این‌که به او رسیدگی شود، اعتصاب غذا کرد و بعد از حدود ۵۰ روز بیرون آمد و تحت درمان قرار گرفت؛ جراحی سنگینی روی گردن و مهره‌های کمرش انجام شد؛ بعد از آن هم شورای پزشکی تشخیص داد که باید خارج از زندان ادامه درمان داشته باشد و همین مساله باعث شد که تا ۱۸ مرداد امسال از زندان بیرون باشد؛ تقریباسه سال.»

 

معمولا مرخصی پزشکی، «ادامه حبس» محسوب می‌شد!

 

معمولا زندانی که با مرخصی پزشکی بیرون می‌آید، ادامه حبس‌اش حساب می‌شود، با این حساب، دوسه‌ماه بیشتر از حبس‌ رضا شهابی، باقی نمانده بود که احضار شد تا خودش را دوباره به زندان معرفی کند برای این‌که به «ملک» وثیقه‌گذارش آسیبی وارد نشود.
به این ترتیب، او به زندان می‌رود تا سه ماه باقیمانده از محکومیتش را بکشد، در «رجایی‌شهر» می‌شنود که محکومیتش تمام شده، فردا صبح مراجعه کند؛ فردا صبح اما او را نگه می‌دارند و به او می‌گویند که «حدود ۹۰۰ روز دیگر باید حبس بکشید؛ یک سال به دلیل اعتراض در زندان(بند ۳۵۰) ، دو سال هم غیبت»؛ همه این‌ها در حالی رخ می دهد که رضوی می‌گوید «او مرخصی پزشکی بود و بارها خودش را معرفی کرده بود که برگردد.»

 

رفته بود سه ماهش را بکشد

 

حالا آن رضایی که رفته بود سه ماهش را بکشد، فهمیده سه سال دیگر هم باید بماند؛ دوستش داوود می‌گوید که توی این وضعیت برای اعتراض، دوباره اعتصاب غذا کرده. حدود ۱۰ روز از اعتصاب غذایش گذشته که وزارت کار یکبار پیگیری می‌کند و اتفاق دیگری نمی‌افتد. همسرش درخواست کمک می‌کند، روز ۱۴ شهریور اعتراضی مقابل مجلس صورت گرفت. همان روز نماینده محترم دادستانی به ملاقات آقای شهابی می‌رود و از او می‌خواهد خواسته‌هایش را بنویسد و خانواده‌اش منتظرند که دادستانی طبق وظیفه‌شناسی‌اش عمل کند.

 

وزارت کار خودش شده سد راه کارگرها

 

از آقای رضوی می‌پرسی، «به عنوان یک فعال کارگری در این حوزه، چه فکر می‌کنید راجع به این‌که وزارت کار این‌قدر با احتیاط در مورد کارگران اتوبوسرانی عمل می‌کند؟» و او می‌گوید « وزارت کار هیچ‌وقت نیامد برای فصل ششم قانون کار اصلاحیه بدهد؛ خودش سد راه فعالیت سندیکای کارگری و تشکیلات مستقل کارگری است؛ این وزارت، علنا می‌داند که در بدنه شرکت واحد یا شرکت‌های شورای اسلامی کار هیچ جایگاهی بین کارگرها ندارد.

 

ما بارها و بارها مدارک بسیار مستندی از تقلب شوراها بردیم آن‌جا و حالا جدیدا بر اساس فشاری که وارد کردیم، دو سامانه را منحل کردند که الان دوباره در حال راه‌اندازی است که شورای اسلامی کار بشوند؛ در صورتی‌که هیچ‌وقت نیامده‌اند یک مجمع بگذارند؛ انتخاباتی که این‌ها در سطح شرکت واحد و کارگری می‌گذارند، هیچ‌کدام مجمع ندارد؛ مثلا می گویند، فردا انتخابات است بیایید رایبدهید! »

 

می‌گویند درخواست دستمزد عادلانه کردیم

 

می‌گوید «پنج سال من دارم؛ پنج سال و سه ماه آقای مددی»؛ سال‌های حبسشان است که حالا در مرحله تجدیدنظر است.
رضوی می‌گوید «درخواست کردیم دستمزد عادلانه‌ای برای کارگرها در نظر بگیرند.» برای نمونه کارگرهای شرکت واحد را مقابل شهرداری آورده‌اند برای مطالبات مسکنشان. به آن‌ها گفته‌اند که «شما مساله مسکن را مستمسک قرار داده‌اید.» و آن‌ها می‌خواهند بدانند یک گروه ۶۰۰۰ نفره‌ای که در شرکت واحد هیچ اعتباری نگرفته، چه مستمسکی می‌تواند داشته باشد؟
به تصویرهای خیابان بهشت در ظهر یک روز گرم مرداد سال گذشته اشاره می‌کنی؛ آن‌جا که کارگران شرکت واحد مقابل شهرداری تکه‌های نان را روی دست بلند کرده بودند؛ می‌گوید«ساعت دوازده بود، آقایان شهرداری رفتند ناهارشان را بخورند ما هم نان بربری خریدیم، و عده‌ای هم عکس گرفتند؛ این‌طور نبود که مثلا بخواهیم شعار «نان، مسکن، آزادی» سربدهیم! می‌گوید الان بعضی خبرگزاری‌ها که اسمشان را با نام ما کارگرها مزین کرده‌اند، حق انتشار خبرهای ما را ندارند؛ دلیلش را نمی‌داند.

 

ربابه خانم از رضا می‌گوید

 

ربابه رضایی، همسر رضا شهابی است. می‌گوید «من که آقای شهابی را روز چهارشنبه دیدم، وزنش هم خیلی آمده پایین و معده‌اش دوباره درد می‌کند؛ البته از چهارشنبه تا حالا از او خبری ندارم.»
از او درباره وزارت کار و صحبتی که با آن‌ها شده می‌پرسی، می گوید:« صحبت کردند اما فعلا که هیچ کاری انجام ندادند؛ گفتند رسیدگی و پیگیری می‌کنیم اما متاسفانه هنوز هیچ خبرینیست.»

گمان می‌کنی که از وزات کار آمده‌اند، خانه‌شان اما می‌‌گوید که ما را خواستند و رفتیم پیش آقای هفده‌تن؛ معاون روابط کار را می‌گوید.
می‌پرسی چه خواسته بود آقای شهابی؟ شما که شریک زندگی‌اش هستید، دغدغه اصلی‌اش چه بوده؟ ربابه خانم می گوید که «آقای شهابی از حق وحقوق خودش و هم‌صنفی‌هایش و هم‌طبقه‌ای‌هایش دفاع کرده؛ خواسته که همه، امکانات داشته باشند؛ خانه داشته باشند؛ همان رفاهی را که دیگران دارند ما هم داشته باشیم؛ نه در سطح بالا، اما در سطح این‌که بتوانیم زندگی‌مان را بگذرانیم.»
و دیگر انتظار جواب نداری

 

وزارت کار در همان ملاقات به خانواده رضا شهابی، گفته که ما پیگیری می‌کنیم اما تا حالا اقدامی نکرده؛ از همسر این فعال سندیکای کارگری می‌پرسی مگر خواسته‌های کارگران شرکت واحد از وزارت کار، چیز مرموز و غریبی است که پذیرشش تا این حد دشوار بوده و ماحصل‌اش برخوردهای پیچیده عجیب است و احضار و در نهایت اعتصاب غذا؟
و دیگر انتظار جواب نداری…
آساره کیانی:
سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه

اعتراض مسالمت آمیز رانندگان خطوط تندرو شرکت واحد برای آزادی رضا شهابی

رانندگان شرکت واحد امروز ۲۲شهریوردر اعتراضی مسالمت آمیز خواستار آزادی رضا شهابی عضو زندانی سندیکای واحد شدند.   بنابر درخواست سندیکای کارگران شرکت واحد ، امروز۲۲شهریور رانندگان خطوط BRTاز ابتدای صبح به نشانه اعتراض به زندانی کردن مجدد رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای واحد که درسی وششمین روز اعتصاب غذا بسر میبرد چراغ های

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, کارگری

اعتراض با چراغ روشن و کم کردن سرعت خطوط بی آرتی برای نجات جان شهابی

همکاران گرامی و شریف شرکت واحد، رانندگان زحمت کش، سی و چهار روز است که رضا شهابی راننده حق طلب شرکت واحد در زندان رجایی شهر در اعتراض به عدم آزادی خود پس از پایان پنج سال زندان، اعتصاب غذا کرده است.   رضا از سال ۸۳ بی وقفه و سخت کوش برای احقاق حقوق

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, کارگری

مالک جدید کارخانه یاس خرمشهر حاضر به‌قبول هیچ مسئولیتی در قبال کارگران نیست

این کارگران که طی چند سال گذشته به دفعات مقابل نهاد‌های مختلف دولتی در استان تجمع کرده‌اند؛ می‌گویند: مسئولان استانی هر بار قول پیگیری مطالبات معوقه ما کارگران را می‌دهند اما در عمل تاکنون اتفاقی نیفتاده است.   با گذشت پنج سال از زمان توقف فعالیت کارخانه «صابون‌سازی یاس خرمشهر»وضعیت شغلی حدود ۶۹ کارگر باقیمانده

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, کارگری

محمود بهشتی لنگرودی ساعتی پیش در منزل شخصی خود بازداشت شد

محمود بهشتی لنگرودی ساعتی پیش در منزل شخصی خود بازداشت شد. حقوق معلم و کارگر پیش از بازداشت با او مصاحبه ای انجام داده که مشروح آن را در زیر می‌خوانید:   حقوق معلم و کارگر : بنا بر اخبار منتشر شده ، شما جهت اجرای حکم به زندان احضار شده اید اگر ممکن است

ادامه »

ایران, حقوق بشر, خبر, معلمان